حلبی‌ساز، زرگر و نقره‌ساز

در این مطلب، ما در مورد حلبی‌ساز، بخاری‌ساز و جواهر سازان کشورمان و همچنین نحوه کارشان بحث خواهیم کرد:

حلبی‌ساز و بخاری‌ساز

حلبی‌ساز قسمت بیشتر کارهایی که به وسیلهٔ مسگر انجام می‌شد به خود اختصاص داده است علت عمده‌اش آنست که پیت‌های حلبی نفت و همچنین قطعات حلبی نورد شده‌ای که از خارج وارد می‌شود زیاد شده است. بغیر از کارهای زیادی که حلبی‌ساز با حلبی انجام می‌دهد کارهای دیگری هم با آهن سپید انجام می‌دهد، وسعت و میدان فعالیت وی مانند آهنکاران غربی نامحدود است.

چند نمونه از فراورده‌های او را در زیر می‌آوریم: ناودان، لوله ناودان، شیروانی، طرهٔ شیروانی، کارهای فلزی برای خانه ها مثل آبپاش، سطل، ظرفهای بزرگ آب برای سقّاخانه، ظرف نفت یا نفتدان، قیف و بسیاری دیگر که اغلب تقلید ساده‌ای از محصولات صنعتی غرب است. در بسیاری از جاها حلبی‌ساز اجاق و بخاری هم درست می‌کند چون روز به روز مصرف ذغال سنگ زیاد می‌شود منقلهای ذغال چوبی را عوض می‌کنند. بخاری از ورقه‌های آهن سیاه ساخته شده و قسمت پایین آن را آجر می‌گذارند.

حلبی ساز لولهٔ بخاری، زانوی لوله، و زیر بخاری نیز می‌سازد. در شهرهای بزرگ بخاری‌ساز تخصصی در این رشته پیدا کرده است. اخیراً از وقتی که دولت قطع بیرحمانه درختان را برای آتش و ذغال منع کرد نفت و گازوئیل مصرفش بسیار زیاد شده و تعداد زیادی از بخاریها و آبگرمکن‌هایی که با این نوع سوختها کار می‌کنند به دست اجاق سازها ساخته می‌شود. بسیاری از ابزارهای حلبی‌ساز همانند سماورساز و مسگر است اما ابزارهای ویژه حلبی‌ساز سندانهای بزرگ شاخی و حسی خم‌کن برای خم کردن حلبی به شکل استوانه یا مخروط می‌باشد، این ابزار دارای توپی یا قالب تعویض هستند که برای گرد بریدن و لبه گرفتن و مهره‌سازی به کاربرده می‌شود.

حلبی‌ساز لحیم‌کاری خودش را با لحیم قلع انجام می‌دهد. نوعی هویه به کار می‌برد که برخلاف هویه‌های کشورهای باختری از آهن چکش‌خوار ساخته شده است نه از مس، هویه در بوتهٔ کوچکی که با دم پوستی دمیده می‌شود حرارت می‌بیند و لحیم، که آمیخته‌ای از قلع و سرب است توی طبقی در بالای کوره نگهداری می‌شود. برای پاک کردن سطوح مفصلها و لبه‌های هویه، حلبی ساز نشادر را در محلهایی که قبلاً حرارت دیده به کار می‌برد.

جواهرساز، زرگر و نقره‌کار

در این قسمت هم مانند سایر حرفه‌ها نمی‌توان میان شعبات گوناگون آن تمایز قائل شد، چون همهٔ گروه نامبردهٔ بالا با فلزات قیمتی سروکار دارند. در شهرهای بزرگ جواهرساز فقط گوهرسازی می‌کند و یا زیورآلات می‌سازد، در صورتی که زرگر یا نقره‌کار دیگر اشیاء زر و سیم را مانند قوطی توتون، قوطی سیگار، قندان، جااستکان، جالیوان، گلدان، کاسه، سینی و بسیاری چیزهای دیگر را می‌سازد. در شهرهای کوچکتر زرگر تنها پیشه‌وری است که با همهٔ فلزات قیمتی سروکار دارد.

کار جواهرسازها عبارت از ساختن زیورآلات معمولی، دستبند، گلوبند، بازوبند، انگشتر، سنجاق و زنجیر و غیره است. جامهای شراب به شکل سر حیوانات، جام و کاسه و جواهراتی که از زمان هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان توسط باستان‌شناسان پیدا شده نشان می‌دهد که زرگرهای ایران از هزاران سال پیش در این پیشه استاد بوده‌اند. اما بهتر است که دربارهٔ آنها در اینجا سخنی نگوییم زیرا در کتابهای تاریخ هنر، بسیار از آنها یاد شده است. بازماندهٔ اصیلی از آن روزگاران کهن شاید زیورآلاتی باشد که زنان قبایل چادرنشین مختلف به خود آویزان می‌کنند مانند دستبند و سینه‌ریز زنان ترکمن، خلخالهای نقره‌ای که بختیاریها و قشقایی‌ها و دیگران به مچ پا می‌بندند و مانند آن.

این زیورآلات یا از ورقه نازک ساخته شده که روی آن قلمزنی کرده‌اند و یا اینکه روی زمینهٔ نقره، تکه‌های طلا لحیم کرده‌اند مانند سینه‌ریز ترکمنها. برای اینکه شکل آن زیباتر شود ورقه نازک طلا را سوراخ سوراخ کرده‌اند تا نقرهٔ زیر آن معلوم شود. و یا اینکه ورقهٔ طلا را پیش از اینکه لحیم کنند از پشت قلمزنی می‌کنند. بسیاری از این زیورآلات را با سنگهای نیم قیمتی به ویژه عقیق جگری و فیروزه ترصيع می‌کنند. یکی دیگر از خصوصیات زیورهایی که به کار می‌برند سکه‌های اصل یا تقلیدی است که از سینه‌ریز یا گل سینه آویزان است. گاهی هم گُل، دل، ماهی و یا گویچه‌هایی که دانه‌هایی روی آن لحیم شده به عنوان آویزه به کار می‌رود. بسیاری از این زیورها را از ورقه‌های نقره که قالب‌زنی شده تهیه می‌کنند.

سپس هر دو قسمت آن را به هم لحیم می‌کنند. در ساختن پاره‌ای از خلخالها و دستبندها روش بی‌نظیری به کار می‌برند. اینها را از ورقهٔ نقرهٔ خالصی به ضخامت تقریبا ۳/۰ میلیمتر و توخالی تهیه می‌کنند، سپس با آمیخته‌ای از قیر و صمغ داغ پر کرده و پس از اینکه خشک شد رویهٔ آن را از بیرون قلمزنی می‌کنند. یکی دیگر از فنونی که جواهرساز ایرانی در آن بنام است ملیله‌کاری است، واژهٔ ملیله برای نخ گلابتون یا نقره‌ای که در کارهای بافندگی استعمال دارد نیز به کار برده می‌شود.

در شمال ایران به ویژه در تهران و تبریز سیاه قلم یا سواد سرب در سدهٔ گذشته بسیار متداول گشته و احتمالاً نفوذ کارهای تولای روسی در آن بی‌تأثیر نبوده است. کارهای میناکاری در جنوب به ویژه از زمان شاه عباس در اصفهان باب گشته است. خرید اشیاء و فلزات قیمتی اغلب مانند سرمایه‌گذاری است. داشتن این اشیاء قیمتی نشانهٔ نفوذ و اعتبار است و در زمان جنگ دارندهٔ آن از این لحاظ تأمین بیشتری دارد. از اینرو خریدار زیورآلات زرین دربارهٔ خالص بودن فلزی که خریداری می‌کند بسیار وسواس دارد.

چنانچه پیشه‌ور خودش کار تصفیه یا قال کردن را انجام ندهد، فلز قیمتی مورد نیاز خود را از قالگر و یا فالچی مطمئن و مورد اعتمادی خریداری می‌کند که او هم به نوبهٔخود قراضه، دم سوهان و خاکستر گداز را از زرگر می‌خرد. هنوز هم روش قالگری روزگار باستان به کار برده می‌شود. چون مقدار طلا و نقره‌ای که باید قالگری شود زیاد نیست، بوته‌هایی به کار برده می‌شود که با آمیختة خاکستر چوب و شن و سفال آستربندی شده است. سرب را در فلز قیمتی آب می‌کنند و کف فلزی را که در رویهٔ آن تشکیل می‌شود و شامل تمام ناخالصی‌های فلز اصلی می‌باشد مرتباً از روی لبهٔ بوته می‌گیرند تا اینکه فلز قیمتی صورت بسیار درخشانی پیدا کند.

اگر قرار باشد که زر را پالایش کنند پس از انجام قالگری نمک به آن اضافه می‌کنند. نمک را در میان فلز گداخته به هم می‌زنند و کف فلز و تفاله آن را که در سطح جمع می‌شود مثل پیش از روی لبهٔ بوته پاک می‌کنند تا اینکه تمام آثار نقره از بین برود. زر اصل و سیم هزار (نقرهٔ قرص) با تیزاب روی سنگ محک آزمایش می‌شود. فلز را وزن می‌کنند و برای این که آلیاژی دارای کیفیت خاص بدست آورند مقدار فلز پست (بار) را افزایش می‌دهند. همهٔ آن را دوباره گداخته به گونهٔ شمش درآورده با چکش به شکل و ضخامت مورد نیاز در می‌آورند.

قطعات کوچکتر زر و سیم را با نوردهای کوچک دستی ساخت خودشان نورد می‌کنند. چرخ دو میل نورد دارد که درون یک دروازه قرار دارد. دو بالشتک مفرغی در این دروازه به کار برده شده که با دو پیچ تنظیم و میزان می‌شود. یک دسته مستقیماً به یکی از میل‌ها وصل شده است. پیشه‌ور و صنعتکار امروزی چرخ گرداندن را بر کوبیدن فلز بر روی سندان ترجیح می‌دهد. زرگر و سیم‌کار لحیم نقره را خودش آماده می‌کند، این کار را با افزایش مس و روی به فلزات قیمتی انجام می‌دهد تا نقطهٔ گداز آن را پایین بیاورد.

صنعتگران کاملاً به اثرات این همبسته‌ها آشنا هستند، و یک رشته از لحیم‌هایی که نقطهٔ گداز آنها درجه‌بندی شده برای مراحل مختلف کار خود تهیه می‌کنند. ابزاری که زرگر و سیمکار به کار می‌برند عبارتند از: یک سندان نک‌دار، انبردست، دم‌پهن، انبردست دم باریک، انبردست دم مفتول، و یک دماغه چوبی سوهانکاری. برای اینکه فلزات نرم، چون زر، خراش بر ندارند گیرهٔ چوبی به کار می‌رود. سوراخ کردن فلز با قلم و یا با ارهٔ زرگری انجام می‌شود. چرخ پرداخت زرگر، از لحاظ کار همانند چرخ پرداخت مسگرها، ولی کوچکتر از آنست و معمولاً با چرخ کمانه کار می‌کند.

همهٔ پیشه‌ورانی که در این رشته کار می‌کنند وقتی که با فلز قیمتی سر و کار دارند با یک سفرهٔ چرمی نخ (این واژه باید نطع باشد) و یا طبق بزرگی زیر آن می‌گیرند که براده‌ها (سوآله) را برای پالایش بعدی در آن جمع کنند. پیش از آنکه کار دستی روی آن انجام دهند فلز را در اسید سولفوریک رقيق (جوهرگوگرد) و یا در محلول زاج فرو برده به اصطلاح جوشیده می‌کنند. این کار شامل حرارت دادن مکرر، جوشاندن و برس زدن با گرد سنگ‌پا، ماسهٔ تریپولی (خاک مکه) و یا خاک‌رس است که به وسیلهٔ فرچه زبری صورت می‌گیرد.

سرانجام رویه‌های بزرگ را با فولاد صیقل (مصقل) می‌مالند و صابون را برای روغنکاری به کار می‌برند. کسی که در اینکار استاد باشد صیقلگر نامیده می‌شود. در جاهایی که تقسیم کار وجود دارد کالاهای نیمه ساخته را به قلمزن و یا حکاک می‌فرستند. زرگرها و یا نقره کارهای کوچک تمام آرایشها و تزیینات را خودشان انجام می‌دهند. گفته شده که پاره‌ای از صنایع دستی به ویژه پیشه‌ها و هنرهای فلز از زمانهای قدیم توسط گروه وابسته به نژاد معینی انجام می‌شده است. در پیشهٔ زرگری و جواهرسازی صُبی‌ها که در خوزستان به ویژه در اهواز زندگی می‌کنند بسیار استادند.

آنها مردمی هستند که از نیزارهای مابین مرز ایران و عراق آمده‌اند. صبی‌ها اعضای فرقه مذهبی عرفانی هستند که متعلق به نژاد آرامی بوده و مسلمان و یهودی و عیسوی نیستند و زبان ویژه خود دارند. در روستاهای خود بجز کشت سبزی و میوه برای مصرف خانواده خود کار کشاورزی نمی‌کنند. این عده در روستاهای مسلمان کار آهنگری انجام داده و در جشنها موسیقی می‌نوازند و سازندهٔ ادوات موسیقی نیز هستند به ویژه در ساختن یکنوع ویولن مخصوص به نام زَببه مهارت دارند. در ساختن قایق نیز نام بردارند.