جایگاه فیروزه پیش از اسلام در ایران و سایر کشورها (بخش اول)

«در میان جواهرات، فیروزه مظهر آبی آسمان و دریاست. لایتناهی بودن اقیانوس، از عمق روح سخن می‌گوید، لایتناهی بودن آسمان، از ارتفاع نامحدود معراج سخن می‌گوید. فیروزه مانند خاک کدر است؛ با این همه روح را بالا برده، درایت و عقل زمین و آسمان را به ما ارزانی می‌دارد. فیروزه سنگی مُسن و در عین حال جوانی است و رنگ آبی فیروزه این اعتقاد را ایجاد کرده است که ما از روح ساخته شده‌ایم، تمدن‌های قدیم و معاصری که از نظر تصوف و روحانیت غنی بوده‌اند، فیروزه را به عنوان یکی از مقدس‌ترین سنگ‌ها مورد توجه قرار داده‌اند».

پیشینیان معتقد بودند که رنگ فیروزه، اتفاقات خوب یا بد را پیش‌بینی می‌کند و برای پیشگویی تاثیر خواب‌ها و هوا نیز به کار می‌رفته است. فیروزه به عنوان طلسم خوشبختی، تقریباً در همه ٔفرهنگ‌ها رسم و عرف بوده است. در مورد فیروزه این اعتقاد وجود دارد که کسی که آن را می‌پوشد از خطر در امان می‌ماند. برخی فرهنگ‌ها نیز معتقدند که وقتی دارندهٔ فیروزه در معرض خطر یا ابتلاء به بیماری قرار داشته باشد، فیروزه کم رنگ می‌شود.

برخی نیز بر این باورند که تغییر رنگ این سنگ می‌تواند نشانی از خیانت زن یا مرد به یکدیگر و یا بی علاقگی در یک رابطه ٔدوستی باشد. برخی دیگر نیز فیروزه را قاصد خوشبختی، پیروزی و سلامت می‌دانند. در مورد این که فیروزه از چه زمانی مورد توجه بشر قرار گرفته است تاریخ دقیق و مشخصی وجود ندارد ولی با اطمینان می‌توان گفت که فیروزه همیشه به عنوان سنگ زندگی، خوشبختی و دارای خواص شفا بخش، در همة فرهنگ‌ها مورد توجه بوده است و بسیاری از قبایل، فیروزه را با زندگی خود پیوند زده بودند.

فیروزه دارای کاربردهای دینی و هنری بوده و در تجارت و معاملات جواهرات اهمیت داشته است. پزشکان دوران باستان، از پتانسیل دارویی سنگ‌ها بهره برداری می‌کردند که در سرزمین‌ها و دوره‌های مختلف، متفاوت بوده است. آنها معتقد بودند که قرار دادن یک سنگ کامل فیروزه در بالای چشم ها، از نابینایی جلوگیری می‌کند. فیروزه را به صورت پودر یا مرهم به کار می‌بردند، چنانچه برای درمان اختلالات معده، آن را می‌خوردند یا روی شکم می‌مالیدند، هم چنین برای درمان خونریزی داخلی، دردهای مربوط به ران و تهیگاه، نیش مار و گزیدگی عقرب نیز مفید بوده است. رنگ آبی فیروزه، آن را به قدری متمایز کرده است که صفت مشخصی برای آن به شمار می‌رود به طوری که نام آن را برای توصیف هر رنگی که به آن شباهت دارد به کار می‌برند.

بهترین رنگ، اغلب در فیروزهٔ ایران دیده می‌شود و آن را به تخم سینه سرخ تشبیه می‌کنند چون آبی یک دست و یکنواختی دارد». ناب‌ترین قطعات فیروزهٔ ایران را در تصویر ۳ می‌توان دید. این تصویر مربوط به نیم تاجی است که ناپلئون بناپارت به ماری لوئیس، همسر دومش، به مناسبت ازدواجشان هدیه داده است. در این نیم تاج ۷۹ سنگ فیروزه ایران (بالغ بر ۵۴۰ قیراط) به کار رفته است.

در بین کشورهای جهان، دو کشور ایران و مصر، قدیمی‌ترین معادن فیروزه را داشته‌اند که در ایران معدن کوه علی میرزایی (نیشابور) و معادن وادی ماگارا واقع در شبه جزیره سینای مصر هستند، که از معادن مصر گزارش‌هایی در دست است. این معادن، سال‌ها با بیش از چندین هزار کارگر برای فرعون‌های مصر، بهره‌برداری می‌شده‌اند و به مدت ۲۰۰۰سال، تا قرن ۱۹ میلادی مورد بهره بردای قرار داشتند ولی پس از این تاریخ تا به امروز، گاهی در آنها فعالیتی صورت نگرفته و گاه بهره‌برداری شده‌اند.

در ایران باستان نیز، فیروزه یکی از کالاهای مهم در تجارت و داد و ستد بوده است، چرا که در گورهای باستانی ترکستان یافت شده است و در 1-3 پس از میلاد در گورهای سرتاسر قزاقستان دیده شده است. فیروزة ایران، در افغانستان و حتی در شمال سیبری، علاقه مندان زیادی داشته است». «فیروزه، از کهن‌ترین کانی‌های زینتی و گرانبهای شناخته شده است که از سپیده دم تاریخ در کان فیروزه ٔنیشابور استخراج میشده است. درکان فیروزة نیشابور (۴۸کیلومتری شمال باختری شهر نیشابور)، کان کاری گستردهٔ کهنی به صورت شاغولی ژرف بر روی کوه کان فیروزه باقیمانده است. این چال‌ها به نام غار نامیده شده و شمار آنها بیش از۸۵ می‌باشد.

از آنجا که دهانه غارها به ترتیب در فرازهای۱۷۶۶متر،۱۶۵۴متر و۱۶۵۰متری در روی کوه رئیش قرار دارند، نتیجه می‌گیریم که نیاکان ما دست کم در ۸۰۰۰ سال پیش، با دست خود (کلنگ و دیلم)، به ترتیب دست کم چاه‌های تا ژرفای ۱۶۶ متر، ۵۴ متر و ۵۰ متر در کوه کنده و سنگ‌های آن را بر روی کوه آورده‌اند تا از کانی فیروزه آن استفاده نمایند. کندن چاهی به ابعاد چند ده متر در چند ده متر و ژرفای دست کم تا ۱۶۶ متر (غار ملکی) و بیرون آوردن هزاران هزار تن کان سنگ فیروزه به سطح زمین، با دست و دست افزارهای کهن، کاری بس بزرگ، شگرف و پر زحمت است».

به گمان زیاد کهن‌ترین پیشینهٔ کاربرد فیروزه در ایران بوده است. درسال۱۹۶۶میلادی در فرانسه، مجسمهٔ یک گوسفند از فیروزه در موزه هنر هفت هزار ساله ایران به تماشای عموم گذاشته شد، این موضوع نشان می‌دهد که تاریخ استخراج و کاربرد فیروزه به بیش از هفت هزار سال می‌رسد. در دیگر نقاط جهان کهن‌ترین پیشینه کاربرد فیروزه به۳4۰۰سال قبل از : میلاد می‌رسد. بر اساس داده‌های باستان شناسی، فیروزه به صورت مهره‌های زینتی از در تپه زاغه جنوب قزوین، در ۸۰۰۰ سال پیش استفاده می‌شده است همچنین در قبرهای دورهٔ محمد جعفر مهره‌های فیروزه یافت شده است.

بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که مردم دوره ٔمحمد جعفر، به داد و ستد سنگ فیروزه می‌پرداختند. در دوره دوم تپه یحیی نیز، مهره‌های فیروزه‌ای استفاده می‌شده است. «همینطور بررسی تپه سیلک (کاشانی) نشان می‌دهد که تجارت فیروزه در این دوره برقرار بوده و مردم در این دوره با این گوهر آشنا بوده‌اند. در این دوره از کان فیروزه نیشابور نیز بهره‌برداری می‌شده است. «بر اساس داده‌ها و مطالعات باستان شناسی، اشیاء و مهره‌های به ظاهر زینتی و گاهی با کاربردهای مذهبی، از زمان‌های بسیار دور مورد توجه جوامع انسانی بوده و مقدار و نحوه استفاده از این اشیاء دست کم از دوران نوسنگی به بعد رو به افزایش بوده است. بیشتر این مهره‌ها از مواد گوناگون قابل دسترسی چون چوب، استخوان، سنگ، صدف‌های دریایی و فلزات ساخته می‌شده‌اند و بعدها سنگ‌ها به ویژه سنگ‌های نایاب دارای جایگاه خاصی در میان این گروه از اشیاء زینتی مذهبی شده‌اند.

به نظر می‌رسد که داشتن اشیاء لوکس، نوعی ارزش اجتماعی در جوامع باستانی بوده است». «اساساً نوع سنگ‌ها و مهره‌ها نزد ایرانیان باستان (دوران پیش از تاریخ و پس از آن)، ارجی و مقامی داشته و برای هر نوع از آن خواصی را می‌شناخته‌اند و به همین مناسبت بر روی مهره‌هایی از سنگ‌های قیمتی، نقوشی را به عنوان اوراد و دعا و وضع زیان و ضرر و شر، نقش می‌کردند، به گردن می‌آویخته‌اند و یا به بازو می‌بسته اند. در شاهنامه فردوسی نیز به این گونه مهره‌ها اشاره‌هایی شده است. از جمله در داستان کشته شدن سهراب به دست رستم، سهراب برای شناساندن خود به رستم می‌گوید: همی جانش از رفتن من بخست یکی مهره بر بازوی من ببست مرا گفت کاین از پدر یادگار بدار و ببین تاکی آید به کار «در قدیم مهره‌های رنگارنگی را می‌شناختند که گویا دارای کارآیی و سودهای ویژه‌ای بود و در یکی از نوشتارهای پهلوى درباره اين مهرها آمده است: مهرهٔ آسمان گون اندیشه را تابناک کند. کسی که مهرهٔ آسمان گون با رگه سپید دارد همیشه به رامش باشد و هرگز به تن او درد راه نیابد». ویل دورانت نیز درکتاب مشرق زمین گاهوارهٔ تمدن نوشته است: «و از همین سنگ گرانبها (فیروزه) بود که ثروتمندان مُهرهای خود را تهیه می‌کردند».

و در برگردان متنی پهلوی می‌خوانیم: «مهرهٔ آسمان فام که آشکار باشد و پیش دیوان و نابکاران گرفته شود، نمی‌توانند هیچ گونه گزند و آسیب بر دارندهٔ او رسانند، از آنها او را بیمی نیست». «بررسی کاوش‌های شهر سوخته نشان داده است که یکی از مشاغل مردم شهر سوخته، مهره سازی و جواهرسازی بوده است و یکی از وظایف مهره سازان، آماده سازی و ساختن انواع مهره‌ها برای استفاده در مراسم تدفین بوده است».

مهره‌های تدفین شهر سوخته از جنس‌های گوناگون و به ویژه سنگ‌هایی بهادار مانند لاجورد، عقیق، فیروزه و احتمالاً یشم ساخته شده‌اند. مدارک موجود نیز در مجموع نشان می‌دهد که این مهره‌ها دارای نقش تزیینی نبوده‌اند بلکه نقش و کاربرد خاصی داشته‌اند و احتمالاً برای دفع شیاطین به کار می‌رفته‌اند و یا کاربرد دیگری در مراسم تشیع داشته‌اند.

«مهره‌های ساخته شده از سنگ‌های گرانبها به مصرف ساخت گردنبند، بازوبند، دست بند یا پابند می‌رسیده‌اند و یا به شکلی مهره‌های مجرد و ایزوله در کنار گردن یا لگن خاصره و یا پاهای مدفونین کار گذاشته شده‌اند. این مهره‌ها داخل گورهای زنان و مردان و کودکان پیدا شده‌اند». «در شهر سوخته، کار سوراخ کردن مهره‌های فیروزه با همان روش و نوک مته‌های مورد استفاده برای کار روی سنگ لاجورد انجام می‌گرفته است، ولی روی هیچ یک از نوک مته‌های پیدا شده در شهر سوخته، اثر پودر فیروزه دال بر استفاده از این مته‌ها برای سوراخ کردن مهره‌های فیروزه دیده نشده، اما از آنجا که در روستاهای آسیای مرکزی، همزمان با شهر سوخته از همان ابزار و روش برای سوراخ کردن فیروزه استفاده می‌شده، می‌توانیم این روش کار را در مورد شهر سوخته نیز صادق بدانیم.

البته یکی از تفاوت‌های اساسی فیروزه با سنگ لاجورد آن است که اگر فیروزه به مدت زمان بسیار طولانی در معرض اکسیژن و هوا قرار گیرد، رنگ خود را از دست داده و پودر می‌شود. تفاوت دیگر در اندازه‌های این سنگ‌ها در زمان استخراج آنها است، چون سنگ فیروزه در زمان استخراج به اندازه‌های کوچک و حداکثر به بزرگی تخم پرندگان به دست می‌آمده و یا حداقل قطعات پیدا شده در کاوش‌های به دست آمده از این اندازه بزرگتر نبوده‌اند، نیازی به برشی اولیه و قطعه قطعه شدن نداشته است».

در مورد فیروزه نیز به نظر می‌رسد که تنها مورد مصرفی آن در مهره‌ سازی بوده است. از آزمایش اشیاء یک صد گور از شهر سوخته (اگر بخواهیم بدون توجه به سایر سنگه‌ا، تنها نسبت بین فیروزه و لاجورد را در نظر بگیریم) روشن شده است که هفتاد درصد مهره‌ها از جنس فیروزه و سی درصد از جنس سنگ لاجورد بوده‌اند. این آمار از این جهت جالب است که سنگ لاجورد در حدود هفتاد و پنج درصد از مناطق مسکونی و صنعتی یعنی تقریباً در همه جای شهر پیدا می‌شود، در صورتی که سنگ فیروزه در گورها یافت می‌شود و در مناطق مسکونی و صنعتی تقریبا نا پیداست. این آمار به احتمال قوی نشان می‌دهد که فیروزه در شهر سوخته، نسبت به سنگ لاجورد، مهم‌تر و گران بهاتر بوده و به همین دلیل تولید آن نیز محدودتر بوده و تنها در مراسم بسیار مهم از آن استفاده شده است. در شهر سوخته ساختار قبر نه گونه مختلف است که به روشنی نشان دهندهٔ وجود نوعی اختلاف طبقاتی و احتمالاً مذهبی در آن جامعه بوده است.

بررسی دقیق این قبرها نشان می‌دهد که آنان متعلق به افراد خاصی از جامعه بوده‌اند،بنابراین در اینجا می‌توان به شبح کم رنگ‌ دخالت عوامل ایدئولوژیکی در مورد حضور این سنگ در شهر سوخته بازگشت. از تمدن جیرفت نیز وسایلی به دست آمده که بیشتر شامل ظروف سفالی و سنگی، قطعات سنگ صابون و گاه وسایل مفرغی است. مهم‌ترین صنعت منطقه، کندهکاری روی سنگ صابونی است که دارای ظرافت خاصی بوده و موارد زیبایی شناختی را در بر می‌گیرد.

یکی از نکاتی که قطعات سنگ صابونی این منطقه را از سایر مناطق و تمدن‌های دیگر جدا می‌کند، چشم درخشان و مرصع کاری (سنگ نشانی) روی قطعات است. «در پیکره‌های جیرفت همانند پیکره‌های سومری، بالا تنه همه مردان برهنه است و دامن به کمک شال بزرگی به کمر محکم شده است، با این تفاوت که در اینجا، آنها گردن‌بندی با آویز بزرگی از فیروزه به اشکال هندسی گرد یا بیضی به گردن دارند».

«انسان (معمولی) تمدن جیرفت، هیچگونه زیورآلاتی به همراه ندارد و گاه بر روی پاشنه‌های پا نشسته است ولی در کنار این انسان معمولی، انسان دیگری دیده می‌شود که مچ بند به دست دارد و گردنبندی همراه نشانی از فیروزه به گردن بسته است و به پیشانی خود، نواری مزین به جواهرات مختلف بسته که به نظر می‌رسد با حمایت چنین زیورآلاتی، مارها را به فرمان خود در آورده و ببرها را سرنگون می‌سازد». «در اسطورههای جیرفت، حیوانات اهلی چون گاو، همواره در کنار انسان بوده‌اند زیرا این حیوانات برای انسان مفید بوده‌اند. خطری که انسان‌ها را تهدید می‌کرد از جانب عقرب‌ها و مارها بود، پلنگ‌ها نیز بی خطر نبودند، ولی اینان در برابر انسانی که با خود نوعی طلسم محافظ حمل می‌کرد، شکست می‌خوردند و رام می‌شدند».

«در دوره هخامنشی، جواهر کاری و زرگری بیانگر حشمت و حیثیت آن دربار شکوهمند قرار می‌گرفت. مهارت فنی، تعادل میان جذابیت و قریحه هنری، تابش رنگ‌ها و غیره، بدون آن که سنت‌های هنری مختلف، محو و مستور گردد، عواملی بوده‌اند که جواهرسازی هخامنشی را بیشتر اشتیاق انگیز و جذاب جلوه‌گر سازند»

«در دو طرف گوشواره با سنگ‌های رنگارنگ فیروزه، لاجورد و عقیق جگری،جواهر نشانی شده است. نقش این گوشواره نیز بیانگر مفهوم‌های مختلفی است: احتمالاً احترام به شاه را در شش جایگاه بزرگ امپراتوری نشان می‌دهد و یا سرزمین ایران توسط شش ناحیه جهان احاطه شده و یا خدای برتر اهورامزدا، توسط شش جاودان مقدس احاطه شده است». نمونه‌های دیگری از کاربرد فیروزه در دستبند و گردنبند می‌باشند.

«جواهرات و زیورهای دورة اشکانی، به مقیاس کوچکتری ساخته می‌شد. بیشتر تزیینی، شخصی و در حد اعلا بیشتر شایستة آرایه بخشی به خانواده اشرافی تا به سلسله پادشاهی بودند».