جایگاه فیروزه در هنر ایران (بخش دوم)

در مطلب قبل در مورد جایگاه فیروزه در هنر ایران بحث کردیم.

در این مطلب نیز به ادامه آن مبحث می پردازیم:

مُهر

معنی و مفهوم انگشتری، رفته رفته در اذهان مردم تغییر و تکامل یافت و پس از آنکه زمانی فلسفه وجودی این حلقه فلزی مبتنی بر بیان احساسات اشخاص نسبت به یکدیگر یا وسیله زینتی و اظهار تشخّص و افتخار به جاه و ثروت یا نشان دادن رابطه استوار موجود میان زوجین جهت تشکیل زندگی خانوادگی مشترک و غیره بود و فقط به این مفاهیم اکتفا می‌کردند، با مرور ایّام، انگشتری وسیله‌ای در جهت ممهور نمودن مکاتبات و مراسلاتی بین فرمانروایان و مسوولان امور دولتی و هم طراز کشورها شد. همچنین دستورالعمل‌های اداری و نامه‌های رسمی داخلی که برای اداره امور کشور و تنظیم شئون گوناگون زندگی افراد صادر می‌شد ممهور به مهر دولتی می‌شد.

در این امور دیگر انگشتری یک حلقه فلزی صرف نبوده بلکه نقش و نگار به آن اضافه می‌شد که متضمن نام حاکم یا آرمان یا شعار وی بود و به این ترتیب «مهر دولتی» به صورت رسمی مهر دولت که امروز نامیده می‌شود درآمد. تاریخ مُهر در ایران سابقه چند هزار سال دارد که این دستاورد عظیم انسانی پس از هزاران سال تاکنون، همچنان جایگاه ویژه خود را حفظ کرده است.

علم شناخت مهرها برای آشنایی با تاریخ گذشتگان و مهر به عنوان سندی معتبر و گویا، همواره توجه اهل تحقیق را به خود جلب کرده است. در دوران اسلامی نیز مهرهای مختلفی از جنس سنگ‌های مختلف و گرانبها مثل عقیق، فیروزه، یاقوت، زمرد و یا عاج و استخوان با نام افراد مختلف از اشخاص مهم، شاهان و درباریان تا افراد عادی وجود داشته است.

مسعودی در مروج الذهب نوشته است:انوشیروان چهار انگشتر داشت، یکی انگشتری خاص مالیات بود که نگین عقیق داشت و نقش آن عدالت بود و انگشتری خاص املاک که نگین فیروزه داشت و نقش آن آبادی بود و انگشتری خاص مخارج که نگین یاقوت سرمه‌ای داشت و نقش آن تامل بود و انگشتری خاص برید بود که نگین یاقوت سرخ داشت که چون آتش می‌درخشید و نقش آن امید بود. بدیع‌ترین هنر مردم ایران نیز، حکاکی روی انواع سنگ‌های قیمتی و رنگین چون یاقوت، زمرد، لعل، فیروزه، زبرجد و... بوده است. به گفتهٔ دکتر بیوار، میان شکل، جنس و تاریخ این مهرها، رابطه‌ای انکارناپذیر وجود دارد، به عبارت دیگر در هر زمان نوع به خصوصی از سنگ‌ها مورد پسند مردم و استفاده حکاکان بوده است. در دوره پیش از تاریخ و پس از آن نیز، ایرانیان به سنگ‌ها توجه خاصی داشتند. آنان مهر سنگی را دارای خواص ویژه‌ای می‌دانستند مثلاً معتقد بودند خداوند یاقوت را در روز نوروز برای زینت مردمان بیافرید و زبرجد را روز مهرگان و غیره. 

در زمان شاه سلیمان صفوی، مهرهایی از جنس فیروزه، زمرد و یاقوت ساخته شده که در مهرسازی معمول نبوده است. سنگ مهرهای شخصی و دیوانی دوران صفوی، از جنس سنگ‌های سخت و ماندگار است و این سنگ‌ها در اکثر موارد، عقیق، دُرّ و یشم هستند، استهلاک این سنگ‌ها در مدت استفاده به عنوان مهر بسیار اندک است و گاه تا صدها سال با تغییر اندکی باقی می‌مانند ولی سنگی مانند زمرّد، بسیار شکننده است و در برابر کوچک‌ترین برخورد و ضربه و تغییر دما، خرد می‌شود.

فیروزه نیز در اثر عوامل محیطی به سرعت تغییر شکل و رنگ می‌دهد. در صورت استفاده از چنین سنگ‌های شکننده و سست در مهرسازی، از دقت سجع و زیبایی مهر به مرور زمان کاسته می‌شود. از سنگ فیروزه نیز مانند امروز بیشتر برای ادعیه و تعویذ استفاده می‌شده است، بنابراین ساخته شدن این مهرهای غیرمعمول، می‌تواند بر اساس اعتقاد شاه به طالع بینی و تنجیم باشد. 

جنس نخستین مهر: فیروزه 

شکل مهر: گرد و تاجدار 

متن مهر در قسمت تاج: حسبی الله 

متن مهر در مرکز: بنده شاه دین سلیمان است 

متن مهر در حاشیه:

جانب هر که با علی نه نکوست هر که گو باش من ندارم دوست 

هر که چون خاک نیست بر در او گر فرشته است خاک بر سر او

جنس مهر دوم: فيروزه 

شکل مهر: مستطیل 

متن مهر در مرکز: بنده شاه ولایت سلیمان

متن مهر در حاشیه: نام دوازده امام

توضیح آن که این مهر را ژان شاردن بر اساس مشاهدات خود بازنمایی و متن آن را به زبان فرانسه برگردانده است. اشتباهات او هنگام ترجمه متن مهر، ناشی از عدم آشنایی درست با اعتقادات مذهبی دوران صفوی بوده است. بنده شاه ولایت را بنده شاه کشور معنی کرده است و غیره. تاکنون تصویری از این مهر رویت نشده است.

تسبیح

تسبیح، دعا و مناجات کردن و خدا را به پاکی یاد کردن و سبحان الله گفتن است، ولی در گفتار عموم تسبیح به معنی دانه‌های به رشته کشیده شده ‌است که جزو غلط‌های مشهور می‌شمارند و صحیح آن را سبحه می‌نامند. به طوری که از روایات شیعه و سنی به دست می‌آید قدمت ساختن تسبیح به زمان پیامبر اکرم (ص) می‌رسد روایات بسیاری نیز از طریق امامان شیعه در کتب حدیثی در باب ماهیت تسبیح، فضیلت و ثواب آن به ما رسیده است.

استفاده از تسبیح برای به خاطر سپردن شمار اذکار و دعاها که احتمالاً از شمارش دانه‌های ریگ و گره زدن نخ شروع شده، در میان بیشتر آیین‌ها و ادیان از جمله هندوها و بودائیان، یهودیان، مسیحیان و مسلمانان متداول بوده است و بر اساس کتب حدیث شیعه، استفاده از تسبیح در صدر اسلام متداول بوده است. دانه‌های تسبیح از جنس سنگ‌های مختلف ساخته می‌شوند، مانند عقیق، یشم، فیروزه، زمرد، لاجورد و غیره. 

فیروزه از سنگ‌های معروف و خوش‌رنگی است که بیشتر در انگشترسازی به کار می‌رود ولی کاربرد آن در تسبیح همواره علاقه‌مندان بسیاری داشته است.

مرصع‌کاری

ترصیع، قرار دادن سنگ‌های قیمتی و مواد دیگر به منظور ایجاد اثر برجسته بر سطح شیء است. مرصع‌کاری به شکل نصب کردن موادی در داخل فلز، در دورهٔ اسلامی به طور ویژه‌ای رایج بوده است.

در دوره صفوی، جامه‌های درباری، آراسته به زیورهای بسیار بود. اغلب ایرانی‌ها شیفته سنگ‌های قیمتی یا جواهرنما برای تزیین جامه ها یا ترصیع تنگ‌ها، ابریق‌ها و مشربه و فنجان پیاله و بشقاب بودند. تصاویر ۶۵ تا ۶۷ ظروف گوهرنشانی شده را نشان می‌دهند. «این اشیاء ارزشمند، جزء دارایی‌های شاه اسماعیل صفوی بوده‌اند و در جنگ چالدران، در میان غنائم جنگی سلطان سلیم از ایران خارج می‌شوند. آنچه که در تمامی این ظروف و بیشتر اشیاء مرصع‌کاری شده، مشترک است، گوهرنشانی با فیروزه و یاقوت است. به نظر می‌رسد که هنرمند با کنار هم نشاندن دو رنگ سرد و گرم، علاوه بر این که بر درخشش و زیبایی اثر افزوده است، از خواص و تاثیرات فیروزه و یاقوت سرخ نیز آگاه بوده است. 

در دورهٔ قاجار، قهوه، چای و تنباکو نوعی عادت اجتماعی بود که در مکان‌های عمومی و خصوصی بخشی عظیمی از سرزمین‌های اسلامی رواج داشت. کسانی که توانایی مالی داشتند، می‌توانستند از این مواد استفاده کنند و لذت مصرف این مواد با به کارگیری آلات و ابزار زینتی پر تجمل، دو چندان می‌شد. ابزاری چون قوری قهوه و چای، فنجان‌گیر، چپق‌های مختلف و غیره. 

قهوه معمولاً در فنجان‌های سفالی بدون دستگیره و در فنجان‌هایی معروف به «ظرف»، به مهمانان یا مشتریان تعارف می‌شد. برخی نمونه‌های نفیس و گران قیمت، از طلا و با ترصیع الماس، فیروزه، یاقوت و یا دیگر سنگ‌های قیمتی ساخته می‌شد.

سلاح‌های تشریفاتی و جواهر‌نشان از جمله هدایایی محبوب بوده‌اند که در دورهٔ صفوی به کرملین ارسال شده‌اند. این سپر زرنشان، توسط استاد محمد مومن ساخته شده است. محمد مومن، این سپر را از یک ورق فولاد ساخته و خطوط مورب زری‌کاری شده روی آن منقش به تصاویر شکارگاه است. جواهرات به کار گرفته شده در تزیین این سپر، فیروزه و یاقوت هستند.

مربوط به تبرزین دورهٔ قاجار است. «روی تیغ هلالی شکل، نقوش جانوری (گرفت و گیر)، حکاکی شده است و طرح‌های گیاهی طلا اندود هستند. در دو طرف تیغه، دو کتیبه داخل قاب‌های ترنجی قرار دارند، که در یکی نصر من الله و فتح قریب و در دیگری انا فتحنا لک فتح مبینا می‌باشد. همچنین با سنگ‌های فیروزه مرصع‌کاری انجام شده است. انتهای میلهٔ تبرزین، سرهای سه اژدها و میخی بلند در وسط قرار دارد. با توجه به مفهوم آیه‌های قرآنی در کتیبه‌ها، مشخص می‌گردد که مرصع‌کاری با سنگ فیروزه کاملاً هدفمند صورت گرفته است. در بخش چهارم که به برخی باورها در مورد فیروزه اشاره خواهد شد، یکی از باورهای رایج در مورد فیروزه این است که همراه داشتن سنگ فیروزه موجب پیروزی و غلبه بر دشمن می‌شود. نمونه‌هایی از گوهرنشانی با فیروزه روی دسته و غلاف خنجر را وجود دارند. 

«جواهرات قاجار کیفیتی متمایز یافتند. به طور کلی، هنرمندان ایرانی نفوذهای مغرب زمینی را به علل مختلف جذب کردند و جواهرگران هم نه کمتر از دیگر صناعت‌گران، نقوش و مضامین نو را مورد تقلید قرار دادند. یکی از ویژگی‌های جواهرسازی در دوره قاجار، وفور قطعات طلاکاری است که یک روی آن میناکاری شده و روی دیگر با سنگ‌های قیمتی ترصیع یافته است، گاه بخش مسطح یا صفحه طلا و نقره گوشواره، با تصویر پرندگان یا نگاره‌های گل و گیاهی، که رنگ‌های طبیعی آنها با نشاندن جواهرات مناسب (یاقوت سرخ، زمرد سبز و فیروزهٔ آسمانی) جلوه‌گر می‌شد، تزیین می‌یافتند.

«در دورهٔ صفوی، مجموعه‌ای از اشیاء ایران که شامل طلا و نقره و سنگ‌های گرانبها می‌باشند، در دفاتر سفیران پرتقال در ایران، ثبت شده است. تینریرو، سفیر پرتقال، که در طول اقامت شاه اسماعیل صفوی در اردوگاه او نزدیک تبریز، در آنجا بوده است، در سفرنامهٔ خود بطری‌های طلا و نقره‌ای را توصیف کرده است که با فیروزه و یاقوت، مرصع‌کاری شده بودند و این قبیل اشیاء انحصاراً برای شاه و طبقات ممتاز حکومتی ساخته می‌شده‌اند. 

جعبه‌ای که دیده می‌شود، یکی از آثار مجموعه‌ای بی‌نظیر است که توسط زرگران ایرانی (که برای دربار امپراتوری عثمانی کار می‌کرده‌اند) ساخته شده است و در گنجینهٔ غنائم جنگی شاه اسماعیل صفوی قرار داشته و در جنگ چالدران، پس از پیروزی سلطان سلیم، به استانبول منتقل شده است. در سطح این جعبه، تقسیم بندی‌های هندسی نقش گره با موزاییک‌کاری‌هایی از فیروزه و حکاکی نقوشی اسلیمی و ختایی و کتیبه‌های نوشته‌دار روی طلا و با زهوارهایی از جنس عاج ساخته شده است. تزیینات عالی این جعبه در ظرافت، زیبایی و مهارت بی‌همتا هستند و نشان دهندهٔ استعداد و توانایی حیرت‌انگیز صنعت گران صفوی می‌باشند. این شاهکار هنری، از ارزش‌های زیبایی شناختی و تاریخی بالایی برخوردار است.

بدنۀ قنیل طلا حالتی برآمده دارد که با ورقه‌ای از طلا، مزیّن به سنگ‌های قیمتی،پوشانیده شده است. زنجیر طلای سه رشته‌ای که جهت آویختن آن به کار می‌رفته نیز با نگین‌های درشت فیروزه، دُزّ، الماس، برلیان و یاقوت ریز آراسته گشته که بندهای این زنجیر نسبتاً سالم مانده است. روی نگین‌های فیروزه، جمله الملک الله خوانده می‌شود. حکاکی الملک الله روی نگین‌های فیروزه، آگاهی هنرمندان از روایات اسلامی را نشان می‌دهد. همچنانکه در بخش چهارم اشاره خواهد شد، نقش خاتم امیرالمومنین (ع)، الملک الله الواحد القهار بوده است. 

تکنیک‌های به کار رفته در جلد چرمی قرآن، در شرق بسیار رایج بوده و به خصوص در ایران رشد چشمگیری داشته است. فیروزه‌نشانی روی جلد قرآن، اگر چه نوعی تزیین به شمار می‌رود، ولی به نظر می‌رسد که اهمیت فیروزه در دین اسلام، در انتخاب این گوهر مؤثر بوده است. 

در این نشان یادبود، قطعه‌ای فیروزه در وسط نشانده شده است، که سطح آن با خط نستعلیق، حکاکی و با طلا پر شده است. روی حاشیهٔ اطراف فیروزه، که نقرهٔ زراندود شده است، تقسیم‌بندی‌های قاب قابی با ردیف‌هایی از مهره‌های فیروزه، سنگ نشانی شده‌اند. نقوش داخل قاب‌ها شامل: خطوط نستعلیق، نشان سلطنتی قاجار (شمشیر و شیر و خورشید)، دو تاریخ اروپایی ۱۹۱۴ و ۱۹۱۵ و دو قاب خالی هستند.