حصیربافی، زنبیل‌بافی و طنابسازی

زنبیل و بوریابافی از نی و علف صنعتی است که حتی از صنعت پارچه‌بافی هم کهنتر است. نمونه‌هایی که در عراق پیدا شد، باید متعلق به ۵۰۰۰ سال پیش از مسیح باشد. تاریخ ساخت زنبیل گندم و غلات که از دورهٔ باداریان (Badarian) مصر پیدا شد، به ۴۵۰۰ پیش از میلاد می‌رسد.

بوریابافی در ایران حتی امروز هم پیشهٔ مهمی بشمار می‌رود، و بوریا در ساختن سقف خانه‌های گلی به کار می‌رود بوریاباف خیزران (نی‌هندی) و یا نی را بقچه‌ای (عدلی – بسته‌ای) می‌خرد. نخستین گام، تمیز کردن ساقه است یعنی با داس نی شکاف تیز، ریشه و سر نی را می‌زنند.

پیش از اینکه شاگرد بوریاباف با نیکوب ساقه‌ها را بکوبد و تخت کند باید آب روی آن بریزد تا نرم شود. پس از کوبیدن خیزران و نی هندی شکافته می‌شود. بوریاباف بر روی زمین نشسته و تعدادی ساقه‌های شکافته و تخت شده را در کنار هم می‌چیند و یک «پود» خیزران و یا نی را با زاویهٔ قائمه می‌بافد. و از یک نوع بافت جناغی استفاده می‌کند، و یا به قول خودشان «دو تا می‌گیریم دو تا وِل می‌کنیم» ته ساقهٔ پود بافته شده را پیچ می‌دهند تا اینکه لبه‌های آن محکم باشد. اندازه‌های معمول این حصیرها در حدود ۸ × ۴ متر است، آنها را لوله کرده به کسانی که ساختمان می‌کنند می‌فروشند. مرکز معروف این صنعت زرقان نزدیک شیراز است و نیها را از باتلاقهای اطراف رودخانه پلوار می‌برند. بریدن و بسته‌بندی کردن این نیها منبع درآمد اضافی اکثر روستاهای آن ناحیه است.

در زرقان بیش از هزار نفر در بوریابافی کار می‌کنند. مراکز دیگر این صنعت بروجرد و نهاوند و برخی از روستاهای پیرامون همدان است که تمام خیزران خود را از دشت خوزستان بدست می‌آورند. حصیربافی که عبارت از بافت نیهای نازک در میان تارهای نخ پنبه است، از زمان مصریهای باستان تاکنون تغییر نکرده است. دستگاه حصیربافی که امروز در ایران به کار می‌رود در اصل شبیه همانست که در دیوار مقبرهٔ کتی (Kethy) در بنی حسن دیده شده است (۰۰ ۲۰ پیش از مسیح). نخهای دولای محکم پنبه‌ای به نام ریسمان (تان) بین دو نورد که یکی در بالا به نام سرکار (سردار) و دیگری در پایین به نام چوب پشتبند (پس کار) قرار دارند بسته می‌شوند، و حصیربافی از چوب پشتبند آغاز می‌گردد. این نوردها به میخهای چوبی به نام چنگام که در زمین فرو کرده‌اند بسته می‌شوند. حصیربافان، که معمولاً سه تن هستند، نیها را با دست، یکی زیر دیگری روی نخ تار، می‌بافند و به اصطلاح خُنگ (لای، لیان، گالی) می‌کنند. ضمن بستن و پیچیدن دار جاهایی که نیهای خارج به نیهای وسط می‌رسند دو نخ چله را دولا کرده‌اند.

و این کار برای محکم کردن محلهایی که نیها روی هم قرار می‌گیرند لازم است. وقتی که نیها را خُنگ می‌کنند ته نیهای بیرونی به اندازهٔ ۵ سانتیمتر بیرون می‌ماند و این قسمتهای اضافی را با پود دیگر می‌پیچانند و بدین ترتیب کناره و شیرازهٔ آن را محکم می‌کنند. پس از بافتن هر ردیف آن را با شانه (بش یا ماش) می‌زنند و این شانه تختهٔ چوبی است که تعدادی سوراخ دارد که نخهای تار (ریسمانها) از میان آن سوراخها می‌گذرد. وقتی که به این ترتیب ۳۰ تا ۴۵ سانتیمتر بافته شده بافنده با شیبا (تخته نشستن) آن را نگاه می‌دارد و بالای آن و روی حصیر چمباتمه می‌زند.

تارها را با ستون چوبی به نام پادار محکم کرده و با تعدادی آجر میخکوب می‌کنند. به تدریج که کار جلو می‌رود تخته و پادار جلو برده می‌شود. وقتی به آخر تار رسیدند حصیر را از نورد می‌برند و سر ریسمانهای دور اول و دور آخر بافت را گره می‌زنند. این نوع حصیر برای کف‌پوش خانه‌های مستمندان به کار می‌رود و یا آن را زیر فرش می‌اندازند که گچ خاک کف اتاق فرش را خراب نکند. در مازندران تار حصیر از کنف ساخته شده و نی‌ها را به شکل یک طناب نازک روی کتلام می‌پیچند. حصیر بدست آمده ضخیم و با دوام می‌شود. یک نوع حصیر هم می‌بافند که برای پرده (تجیر) جلو در و پنجره آویزان می‌شود.

این حصیرها از نی سبک به نام نی تجیر ساخته می‌شود. پرده‌باف به گونه‌ای که در تصویر ۳۰۹ نشان داده شده، کارگاه پرده‌بافی دارد. در اینجا ریسمان با کمک تختهٔ افقی که روی دو پایهٔ چوبی و به ارتفاع معین گذاشته شده پیچیده می‌شود. ریسمانها دور سنگهایی که به اندازهٔ مشت آدم است و یا دور گلوله‌های چدنی به نام دلگران پیچیده شده و جفت جفت است که یکی از آنها در جلو تختهٔ افقی و دیگری در عقب آن قرار دارد. پس از اینکه نی را روی تخته گذاشتند، حصیرباف از یک سر شروع به بافتن می‌کند، و گلوله ریسمان را از قسمت جلو به عقب و جفت آن را از عقب به جلو می‌اندازد، و همینطور ادامه می‌دهد تا تمام گلوله‌ها جای خودشان را عوض کنند.

سپس نی دیگر را روی تخته گذاشته و همین کار را تکرار می‌کند و بدین ترتیب نی‌ها را یکی پس از دیگری می‌پیچد وقتی ریسمانها تمام شد مقدار دیگری از روی گوله‌ها باز می‌کند تا اینکه گوله ریسمان به زمین برسد و به اصطلاح، دلگران پایین کشیده می‌شود. سر و ته نی‌های پرده یا تجیر را می‌بُرند تا همه یک عرض داشته باشند. گاهی اوقات همین دستگاه برای بافتن حصیرهای نازکی که از خُنگ درست می‌شود به کار می‌رود، در آن صورت قسمت اضافی نی را رو به داخل خم می‌کنند که شیرازهٔ آن را محکم کند. پرده‌باف معمولاً عرض پرده را روی سفارش خریدار تعیین می‌کند. پس از اینکه آن را بافت حاشیه آن را با کرباس پرده (پارچه) می‌گیرد که نشکند و آن را با دست می‌دوزد. پیشه و کار سبدباف (زنبیل باف، سبدگر، سبدچی) اغلب با کار حصیرباف یکجاست. تنها ابزاری که برای زنبیل‌بافی به کار می‌رود کنده چوبی و چاقو (کارد) است که برای شکافتن و بریدن نی، بوریا و تجیر به کار می‌رود. زنبیل‌بافی بی‌ابزار و با دست انجام می‌شود. زنبیل‌باف جارو هم درست می‌کند. اگر تنها جارو درست کند جاروباف نامیده می‌شود.

در ایران شباهتهای زیادی میان زنبیل‌بافی و طناب‌بافی هست، چون مقدار زیادی از طنابها را از موی زبر بز، گیس‌باف می‌کنند. اما در مورد طنابهای کنفی و پنبه‌ای، طناب‌باف راه می‌رود و با چرخ ریسندگی آنها را می‌بافد. طناب‌تاب (طناب‌ساز، ریسمان‌باف) دو چرخ نخ پیچی دارد که همانند دستگاه ورتابی قالی است، هر کدام از این چرخها روی چهارپایهٔ چوبی محکمی نصب شده است. چرخ ریسمان‌تاب برای اینست که این ریسمانها را به شکل طناب ببافد. مرکز هر کدام از این چرخها سر ریسندگی آنها به نام چهار قلاب است که دارای چهار دوک است و هر کدام به قلابی ختم می‌شوند.

این دوکها به وسیلهٔ چرخ بزرگی با بند و چهار قرقره به گردش درمی‌آیند. سفتی بند را می‌توان با تنگ و با چوب تنگه میزان کرد. دوک‌ها روی تختهٔ کلفتی می‌چرخند. برای به کار انداختن چرخ ریسمان‌بافی سبکتر، طناب‌باف با طنابی خود را به بند دایره‌ای می‌بندد که بین قرقرهٔ چرخ بزرگ طناب‌بافی و قرقرهٔ هرزه‌گرد روی دیوار کارگاه حرکت می‌کند.

وقتی که از چرخ دور شده به طرف هرزه‌گرد حرکت می‌کند، چرخ طنابسازی را به گردش درمی‌آورد و قلاب دوک هم با آن می‌چرخد. برای ساختن ریسمان، سر چهار نخ را بین قلابهای دوک و قلابهای دیواری آخر کارگاه می‌اندازد. و بعد خودش را به تسمهٔ حلقه‌ای وصل می‌کند و از سر ریسندگی دور می‌شود، این امر باعث می‌شود که قلابهای دوک به سرعت به گردش درآیند و بدین نحو هر نخی تابیده می‌شود. وقتی به کنار دیوار رسید کمربند را باز می‌کند چهار نخ را محکم می‌گیرد، آنها را از قلاب جدا می‌کند، و دقت می‌کند که تاب آنها از بین نرود، و سر آنها را به قالب چوبی (مهره) می‌اندازد که مطابق پروفیل نخی که باید درست شود شیارهای راهنمایی کنده‌کاری شده دارد.

ته نخ را روی یکی از قلابهای روی دیوار می‌اندازد، و هنگامی که محکم قالب را آماده کرد به طرف سر دوک برمی‌گردد. با انجام این کار نخ را به شکل رشته‌رشته درمی‌آورد. چرخ طنابسازی شبیه به تن پیچ (ورتایی) قالی ساخته شده، شاگرد طنابساز آن را با دسته‌ای که دارد می‌چرخاند. این چرخ قلابهای بزرگتری دارد که چهار رشته ریسمان روی آنها انداخته شده، و طنابساز این چهار رشته را با استفاده از یک قالب بزرگتر، به همان طریقی که دربارهٔ ریسمانسازی گفتیم، تبدیل به طناب می‌کند.