خط و کتیبه‌نگاری در زیلو (بخش دوم)

در کتیبه‌‌هایی که زیلو بر بخش معینی از مسجد وقف می‌شد، عبارت نوشتاری عمدتاً بدین صورت بوده است:

«وقف نمود اقل‌الحاج محمدبن مرحوم صالح دهابادی این فرد زیلو را به ستون پیش محراب شبستان جديد. بیرون نبرند مگر فصل تابستان به مسجد جامع جنب آن فرش نمایند مأذونند سنه ۱۲۵۷ عمل محمدعلی».

«وقف نمود بنت محمد صالح هي المسماه مخدوم زاده رکنابادی این زیلو را بر مسجد قريه مزبوره به موضع در زد به جنب مصنعه حاجی محمد حیدر خلاف کننده ملعون باد في سنه ۱۲۰۰».

مطلب دیگری که در زیلوها قید شده، شروطی است که وقف‌کننده برای خارج کردن زیلو از مسجد گذارده است. در اکثر کتیبه‌ها واقفان بر بیرون نبردن زیلو از مسجد تأکید کرده‌اند و اگر چنین اجازه‌ای داده شده مشروط به عذر شرعی یا تطهیر زیلو و در مواردی حمله و غارت دشمن و یا به اجازه امام مسجد بوده است. چنین تأکیدهایی موجب شده تا زیلوها همواره در مکان خاص خود گسترده باشند و از فرسایش آنها جلوگیری شود و موجبات سالم ماندن زیلوها فراهم آید. عبارات ذکر شده در این موارد بدین قرار است:

١. بدون عذر شرعی از موضع مذکور بیرون نبرند.

۲. از مسجد مذکوره بیرون نبرند.

٣. از موضع مذکور بیرون نبرند.

۴. بدون ضرورت شرعی بیرون نبرند

۵. بیرون نبرند مگر برای تطهیر.

۶. بیرون نبرند مگر در شبستان مسجد مزبور برند.

۷. به جهت تطهير.

۸. بیرون نبرند بدون عذر شرعی

۹. مشروط آنکه بیرون نبرند.

۱۰. بیرون نبرند مگر به جهت خوف و غارت.

۱۱. مشروط آنکه نخرند و نفروشند و از مسجد مزبور بیرون نبرند.

۱۲. بدون عذر شرعی از مسجد مزبور بیرون نبرند.

۱۳. مشروط آنکه نخرند و نفروشند و نباد جز عذر شرعی از مسجد بیرون نبرند.

۱۴. بیرون نبرند مگر به عذر شرعی.

۱۵. بیرون نبرند مگر برای عزاداری اباعبداله.

۱۶. بیرون نبرند مگر جهت تطهير شرعی.

۱۷. بیرون نبرند مگر باذن امام.

۱۸. به جای دیگر نبرند.

۱۹. مگر جهت تطهیر و بردن در گرمخانه به جهت ضرورت مرخصند.

۲۰. بیرون نبرند مگر جهت تطهير مأذون باشند.

۲۱. غیر از بانی و امر تطهیر.

۲۲. بدون عذری از موضع مذکور بیرون نبرند.

۲۳. مگر برای تطهیر و خوف تلف.

۲۴. هرگاه در مسجد دیگر خواسته باشند کسی مانع نشود.

۲۵. بیرون نبرند مگر جهت تعزیه‌داری خامس آل عبا و تطهیر.

۲۶. در شبستان مسجد ضرور شود فرش نمایند مأذونند.

۲۷. هرگاه ضرور شود در سردخانه‌ی مسجد مزبوره بیندازند و از آفتاب و بارش محفوظ دارند

۲۸. مگر به جهت اطلاع.

۲۹. بیرون نبرند مگر به جهت تطهیر و غارت دشمن

عبارت دیگری که در کتیبه‌نویسی زیلوها آمده و بعد از عبارت «شروط خارج نمودن زیلو از مکان وقف» قرار گرفته، لعن و نفرینی است که به خلاف کنندگان مورد وقف فرستاده می‌شود. این عبارت‌های لعن و نفرین شخص یا اشخاص را در معذوریت شرعی قرار می‌داد تا خلاف آنچه در کتیبه قید شده است، عملی انجام ندهند؛ چرا که عبارت‌های ذکر شده در کتیبه‌ها سندی غیرقابل تغییر در پیش روی مردم بود و امکان تخطی را از خاطیان سلب می‌کرد. جملات لعن و نفرین بدین صورت می‌آمده است:

۱. خلاف‌کننده ملعون باد.

۲. خلاف‌کننده که لعنت ابدی کرد.

٣. خلاف‌کننده به لعنت ابدی گرفتار باد.

۴. خلاف‌کننده ملعون است.

۵. خلاف‌کننده به لعنت ابدی گرفتار است.

۶. طمع کننده ملعون است.

۷. طمع‌کننده ملعون باد.

۸. حذف تلف و خلاف‌کننده ملعون باد.

۹. هر کسی بیرون ببرد ملعون باد.

۱۰. خلاف‌کننده به لعنت خدا گرفتار باد.

از میان عبارت‌های ذکر شده عبارت «خلاف‌کننده به لعنت ابدی گرفتار باد» بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است. یکی دیگر از ویژگی‌های مهم زیلو که در کتیبه‌نویسی‌ها آمده، امضا استادکاران است که بر اساس آن می‌توان آثار استادان مختلف این هنر را شناسایی کرد. اینکه چرا و چگونه امضا زدن بر اثر در زیلوبافی معمول و متعارف شده در حالی که در دیگر هنرهای ایرانی این چنین مرسوم نبوده، مشخص نیست. شاید یکی از علل عمده آن اهمیت و اعتبار فرهنگی و دینی زیلو باشد که جدای از کارکرد پوششی خود به منزله یک فرش، دارای جایگاه و ارزش‌های مختلف در میان مردم بوده است و بدین جهت بافندگان نیز در مقام کسانی که در عمل خير شریک‌اند، نام خود را در کنار سفارش‌دهندگان قید می‌کرده‌اند. ذکر نام بافندگان در زیلو به صورت‌های مختلفی بوده است.

معمول‌ترین گونه آن آوردن نام با القابی نظير «عمل کمترین» است. در برخی از زیلوها نیز بافنده نام خود را با حروف ابجد آورده است، با نام خود را در گوشه کتیبه به صورت کوچکتر نگاشته است. نکته‌ی قابل توجه آنکه در زیلوهای خانگی کمتر بافنده نام خود را می‌نگاشت؛ چرا که زیلوهای خانگی عمدتا دارای کتیبه نویسی نبوده است. القاب و عناوینی که بافندگان و استادکاران پیش از آوردن نام خود ذکر می‌کردند، چنین است:

باله‌های خانگی عمدتا دارای کتیبه نویسی نبوده

۱. عمل

۲. عمل كمترين

۳. عمل كمترين خلايق

۴. بافنده

۵. عاقبت خیرباد

۶. اقل‌السادات

۷. اقل خلايق

۸. اقل‌الطلبه

۹. عمل بنده‌ی کمترین

۱۰. عمل بنده‌ی امیدوار

۱۱. عمل استاد

۱۲. عمل حقير

نکته‌ی قابل توجه آنکه عبارت «عمل» بیش از سایر عبارت‌ها تکرار شده است.

در برخی موارد بافندگان در کنار نامشان نام پدر یا پدربزرگ خود را نیز آورده‌اند. بیشتر استادکارانی که فرزند بافندگان مشهور بودند با ذکر نام پدر یا پدربزرگ خود، تبحر و استادی خویش را یادآوری می‌کردند؛ چرا که در کنار آنها کار کرده و از مهارت‌هایشان بهره‌ها گرفته بودند. بدین مناسبت حتی گاهی نام پدر یا پدربزرگ بر نام بافنده پیشی می‌گرفت و بدین صورت تقدم استادی و بزرگی نیز حفظ می‌شد (تصویرهای ۶۶ و۶۷)؛ بدین صورت که:

«وقف نمود حاجی‌الحرمین‌الشریفین حاجی امین ولد مرحمت‌پناه آقا ربیع فراشاهی این زیلو را بر مسجد قدمگاه قريه‌ی مزبوره مشروط آنکه نخرند و نفروشند و از مسجد بیرون نبرند مگر به جهت تطهیر یا خوف غارت. خلاف‌کننده ملعون باد سنه ۱۲۳۷ عمل ابن شاه حسین ابوطالب اشکذری»؛ یا «وقف نمود ابن محمدحسین ابراهیم رکنابادی این زیلو را با سه عدل دیگر بر مسجد قريه‌ی مزبوره به بموضع در بجنب مصنعه حاج محمد حیدر خلاف‌کننده ملعون باد في سنه ۱۰۶۱ عمل ابن وکیل، کریم میبدی».

در کنار کار نام بافندگان و واقفان زیلوها نام افراد دیگری ذکر شده که به واقع فرش به تلاش و سعی آنها تهیه شده است. این افراد عمدتا از بانیان مساجد و امامان مسجد و یا خیرینی بوده‌اند که موجبات رونق و رواج زیلوبافی را فراهم می‌کرده‌اند و در بسیاری از موارد از محل کمک‌های مردمی که به مسجد یا هر مکان متبرکه دیگری شده بود زیلو سفارش می‌دادند. در این صورت در کتیبه‌ها ضمن ذکر نام شخصی که هزینه‌ی فرش را پرداخت کرده بود، نام شخصی که سفارش‌ها را به زیلوباف داده و نیازهای فرش بنا را معین کرده بود نیز عنوان می‌شد و عمدتاً عبارت «بسعی» پیش از نام شخص ساعی قرار می‌گرفت. القاب و عناوینی که برای ساعیان می‌آمده عمدتاً بدین قرار بوده است:

۱. بسعی توفیق آثار

۲. بسعی عالیحضرت سلالة‌السادات

٣. بسعی تقوی شعاره

۴. بسعی حاجی‌الحرمین‌الشریفین

۵. بسعی جناب مقدس القاب

۶. بسعی عالیجناب

۷. بسعی اقل‌الطلاب آخوند

۸. بسعی جناب سلالة‌السادات العظام الكرام

این گونه کتیبه‌ها بدین صورت نگارش می‌یافت: «وقف است این زیلو با دو عدد دیگر بر مسجد جامع قریه‌ی هفتاد رمن قری دارالعباده‌ی یزد بسعی توفیق آثار حسنعلی خلف مرحوم مهدی من القرى في سنه ۱۲۲۱».

یکی دیگر از ویژگی‌های منحصر به فرد کتیبه‌های زیلو ذکر تاریخ بافت است که در انتهای کتیبه‌ها نوشته می‌شد. این تاریخ‌ها همواره به صورت هجری قمری درج می‌گردید و این سنت تا امروز نیز همچنان معمول و متعارف است.

نگارش تاریخ بافت به روش‌های متعددی بود که در برخی از زیلوها تاریخ بعد از کلمه‌ی «سنه» قرار می‌گرفت. در برخی نیز تاریخ به طور کامل و با حروف نگاشته می‌شد. در برخی دیگر از زیلوها در ضمن نگارش حروف، تاریخ به صورت عدد نیز ذکر می‌شد. این تاریخ‌نگاری‌ها با عناوینی شروع می‌شد که عمدتا از این قرار بود:

۱. في سنه ...

۲. تحريراً في...

٣. في شهر ...

۴. مات في شهر...

۵. من‌القريه في شهر ...

۶. مصادف شهر...

۷. سنه ...

۸. من‌القرى في ...

۹. تحریراً سنه

«... سلطان علی این زیلو را بر مسجد جامع قريه‌‌ی هنزایی قهستان دارالعباده‌ی یزد تحريراً في شهر رمضان المبارک سنه ۱۰۲۵ خمس عشرین و الف الهجريه النبويه عمل بنده‌ی کمترین علی‌بن شمس‌الدین قطب‌الدین میبدی».

«وقف کرد مسماه فاطمه خاتون بنت محمدبن شمس‌الدين بن شعبان این زیلو را با یک عدد دیگر بر مسجد حصار رکناباد میبد تحریراً في شهر محرم‌الحرام سنة خمسين و تسعمائه عمل بنده کمترین علی‌بن حسن‌بن حسين ... ( پاره شده)».

گفتنی است که در عمده‌ی زیلوها ماه با حروف و سال با عدد نوشته شده است و از کلمه‌ی «سنه» بیش از سایر عبارت‌ها استفاده کرده‌اند.

 «وقف شرعی نمودند حضرات جماعت قریه بفروئیه این زیلو را بر مسجد جامع قريه مزبوره مشروط آنکه در مسجد مزبور بیرون نبرند و نخرند و نفروشند. خلاف‌کننده به لعنت ابدی گرفتار باد. برب‌العباد تحريرا في شهر رجب المرجب سنه ۱۲۲۰ عمل ابن محمدعلی قاسم میبدی».

اشعار و ادعیه از دیگر مطالبی است که در برخی از کتیبه‌ها آمده است. در این اشعار و ادعیه، طلب دعای عاقبت به خیری، عمر طولانی، زندگانی توأم با سلامت نفس و دعا برای روح درگذشتگان از خواننده‌ی کتیبه طلب شده است. این عبارات نشان‌دهنده عمق اعتقادات فرهنگی واقفان و بافندگان است؛ چنان که در زندگی روزمره نیز طلب چنین آرزوها و تقاضاهایی همواره بین مردم کوچه و بازار تکرار می‌شد.

اشعار و ادعیه عمدتا بدین گونه نگاشته می‌شد:

۱. عاقبت بخیر باد.

۲. عاقبت واقف به خیر باد.

٣. قربة الى‌الله و طلبا المرضاته.

۴. طلبا المرضاته.

۵. تا جهان باد در جهان باشی، وز بد خلق در امان باشی.

۶. حرمت مهر سلیمان چند روزی رفت، تا قیامت سجده‌گاه خلق خاک کربلا.

۷. هر که خواند دعا طمع داریم، زانکه ما بنده گنه‌کاریم.

۸. بکام و فلک یار باد، بکام تو بادا سپهر بلند.

۹. ثواب این بر روح حاجی مزبور به نمودند.

۱۰. امید که ثواب آن بر روح واقف و ساعی عاید گردید.

۱۱. یک عزیزی که تمنای فاتحه دارد. امید که نظر کننده همه را به دعای مغفرت یاد نماید.

۱۲. و ثواب آن را به روح و مرحمت غفران پناه حاجی مزبور در خود هبه نمود.

۱۳. که ثواب این امر چنین بر روح واقف و ساعی عاید گردید.

۱۴. و ثواب آن بر روح والدينش مرحوم ...

۱۵. کافه مسلمانان بر آن نماز گذارند و از منافیات وقت محترز باشند.

۱۶. از نمازگزاران التماس دعا دارم.

۱۷. ثواب آن بر روح واقف عاید گردد.

۱۸. که ثواب امر چند بر روح واقف.

در کتیبه‌نویسی‌های زیلو مطلب دیگری که جالب توجه است و در خور تعمق اشتباهات و غلط نویسی‌‌هایی است که صورت گرفته است و یکی از علل عمده آن نیز بی‌سوادی برخی از بافندگان و استادکاران بوده است؛ چرا که اگر سفارش‌دهنده یا ساعی هم اشتباهی در نگارش می‌کرد، استادکاری که دارای سواد لازم بود، می‌توانست آن اشتباه را برطرف سازد. این مسئله امروزه نیز وجود دارد. استاد زارع شاهی، استادکار موزه زیلوی میبد در توضیح چگونگی اجرای کتیبه‌ها اظهار کرد که سواد خواندن و نوشتن ندارد و نوشته‌ها را از روی شکل می‌شناسد و همانند نقش با آنها برخورد می‌کند. در اینجا شاید ذکر خاطره‌ای خالی از لطف نباشد:

در حدود سال ۱۳۸۰ زیلویی را به استاد صفرعلی فتاحی که از بافندگان اردکانی و کم‌بیناست سفارش دادم. هنگام تحویل زیلو متوجه شدم نام فرزندم «پارسا» به اشتباه «پاسدار» درج شده است. این زیلو را برای اولین سال تولد پسرم سفارش داده بودم. استاد فتاحی در توضیح اظهار کردند که پسرم متن نوشته شما را خوانده است و چون او نیز تازه مدرسه را شروع کرده است نتوانسته دست خط را درست بخواند و پارسا را پاسدار خوانده و من هم براساس گفته‌ی او مج‌بندی کرده‌ام. توضیح آنکه این زیلوی رفو شده کماکان موجود است.

این‌گونه اشتباهات یا غلط‌های املایی بعضا موجب می‌شود خواندن یک زیلو دچار مشکل گردد و مخاطب منظور نظر واقف را متوجه نشود و یا در برخی اسامی خاص و یا اسم مکان‌ها دچار اشتباه و سردرگمی شود. البته یادآوری این نکته نیز لازم است که در برخی موارد بعضی از اسامی به گویش محلی نگاشته شده که در این صورت آشنایی با آن گویش ضروری است. برخی اشتباهات نگارشی کتیبه‌ها بدین قرار است:

۱. «به اینجا» که بعضا به غلط «پیچا» نگارش شده است

۲. «خواند» که بعضا به غلط «خاند» نگارش شده است.

۳. «مرحومه» که بعضا به غلط «مجرم حومه» نگارش شده است.

۴. «مزبور» که بعضا به غلط «مزبون» نگارش شده است.

۵. «بسعی» که بعضا به غلط «بسوی» نگارش شده است.

۶. «ضعیفه» که بعضا به غلط (صیغه) نگارش شده است.

۷. «جمادی‌الاول» که بعضا به غلط «جمادی‌الوی» نگارش شده است.

۸. «بابت» که بعضا به غلط «بابط» نگارش شده است.

۹. «شاه ولی» که بعضا به غلط «شاهولی» نگارش شده است.

۱۰. «ندوشنی» که بعضا به غلط «ندوشی» نگارش شده است.

۱۱. «رابط» که بعضا به غلط «رابت» نگارش شده است.

۱۲. «تمام شد» که بعضا به غلط «تماشد» نگارش شده است.

۱۳. «ملازم» که بعضا به غلط «ملاز» نگارش شده است.

۱۴. «نصرت‌آباد» که بعضا به غلط «نصترآباد» نگارش شده است.

۱۵. «روضه‌خوانی» که بعضا به غلط «روضه‌خانی» نگارش شده است.

۱۶. «است» که بعضا به غلط «اسب» نگارش شده است.

۱۷. «والمعتمدين» که بعضا به غلط «والمعتمرين» نگارش شده است.

۱۸. «خيرالحاج» که بعضا به غلط «خیراکاج» نگارش شده است.

چنان‌که پیشتر نیز اشاره شد، برخی از علایم حروف در زیلوبافی نوشته نمی‌شود؛ مانند «ء» همزه یا « ّ » تشدید و یا «گ» که به «ک» تغییر شکل می‌دهد. مثلا:

۱. گرمسیر که «کرم سیر» نگاشته شده است.

۲. قدمگاه که «قدم کاه» نگاشته شده است.

۳. «رجاء» که «رجا» نگاشته شده است.

این دسته از کلمات در کتیبه‌های زیلو غلط محسوب نمی‌شود و نوشتن آنها بدین‌گونه معمول و متعارف است.