جلدهای لاکی در هنر پاپیه ماشه

این نوع جلد از قرن نهم قمری در ایران متداول شد؛ ولی در قرن دوازدهم و سیزدهم به اوج رسید. مادهٔ اصلی جلد، مقوای صاف و مقاومی است که به قطع کتاب بریده می شد. آنگاه تذهیب کار یا نقاش، سطح مقوا را با لایهٔ نازکی از خمیر گچ می پوشاند و برای سخت شدن گچ، لایهٔ بسیار رقیقی از روغن کمان روی آن می زد. سپس سطح گچ را با مداد، طرح گل و برگ و تصویر انسان و جانوران ترسیم می کرد و پس از تکمیل صورتگری، چند لایهٔ بسیار نازک از روغن کمان روی آن می کشید و در محفظه ای شیشه ای، دور از گرد و غبار در مقابل آفتاب قرار می داد تا کاملاً خشک شود.

بدین ترتیب، لایه های روغن کمان به دلیل ویژگی های صمغی، پوشش بسیار محکمی همچون شیشه شفاف بر سطح جلد ایجاد می کرد و تمام سطح آن را می پوشاند. آنگاه صحافان، انتهای طولی جلدها را که به صورت زوج ساخته شده بود. با کاردک صحافی باز می کردند و به اندازهٔ ضخامت کتاب، دو ورقه از تیماج  را که عطف نامیده میشد، به اندازهٔ نیم سانتیمتر درون شکاف هر جلد با سریشم کار می گذاشتند. «تیماج» پوست دباغی شدهٔ بز را گویند. واژهٔ سختیان، چرم بز است که به رنگ سیاه و قرمز در جلدهای قدیمی دیده شده است (درگذشته به همین نوع چرم گفته می شود. پوست دباغی شده و بو داری که آن را بلغار و ادیم نیز گویند.) سپس تیماج را با ورقهٔ سمباده می ساییدند تا صاف و نازک شود. در پایان، کتاب شیرازه بندی شده را میان دو جلد قرار داده و عطف ها را با سریشم به کتاب می چسباندند تا در میان قید صحافی خشک شود. بدین گونه کتاب آمادهٔ استفاده بود.

در اواخر قرن نهم هجری، برای زمینهٔ جلدهای لاکی عموماً از نقش های طبیعی مانند گل و بوته استفاده میشد که در عصرصفوی نیز این زمینه پسندیده بود. گاهی جلد لاکی شامل متن و حاشیه بود؛ به طوری که متن دارای گل و بوته و حاشیه دارای کتیبه های متناظر مخلوط بود. در همین دوره، نقاشان بر زمینهٔ جلدهای روغنی از صورت سازی بهره می بردند. نمونهٔ این نوع جلد لاکی در عصرصفوی اندک است؛ اما در دوران قاجار، جلدهای روغنی رایج شد و بر جلدهای چرمی و سوخت برتری یافت.

در عصر ناصری که رجال و صاحبان ذوق به فن جلدسازی روغنی توجه خاصی کردند، این هنر به اوج کمال و عظمت خود رسید. این جلدهای زیبا و ظریف را برای حفظ و دوام بیشتر، در محفظه های زیبای تیماجی قرار می دادند که روی آنها با نقوش ضربی طلاکویی شده بود و درون محفظه را با کاغذهای ابری الوان آستر می کردند. درون محفظه نواری تعبیه شده بود که کتاب را روی آن قرار می دادند تا با بیرون کشیدن سر نوار، کتاب از محفظه خارج شود. پس از اتمام قاب بندی ها و طرح های اولیه، سعی می کردند موضوع رویهٔ جلدها با مطالب و متن نسخه ها متناسب باشد. در غیر این صورت، آن را با نقوش گل و مرغ یا تذهیب های مختلف مصور می ساختند و کار پایان می یافت.

جلد قرآن ها را اغلب با گل و مرغ یا تذهیب یا ابیات و ادعیه و داخل آن را با شمایل ائمهٔ اطهار و کتابت سوره ای از قرآن یا دسته گلی زیبا منقوش می کردند. در جلد کتابهای ادبی و تاریخی، علاوه بر تصاویر گل و مرغی، مجلس عارفان و درویشان و محضر عارفان و شاعران یا مجلس درس دانشمندان و موضوعات متناسب دیگر نیز ترسیم کرده، داخل جلدها را نیز با همین نقوش مزین می کردند. در نسخه های تاریخی یا نسخه های مصور شاهنامه، رویه را با مجالس رزمی و شکار و نقش پادشاهان اساطیری و سایر داستان های تاریخی نقش می کردند. بدین معنا که نقش جلد با نقوش داخل کتاب متناسب بود. به طورکلی، جلدهای لاکی و گونه های مختلف آن، از لحاظ اهمیت با هنر قلمدان سازی برابر بوده است.

بعضی از موضوعات به کار رفته بر روی جلدهای لاکی عبارت اند از: گل ها، گل و مرغ، پرندگان، شکارگاه ها، دام وددها، گرفت وگیر، بزم ها، رزم ها، رویدادهای تاریخی، مضامین ادبی، شخصیت پردازی، کیانی یا پیشدادی یا شاهنامه ای، عرفایی، تک چهرهٔ عرفایی، تذهیبی، تشعیری، حل کاری، زرکی، زرکی گل و مرغی (سبک آقابزرگ شیرازی)، موج سازی (سبک ابوطالب مدرس و محمد ابراهیم همدانی)، ابری (سبک میرزا محمد طاهر قزوینی و پیر یحیی قزوینی در قرن دهم قمری)، مرغشی، خط نشان، تمبر نشان، نقوش هندسی، فرهنگ عامه، کتیبه ها، شمایل نگاری، ابنیه ای، منظره نما، موضوعات ترکیبی و مانند آن۔ در ادامه، بعضی از موضوعات طراحی شده بر جلدهای روغنی به اختصار توضیح داده شده است. 

جلدهای لاکی گل و مرغ

نقاشان از انواع گل ها و غنچه ها و پرندگان برای تزیین این جلدها استفاده می کردند. در این نوع جلد، زمینه را با ورقه ای از زر می پوشاندند و روی آن را رنگ آمیزی می کردند و با ترسیم نقوش گل و مرغ بر متن و حواشی، آن را می آراستند. اگر کتاب، دیوان یکی از شاعران بود، به تناسب موضوع و به خط خوش نستعلیق با مرکب یا طلا، ابیاتی بر حواشی جلد می نوشتند.

جلدهای لاکی گل و بوته

در ترسیم جلد قرآن (به علت منع تصویر انسان و جانوران) از نقوش گل و برگ و گیاه استفاده کرده، از نقوش انسان یا جانوران و پرندگان بر روی آن پرهیز می کردند. حاشیهٔ جلدها را بنا بر اهمیت آن، با بوته های ریز یا ریسه های گل تزیین می کردند. گاه برای زیباتر شدن آن، زمینهٔ جلد با مرغش تیره رنگ تزیین می شد. در حواشی جلد برخی از قرآن های نفیس، آیاتی از قرآن کریم به صورت کتیبه و در کتاب های مذهبی برای تزیین بیشتر جلد، جملاتی از احادیث رسول اکرم(ص) و روایاتی از ائمه با خطوط طلایی نسخ و نستعلیق نوشته می شد. درون جلد را با شمایل رسول خدا(ص) و حسنین (ع) یا فقط تمثال علی(ع) می آراستند یا به جای آن، بوته ای زنبق یا نرگس درون جلد نقاشی می کردند.

جلدهای لاکی ترنجی 

این نوع جلد لاکی، بیشتر از دورهٔ افشار و قاجار رواج یافت. استادان صحاف برای ساختن این جلدها، ابتدا زمینه ای مرغش با رنگ های مختلف می ساختند که متن و حاشیهٔ آن، به دقت جدول بندی شده بود. در میان جلد، ترنجی با دو سر ترنج و چهار لچکی قرار داشت که متن ترنج و لچکی ها با تصاویر گل و مرغ منقوش شده، حاشیهٔ محیط جلد از گلبرگ های ریز و ترسیمات هندسی زرین پوشیده بود. تمام درون جلد با نقش بوته های برگ مو و خوشه های انگور بر زمینهٔ سرخ فام، به گونه ای جالب و زیبا نگارگری شده بود. 

جلدهای لاکی افشان

این نمونه جلد با زمینهٔ مشکی بدون حاشیه و لچک و ترنج، از گل ها و ریاحینی مانند گل سرخ، زنبق، نرگس و بنفشه به صورت خود رو بر روی جلد تشکیل شده است. درون جلد، مزین به ترنج و سرترنج با زمینهٔ قرمز آراسته به گل و برگ است. «افشان» در لغت امر است به افشاندن و افشانیده شده و در عرف مذهبان آن است که بر کاغذ زر یا نقره بیفشانند تا کاغذ، ظاهری زیباتر پیدا کند. اصطلاحی است برای نسخهٔ خطی که صفحات آن خال خال است و در آن، لکه های ریز الوان سیاه یا طلایی دیده می شود.

در بعضی نسخه ها، تمام مطالب کتاب برروی متن زرافشان نوشته می شود و گاهی برعکس، حاشیه افشان و متن صفحه ها ساده و گاهی متن و حاشیه، هر دو افشان است. افشان انواع ریز و درشت دارد و گاهی از طلا و نقرهٔ محلول، با خامهٔ افشان بر ورق پاشیده می شود. و گاه ریزه های زر و نقره بر ورق کوبیده می شود (آن را افشان نقره کوب می گویند). افشان را هم با زر انجام می دادند، هم با نقره؛ ولی به دلیل اینکه نقره در مجاورت هوا و به مرور زمان سیاه می شود، مذهبان بیشتر به افشان زر توجه داشته اند. به همین علت، این اصطلاح نسخه آرایی به صورت زرافشان مشهور و زبانزد شده است. البته افشان گران بر کاغذهای الوان، سوای زر و نقره، الوان معدنی دیگری نیز به کار می بردند؛ زیرا مثلا اگر برای افشان بر کاغذ آل از لاجورد استفاده شود، جلوهٔ آن بیشتر و چشمگیرتر است، کاغذی را هم که افشان می کردند، کاغذ افشان می خواندند.

افشان انواع مختلفی دارد که عبارت است از: افشان میانه، افشان غبار، افشان لینه، افشان چشم موری، افشان سرموری، افشان بیخته (که بنا به قول سام میرزا، آن را محمد مؤمن پسر خواجه عبدالله مروارید ابداع کرده که در خط نسخ و ثلث استاد بود)، افشان پرپشه ای یا افشان درشت. نجیب مایل هروی در مبحث انواع افشان، این گونه ها را هم ذکر کرده است: افشان زر، افشان جواهر، افشان حل کرده، افشان طلا، افشان نقره.

جلدهای لاکی زمینهٔ زرافشان بوته گلی

این جلدها مخصوص کتاب های مذهبی یا ادعیه بوده و گاهی برای دیوان شاعران هم به کار می رفته است در حالی که تمام زمینهٔ جلد زرافشان شده، در وسط بوتهٔ گلی مانند زنبق یا گل سرخ قرار گرفته است. پشت یا درون جلد را با طلا، بوته ای از نرگس بر زمینهٔ الوان تیره ترسیم می کردند.

جلدهای لاکی تذهیب دار

هنر تذهیب که شامل نقوش منظم هندسی و خطوط اسلیمی و مانند آن است، فقط با خطوط مشکی و آب طلا تزیین شده است، تذهیب کاران عصر ناصری، جلد بیشتر قرآن ها را با هنر تذهیب می آراستند. در تجلید سایر نسخه های خطی نفیس در بوم عنابی رنگ یا الوان دیگر، سراسر سطح جلد را بدون حاشیه و لچک و ترنج، با حل کاری (طلاکاری تصویر جانوران در حال گرفت و گیر، منظرهٔ درختان، تصویر جانوران خیالی و حیوانات افسانه ای مانند سیمرغ و اژدها و دیو) و متناسب با موضوع تزیین می کردند. این هنر بدیع را هنرمندان اواخر عصر صفوی به کار می بردند.

جلدهای لاکی صورت دار(شمایلی)

بر زمینهٔ این نوع جلدها، چهره های شاعرانه و عارفانه ای همراه با مناظر طبیعی و گاه متناسب با محتوای کتاب، صحنه های رزمی و بزمی دیده می شود. اگر این گونه جلدهای روغنی خاصِ قرآن مجید یا کتاب های مقدس فراهم میشد، شمایل حضرت رسول(ص) یا تصویر حضرت عیسی مسیح (ع) و مریم مقدس (ع) بر زمینهٔ جلد نقش می بست. گاهی تصویر صوفیان و عارفانی دیده می شود که در محفلی رو به روی یکدیگر قرار گرفته اند و شاهدان جوان در آنجا نشسته یا ایستاده اند و به مناظره و مباحثه می پردازند. برای نمونه، در یکی از این مجالس، شیخ بهایی و میرفندرسکی که دو عالم و عارف عصر شاه عباس کبیر بودند، به همین شکل بر روی جلد ترسیم شده اند.

جلدهای لاکی با قطع بزرگ

چون صورتگران عصر قاجار، به استثنای چند هنرمند، هنوز با کاربرد بوم پارچه ای و کتانی و استفاده از رنگ و روغن که در آن زمان در کشورهای اروپایی معمول بود، آشنایی کامل نداشتند، برای ترسیم مجالس و اجتماع هایی مانند مجالس عروسی، صحنه های جنگ و رویدادهای ادبی و تاریخی، به جای بوم پارچه ای، همچنان از جلدهای بزرگ استفاده می کردند.

البته این جلدها برای پوشش کتاب نبود؛ بلکه غالباً آنها را مانند تابلو در قاب های چوبی مناسبی می نهادند و از آن استفاده می کردند. از این نوع جلد با قطع بزرگ، برای تصویر مجالس عروسی، حمل جهیزیهٔ عروس، حکایت یوسف و زلیخا، جنگ چالدوران، جنگ کرنال نادرشاه در هند، پذیرایی شاهان صفوی از میهمانان خارجی و غیره بسیار ساخته شده است. یکی از کارگاه های تهیهٔ این نوع جلد، کارگاه میرزا محمدحسن اصفهانی در شهر اصفهان است که تصویر مجلس عروسی را ترسیم کرده و اکنون در موزهٔ ویکتوریا آلبرت لندن نگهداری می شود.

جلدهای تذهیب ابری

گونه ای از جلدهای لاکی که مبدع آن را آقا ابوطالب مدرس، هنرمند دورهٔ قاجار می دانند. این هنرمند، سطح جلد را با کاغذهای الوان ابری می پوشاند و رویهٔ آن را با نقوش مختلف جقه سازی یا ترسیمات هندسی و خطوط مختلف می آراست. سپس این تذهیب را با روغن کمان می پوشاند تا هم درخشان و براق باشد و هم از آسیب محفوظ بماند. جلدسازان دیگری که از این سبک تقلید کردند، آن را با نقوش خوشه انگوری و برگ مو مزین ساختند. این جلد به جلد لاکی تذهیب ابوطالبی نیز معروف است.

جلدهای لاکی مرغشی

مرغش، سنگی است شبیه به مردار سنگ نقره و طلایی سنگ نقره ای یا مانند سنگ دلربا که براق و چمشک زن است و در بعضاً از نواحی ایران یافت می شود. ساده برای ساختن این گونه جلد، ابتدا مذهّب یا نقاش، مقوا را با رنگی که موافق طبع او بود، رنگ آمیزی می کرد و پس از خشک شدن، تمام سطح مقوا را با سریشم ماهی شفاف، سپس با لایهٔ رقیقی از روغن کمان می پوشاند. آنگاه به وسیلهٔ الک بسیار ریزی، سودهٔ مرغش یا دلربا را روی سریشم می پاشید. بعد آن را چند لایه روغن کمان می زد تا سطح جلد هموار و شفاف شود. سپس در محفظه ای شیشه ای در معرض آفتاب قرار می داد تا به مرور خشک شود. به این ترتیب، تمام سطح جلد از مرغش پوشیده می شد که پیوسته، درخشندگی و شفافیت خاصی به الوان مختلف می داد.

اگر می خواستند زرافشان شود، سوده های زرک و نقره را روی آن می پاشیدند و سطح آن را چند بار با روغن کمان می پوشاندند تا کاملا خشک شود. به همین نحو، درون جلد را نیز می آراستند.