جایگاه فیروزه پیش از اسلام در ایران و سایر کشور ها (بخش دوم)

«در دوره ساسانیان نیز، از فیروزه غیر از انگشتر، گوشواره و غیره، ظروفی برای دربار سلاطین تهیه می‌شده است و در متون دورهٔ اسلامی نیز به این موضوع اشاره کرده‌اند، چنانچه در رسالهٔ جواهر آمده است: «در تاریخ سلجوقیان مذکور است که چون سلطان آلب ارسلان، مملکت فارس را مسخر کرد از قلعهٔ اصطخر قدحی فیروزه پیش وی آوردند که موازی دو من مُشک و عَنبَر می‌گنجانید و نام جمشید به خط گَبران نوشته بودند.

در عرایس الجواهر همین موضوع را یادآوری نموده ولی به جای خط گبران، خط پهلوی نوشته است و نوع فیروزه را بواسحاقی ذکر کرده است. در تاریخ ثعالبی در جایی که نفایس خسرو پرویز را نام می‌برد به یک دستگاه تخته نرد ساخته شده از زبرجد و فیروزه اشاره می‌کند.

«کریستین سن از قول هرتسفلد نقل می‌کند که تخت معروف خسرو پرویز (طاقدیس)، سکوئی در زیر و سقفی شبیه تخت فراز بر آن داشته است و در این سقف، تصویر پادشاه و خورشید و ماه، منقوش بوده است. بنای معروف تخت طاقدیس، با گنجایش حدود هزار نفر، در سه مرتبه مجزا از یکدیگر قرار می‌گرفتند. بالاترین مرتبه با سنگ فیروزه مزین شده بود که معرف آسمان روز و بهشت خورشید بوده است. سپس مرتبهٔ آسمان شب یعنی بهشت ماه است که با سنگ لاجورد تزیین گردیده و پایین‌ترین مرتبه با سرهای قوچ تزیین شده بود که احتمالاً نشانهٔ سیارات است. بر فراز این سه مرتبه، شاه ساسانی جلوس می‌نمود که مظهر خدا بوده و بر تمام آسمان فرمانروایی داشته است.»

در میان کشورهای جهان و در طول هزاران سال، بهترین فیروزه به رنگ آبی سیر بوده است که این ویژگی در ایران دیده شده است و همیشه اصطلاح فیروزهٔ ایرانی مترادف با بهترین کیفیت بوده است. پیشینیان، فیروزة آبی رنگ را ترجیح می‌دادند چون تغییر نمی‌کرد، چنانچه در گنجینهٔ توتن خامن (یکی از فراعنه مصر)، مقدار قابل توجهی از فیروزهٔ آبی رنگ وجود دارد که تا امروز تغییر نکرده است. معمولاً فیروزه‌های آبی رنگی که سختی کمتری دارند. سرانجام به رنگ سبز تغییر می‌کنند.

برخی از انواع فیروزه با درجات رنگ سبز مانند فیروزه‌های چین، در طبقه بندی انواع فیروزه، جزء فیروزه‌های درجه سه و پایین‌تر محسوب می‌شوند.

تاریخچه ٔفیروزه در چین، از قرن۱۳میلادی شروع می‌شود (با وجود اینکه استخراج معدن در آنجا وجود داشته است) و بیشترین سنگ فیروزه را در معامله و تجارت از ایران وارد می‌کرده‌اند ولی به طور کل فیروزه در چین، ارزش و اهمیت سنگ یشم را ندارد.

در ژاپن، فیروزه تا قرن ۱۸ میلادی ناشناخته بوده است. در اروپا نیز (تا دوران قرون وسطی)، فیروزه اهمیت چندانی نداشته است و تا زمان پیروزی و تهاجم آسیایی‌ها بر اروپا و از قرن ۱۷ میلادی اهمیت یافت و از زمان ملکهٔ ویکتوریا، به عنوان مُدی برای زنان رایج شد.

رنگ: فیروزهٔ مصر بیشتر سبز رنگ است و دامنهٔ رنگ سبز مایل به آبی تا زرد مایل به سبز را در این برمی‌گیرد. رنگ فیروزه‌های آمریکا و مکزیک نیز آبی روشن تا سبز مایل به آبی روشن تا سبز مایل به آبی و آبی مایل به سبز هستند، بهبود بخشی رنگ، فیروزه از گذشته‌های دور تا به امروز رواج داشته است. فیروزه را در روغن گیاهی یا حیوانی فرو می‌بردند و با این کار رنگ آن افزایش می‌یافت و درخششی پیدا می‌کرد که تا قبل از این نداشت. ولی این رنگ دوام زیادی نداشت و در زمان استفاده، روغن همراه با رنگ کم کم خارج می‌شد( اصطلاحاً رنگ پس می‌داد)، به همین دلیل بود که معمولاً فروشندگان این گونه سنگ ها، مدت کوتاهی پس از فروش، محل را ترک می‌کردند.

در مصر باستان، فیروزه، مالاکیت و لاجورد از سنگ‌های مقدس بوده‌اند. فیروزه را روی نقره نصب می‌کرده‌اند و برای درمان بیماری‌های چشمی مانند آب مروارید به کار می‌برده‌اند، از قرن 14 میلادی به بعد نیز، فیروزه را برای تزیین افسار و یراق و زین و برگ اسب و بند و قلادة سگ‌ها استفاده می‌کرده‌اند تا حیوان و صاحب آن را از آسیب و جراحت ( مانند سقوط فرد از اسب) محفوظ نگه دارد. همچنین فیروزه را سمبل شکوفایی و رونق و برکت می‌دانند و از فیروزه برای ساخت مهره استفاده می‌کرده‌اند.

مصری ها فیرزوه را سنگ خوشبختی می‌دانستند و رنگ فیروزه‌ای را همانند رود نیل، زندگی بخش می‌دانستند، چنانچه لعاب فیروزه‌ای نیز در این دوران کاربرد زیادی داشته است. سومری‌ها و مصری‌ها با جواهر‌نشانی فیروزه همراه با سنگ‌های تزیینی دیگر روی طلا، اشیاء پیچیده‌ای را می‌ساخته‌اند. نزد مصری‌ها، فیروزه ارمغان شادی و همچون اشعه‌های خورشید به هنگام طلوع آفتاب بوده است.

همچنین فیروزه یکی از سنگ‌های مقدس منسوب به «ایزدبانو هسر» بوده است که او را بانوی فیروزه می‌نامیدند. این ایزد بانو سرنوشت کودکان تازه متولد شده را پیشگویی می‌کرد، به همین دلیل رنگ فیروزه‌ای را رنگی پیشگو می دانسته‌اند. فیروزه برای ساکنین اولیة شمال و جنوب آمریکا، شیء مهمی به شمار می‌رفته است و در دین، هنر، داد و ستد و بازرگانی این مناطق کاربرد گسترده‌ای داشته است.

سرخ پوستان آمریکایی معتقدند که فیروزه، محافظ و نگهبان جسم و روح می‌باشد. در فرهنگ باستانی سرخ پوستان آمریکا، فیروزه همواره در ارتباط با آتش یا خورشید بوده است. بدین ترتیب، خدای خورشید، خدای جنگجو، در هنگام بیداری، ماه و ستارگان را با سلاح مار فیروزه، هم ذات با آتش و شعاع های خورشید، از آسمان بیرون می‌راند. در میان ازتک‌ها، خدای آتش موسوم به «سیوهته کوهتلی»، به معنای ارباب فیروزه است.

« هوئیتزیلو پوچتلی»، خدای جنگ آزتک، خدای بزرگ خورشیدی، شاهزاده فیروزه است. « آمریکایی‌های بومی نیومکزیکو و آریزونا، فیروزه را به شکل حیواناتی مانند: قورباغه، پرندگان، سنجاب، خرس، گرگ و حتی خوک دریایی و وال می‌تراشند. این مجسمه‌های بت گونه را با هم به شکل یک گردنبند به نخ می‌کشند و آن را به عنوان یک طلسم محافظ می‌پوشند.

همچنین فیروزه به عنوان طلسم شکارچیان به کار می‌رود، به این صورت که فیروزه را به اسلحه می‌بندند که این کار، یک شکار بدون اشتباه و سریع را تضمین می‌کند. «جواهرات بومیان آمریکا (جواهرات سبک هندی) که فیروزه را روی نقره کار می‌کنند، نسبتا جدید هستند و برخی بر این باورند که این سبک تا ۱۸۸۰ میلادی ناشناخته بوده است، تا زمانی که یک بازرگان سفید پوست، یکی از هنرمندان ناواجو را ترغیب می‌کند که جواهرات فیروزه و نقره را با استفاده از سکه‌های نقره، بسازد.

تا پیش از این تاریخ، بومیان آمریکا مهره‌های مکعبی شکل را با فیروزه می‌ساختند، روی فیروزه حکاکی می‌کردند و یا فیروزه را در موزاییک‌کاری به کار می‌بردند. در آمریکای مرکزی و مکزیک نیز، دندان‌هایی که با فیروزه و یشم تزیین شده بودند یافت شده است. این کاربرد، علاوه بر این که در دندانپزشکی نخستین یک ارزش محسوب می‌شود، بیانگر ایده‌ای متفاوت در تزیین است. به عقیده ٔسرخ پوستان آمریکا، فیروزه با دعای جنگاوران و شکارچیان، ارواح زمین و آسمان را به هم پیوند می‌زند به همین دلیل نوک تیر را از جنس فیروزه می‌ساختند و با قطعه‌ای فیروزه به خود می‌آویختند تا بدین وسیله نشانه گیری دقیق و درست هدف تضمین شود.

آنها باور دارند که یک قطعه فیروزهٔ خوب، در زمینی مرطوب، در انتهای رنگین‌کمان، پنهان شده است. ناواجوها معتقدند که پرتاب فیروزه به یک رودخانه به همراه دعا نزد خدای باران، سبب بارندگی خواهد شد. تبت، اغلب از منابع فیروزهٔ کشورش استفاده می‌کند که فیروزه‌ای سبز رنگ، سخت و رگه دار (تارعنکبوتی) است و فیروزه‌ها را در۶ درجه طبقه‌بندی می‌کنند که گران‌ترین نوع این فیروزه ها، حتی از طلا هم گران‌تر هستند.البته در طبقه‌بندی فیروزه‌ها، بهترین نوع آن، فیروزهٔ آبی سیر و بدون نقص است و رنگ‌های آبی مایل به سبز و آبی روشن در درجات بعدی و در آخر فیروزه‌های رگه دار و با رنگ سبز قرار می‌گیرند.

فیروزهٔ رگه دار (تار عنکبوتی) تبت، طرح و نقش بی‌نظیری دارد که در هیچ نقطهٔ دیگر از جهان دیده نمی‌شود. نزد تبتی ها، فیروزه علاوه بر اینکه یک جواهر زیبا و ارزشمند به شمار می‌رود، با اهداف، مذهبی، در اشیائی مانند: صندوق‌های طلسم و تعویذ، چرخ‌های عبادت و چراغ‌ها لوازم شخصی مانند کیسه‌های آتش زنه، دسته و غلاف شمشیر و چاقو و جعبه‌های خودکار به کار می‌رود،

"تبتی‌ها چرخ‌های عبادت و جعبهٔ جواهرات را با فیروزه مزین می‌کنند چرا که معتقدند فیروزه خوش اقبالی می‌آورد زنان تبتی نیز از کلاه گیس‌های بزرگی که با فیروزه پوشیده شده بوده استفاده می‌کنند تا زیبایی موهای خود را به حداکثر جلوه‌گر سازند.

بوداییان تبت معتقدند چنانچه در سفر، انگشتری با نگین فیروزه در دست داشته باشند، ایمنی آنها تضمین خواهد شد و یا پوشیدن گوشواره‌ای که در آن فیروزه به کار رفته مانع از تجدید جسم (تناسخ) در بدن یک انسان نادان و کودن می‌شود. هر تبتی در طول زندگی خود قطعه‌ای فیروزه را یا می‌پوشد و یا با خود حمل می‌کند. در بعضی از مناطق تبت نیز، فیروزه به عنوان پولی در گردش محسوب می‌گردد."

نزد بودایی‌های تبتی، فیروزه از احترام بسیار زیادی برخوردار است؛ این افراد معتقدند که فیروزه اتمسفر اطراف زمین و آسمان را نگاه می‌دارد و دهنده ٔزندگی و نفس می‌باشد. چنانچه نزد تبتی‌ها فیروزه را یک سنگ بنامید برای آنها بسیار برخورنده است و با تعجب فریاد می‌زنند: این فیروزه است و سنگ نیست و آن را یک شیء مجزا و متعلق به خودش می‌دانند. رنگ آبی فیروزه‌ای نیز در تبت اهمیت فراوانی دارد. مفهوم اسرارآمیز این رنگ، به دلیل اهمیت سنگ فیروزه در زندگی معنوی و روحانی عابدان بودایی است که در رابطه با فیروزه اعتقادات گوناگونی دارند.

فیروزه همانند زمین مات و کدر است با این وجود، فیروزه نشانهٔ آبی دریا و آسمان است و بی کرانگی آبی آسمان، از عظمت بی حد و حصر صعود و معراج، سخن ‌می‌گوید و بیانگر حکمت وجودی آسمان و زمین است.