جایگاه فیروزه در هنر ایران (بخش اول)

به عبارتی می‌توان ایران و فرهنگ شکوهمند آن را پل فیروزه خواند.

پلی که نه تنها شرق را به غرب مرتبط ساخته و می‌سازد، بلکه جهان مادّی را به عالم معنوی، و دنیای فانی را به دار بقا، و خاک تیره را به آسمان بلند فیروزه گونی که هم رنگ فیروزه، آن گوهر یا سنگ پر بها و معروف این سرزمین است، متصل می‌سازد.

زیور آلات

فیروزه یکی از کانی‌های ارزشمند است که از دیرباز مورد توجه انسان‌ها بوده است و با گذشت زمان، تحت تاثیر ساختمان پیچیدهٔ عوامل فردی، اجتماعی، اقتصادی و اعتقاد به جنبه‌های جادویی، پزشکی و مذهبی، کاربردهای هنری گوناگونی را موجب گشته است.

در متون دوران اسلامی نیز می‌بینیم که قدما غیر از خواص دارویی که برای سنگ‌های قیمتی نوشته‌اند، اعتقاد داشتند که هر یک از گوهرها چنانچه به عنوان زینت‌آلات مورد استفاده قرار گیرند وسیله‌ای برای پیشگیری از بیماری‌ها و خنثی نمودن چشم زخم و یا باعث خوشبختی، رفاه، عزت و احترام، ثروتمندی یا باعث بدبختی و تیره روزی صاحب آن خواهد گردید.

با نگاهی به متون دوران اسلامی ایران (که در بخش دوم به آن پرداخته شد) و آثار هنری موجود در این دوره، در می‌یابیم که کاربرد فیروزه در زیورآلات و سپس گوهرنشانی اشیاء مختلف، از اهمیت بسیاری برخوردار است. اعتقادات مذهبی و باورهای عامهٔ مردم در مورد این سنگ گرانبها، ارزشمندی آن از بعد اقتصادی، دارا بودن خواص دارویی و به طور کل زیبایی‌های رنگی فیروزه، باعث شده است که اقشار مختلف، از عامهٔ مردم تا طبقات ممتاز حکومتی به این گوهر علاقه‌مند شوند.

به گواه تاریخ و با توجه به قدرت عظیم امپراتوری ایران، بخش عمده‌ای از با ارزش‌ترین گوهرهای جهان در اختیار حکام و سلاطین ایران بوده است. علوم و فنون مربوط به استفاده از کانی‌های گرانبها نیز به علت تعلق خاطر حکام، رشد چشمگیری در این پهنهٔ وسیع داشته است و به کارگیری گوهرها در هنرهای مختلف، بازتاب این پیشرفت است. متأسفانه و بنا به دلایل گوناگون که طرح آنها در این مطلب نمی‌گنجد، در قرن حاضر از آن هنرهای عظیم، نمونه‌های زیادی به جا نمانده است.

در بخشی که پیش رو دارید، هدف از بررسی کاربردهای فیروزه در هنر ایران دوران اسلامی (تا پایان دورهٔ قاجار)، دنبال کردن سبک ها و تکنیک‌های جواهرسازی و تجزیه و تحلیل آنها نیست، چرا که در راستای اهداف این پژوهش نمی‌باشد و علاوه بر این، پراکندگی آثار مزین به جواهرات (در موزه‌ها و مجموعه‌های خصوصی ایران و جهان) و محدودیت دسترسی به این آثار، امکان چنین جزئی نگری در مورد یک گوهر (فیروزه) را نخواهد داد، با این وجود، تنوع کاربرد فیروزه در آثار هنری موجود، نشانگر ارزش و اهمیت فیروزه از دو بعد مادی و معنوی، نزد ایرانیان (خصوصاً در دوران اسلامی) می‌باشد، و متون به جا مانده از این دوران گواه آن است.

در کیمیای سعادت، در جایی که به آیت‌های الهی می‌پردازد، آمده است: ودیعت‌های عزیز و نفیس است که در زیر کوه‌ها پنهان کرده است که آن را معادن گویند. آنچه از وی آرایش را شاید، چون زر و سیم و لعل و پیروزه و بلخش و شبه و یشم و بلور و آنچه از وی اوانی (ظروف) را شاید چون آهن و مس و برنج و.... جوهری نیشابوری نیز در مقدمهٔ کتاب جواهرنامه نظامی نوشته است:

از احجار، بعضی آن است که حق سبحانه و تعالی، بیافریدست تا مردمان در آن تصرفاتی کنند که آن ضرورت معیشت ایشان است و بی آن صورت نبندد، که امور معیشت به نظام بود، چون زر و نقره که از آن نفود ساخته‌اند به حسب عادت هر دیاری و قومی که آن خرید و فروخت می‌کنند... و بعضی آن است که زر و زیور و زینت پادشاهان و اشراف از آن سازند چون یاقوت و مروارید و لعل و فیروزه. در رساله‌ای در بیان احوال جواهر آمده است: گویند بر تاج شاه دادگستر، سلطان سنجر، فیروزه‌ای به حجم سیبی بزرگ بود.

در جواهرنامه نظامی نوشته شده: غایت قیمت نگین فیروزه که در این ایام بودست و آن یک نگین بیشتر نبوده است، آن نگین فیروزه بود از آن امیر اجل سلطان (سنجر بن ملکشاه)، مقدار آن از پوست پسته بزرگ‌تر و محدب وی روی نگین بوده است و آن فیروزه از معدن بواسحاقی بوده است و رنگ آن را هیچ در نمی بایست و ما آن را دیدیم در ایام طفولیت در دست خاتون اجلّ و چنین حکایت کردند که آن را در آن وقت که به سفر حجاز رفته بود به شاه بانوان بخشید که از روم آمده بود و بعد از آن، بهتر از آن نیافته‌اند.

در سفرنامهٔ از خراسان تا بختیاری در توصیف فیروزه و کاربرد آن نوشته شده: ایران کشور سنگ‌های قیمتی ممتاز است که به خصوص از لحاظ رنگ‌های زیبا در دنیا بی‌نظیرند. عشق و علاقه ایرانیان به این سنگ‌های گرانبها تنها از جهت آرایش خویش یا لذت بردن از تلالو سطوح بی‌شمار زمردها و الماس ها در برابر نور خورشید نیست زیرا مردم ایران همواره نسخه هایی واقعی در دست دارند که عناصر اولیهٔ آنها را همین جواهرات تشکیل می‌دهند... مردم مشرق زمین برای سنگ‌های واقعی خواصی قائلند که در انتخاب آنها برای مُهر یا نگین انگشتر تاثیر بسیار دارد، از جمله آنکه به عقیدهٔ آنها فیروزه نور چشم را قوت می‌بخشد، برای چشم مفید است و درمان عقرب گزیدگی است.

ایرانیان برای مبارزه با ارواح شیطانی از حِرزهای (تعویذ) متعدد و متنوعی استفاده می‌کنند. آیاتی از قرآن را در نوارهای باریک کاغذی نوشته، در جعبه ای کوچک به گردن می‌آویزند. سنگ‌های نقش‌دار و دانه‌های مروارید، مرجان یا فیروزه را به صورت نگین انگشتری یا به شکل گردن‌بند برای دفع چشم زخم به کار می‌گیرند.

در میان زیورآلات، انگشتر همواره از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است. انگشتر پیش از آن که به صورت جزیی از رسوم فعلی اجتماع و سنت‌های خانواده در آید، مراحل گوناگون و بی‌شماری را پیموده است و طی هر یک از این مراحل، نمودار معانی مختلفی بوده است که بشر برای بیان معتقدات مذهبی یا احساسات درونی خود قرار داده است. این حلقه فلزی همچنان به طور ناخودآگاه، ارزش و مقام خود را در انگشتان مردم، اعم از زن و مرد حفظ کرده است. برخی از انگشترها مشخصاً مصرف زینتی دارند حال آنکه برخی مانند مُهر انگشتر جهت مقاصد بخصوصی بوده و یا پاره‌ای دیگر با توجه به نوشته‌ای مرموز و یا مذهبی روی آن، کارکرد مذهبی و یا احتمالاً طلسمی داشته‌اند.

در نوروزنامه منسوب به خیّام، درباره انگشتری می‌خوانیم: انگشتری زینتی است سخت نیکو و بایستهٔ انگشت، و بزرگان گفته اند نه از مروّت باشد که بزرگان انگشتری ندارند و نخستین کسی که انگشتری کرد و به انگشت درآورد جمشید بود، و چنین گفته‌اند که انگشت بزرگان بی انگشتری، چون نور است بی علم و انگشتری مر انگشت را، چون علم است مر میان را، میان با کمر نیکوتر آید... و هر زینتی که مردم را بود شاید که به وقتی باشد و به وقتی نباشد مگر زینت انگشتری و به هیچ وقت نباید که بی وی بود، چه وی زینت انگشت است که به وی یکی گیرند که رهنمونی بود بر یگانگی ایزد عزّ و جلاله، و این زینت مر او را چون کرامتیست از خاصیت این حال.

از پوشیدن انگشتر در روایات اسلامی به عنوان تختم یاد شده است. تختم یکی از سنت‌هایی است که اسلام بر آن تاکید فراوان نموده است. در منابع حدیث شیعه، روایات متعددی درباره انگشتر و جنس آن و محل قرار گرفتن و خصوصیات نگین آن آمده است و روایاتی در استحباب استفاده از سنگ‌های عقیق، یاقوت، زمرّد، فیروزه و حدید (آهن) وارد شده است و انگشتری را به علامت فال و تعبیر رویا علامت‌هاست و در ان سخن ها گفته‌اند، ملاک را به ولایت و ملک گزارش کنند و دیگر مردمان را بر عمل و صناعت، گروهی را به کرامت بزرگان و گروهی را بر عافیت...

و حکایت گویند که یزدجرد شهریار روزی نشسته بود بر دکان باغ سرای و انگشتری پیروزه در انگشت داشت، تیری بیامد و بر نگینهٔ انگشتری زد و خرد بشکست و از وی بگذشت و به زمین در نشست، و کس ندانست که آن تیر از کجا آمد، هر چند تجسّس کردند پدید نیامد، وی از آن غمناک و به اندیشه شد. که این چه شاید بود، چون از دانایان و ندیمان خویش بپرسید کس آن تأویل نمی‌دانست و آنک دانست نیارست گفت، پس از آن بس روزگار نیامد که بمرد، ملک از خاندان او برفت...

و انواع انگشتری بسیارست و لیکن ملوک را به جز دو نگینه روا نبود داشتن، یکی یاقوت که از گوهرها قسمت آفتاب است و شاه گوهرها، و دیگر از پیروزه، و در خبرها چنان آمده است که پیغمبر علیه السلام آن وقت که به مدینه بود و حرب خندق خواست، در مدینه وبا افتاده بود، مصطفی علیه السلام یاقوتی با خویشتن داشت به قیمت افزون از دو هزار دینار و دیگر از پیروزه، از بهر نامش را و از بهر عزیزی و شیرینی دیدارش..

در تاریخ بیهقی، در چند مورد به انگشتر فیروزه اشاره شده است که نشان از اهمیت مفاهیم نمادین آن، در دوران غزنوی دارد: امیر یک انگشتر پیروزه نام امیر نبشته بر آنجا بدست خواجه داد و گفت این انگشتریِ مملکت است بخواجه دادیم و وی خلیفهٔ ماست، بدلی قوی و نشاطی تمام کار پیش باید گرفت... امیر مسعود، انگشتریِ پیروزه، بر آن نگین نام امیر بر آنجا نبشته، به دست خواجه داد و گفت انگشتریِ مُلکِ ماست و به تو دادیم تا مقرر گردد که پس از فرمان ما مثالهایِ خواجه است... و طرازی سخت باریک و زنجیره‌ای بزرگ، و کمری از هزار مثقال پیروزه‌ها در نشانده... و دستارچه‌ای با دو پیروزهٔ نگین سخت بزرگ بر انگشتری نشانده بدست خواجه داد در دورهٔ سلجوقی، حلقه‌های انگشتری از طلا و نقره و مفرغ ساخته می‌شدند.

برخی از آنها ساده بودند و بعضی دیگر مرصّع به سنگ‌های قیمتی لعل، فیروزه، عقیق جگری و یاقوت. گروهی چون مُهر دارای نوشته‌ها و دعاهای عافیت بخش بودند و شماری مزیّن به نگاره‌های مفتولی یا کنده‌کاری نقش‌های گوناگون با مفاهیمی نمادین ویژگی انگشترهای سلجوقی، پایه نگین بسیار مرتفع با گردنی باریک است که نشأت گرفته از روش دیرین ایرانیان در ساخت انگشتری‌های اینچنین بوده و در واقع برگرفته از مهرهای مخروطی است.

دست خط به کار رفته در حکاکی این انگشتری‌ها منسوب به قرون ۱۲ و ۱۳ میلادی بوده که کاربرد اسامی شخصی و عدم استفاده از عباراتی با نام پروردگار از ویژگی آنهاست. انگشتری‌های معمولی از ورقه طلا روی یک هسته ساخته می‌شدند و اغلب دارای نگین فیروزه محدب و بدون حکاکی بودند. فقدان حکاکی روی نگین و اندازه کوچک انگشتری ها، نشان دهنده تعلق آنها به زنان و نگین فیروزه روی آن جهت رفع چشم زخم بوده است. به طور کل تا قرن‌های ۵ و ۶، کمتر اشیاء زینتی هویت‌‌دار و تاریخ گذاری شده در ایران محفوظ مانده است. در قرن‌های ۶ و ۷ نیز دست‌بندهای ایرانی با طلا و نقره ساخته می‌شدند، گوشواره‌ها و گردن‌بندهای طلا، جعبه‌های طلسم، حلقه‌های انگشتری از طلا و نقره و مفرغ، برخی ساده و بعضی دیگر مرصع به سنگ‌های قیمتی (لعل، فیروزه، عقیق جگری و یاقوت) ساخته می‌شد.

در سده‌های هشتم تا یازدهم هنگامی که به هنر جواهرسازی می‌پردازیم با وضعی مشابه نخستین سده‌های اسلامی مواجه می‌شویم. یعنی جواهراتی که از بخش‌های گوناگون جهان اسلام بر جا مانده و می‌توان آنها را به این دوره منسوب کرد، بسیار معدود است. تصویر ۵۵ گردن‌بندی مزین به سنگ‌های فیروزه را نشان می‌دهد که بعضی قطعات آن از بین رفته‌اند، در دو قاب (مدالیون) بالا و پایین گردن‌بند نیز قطعات این سنگ وجود دارد. اشکال ایجاد شده با سیم و سنگ در روی قاب دو جزء اصلی گردن‌بند و نیز خطوط کناره خود این اجزاء، شباهت بسیاری با صحنه تاج‌گذاری در شاهنامه دموت دارند.

و سبک طرح‌های قلم زده و نیز نقش مایه‌های مندرج بر پشت این اجزا، به روشنی به همان دوران اشاره دارند. امیر تیمور در هنرپروری نام آور بود و کلاویخو فرستاده پادشاه اسپانیا به نزد وی از مشاهدات خود در کوشک‌های خان بزرگ دچار شگفتی شده و در گزارش خود نوشته است: پرده‌های ابریشمی مزین به پولک‌های درشت... روی هر یک تخمه‌ای از زمرّد و دیگر سنگ‌های گرانبها، تنگ‌های زرین که جدار بیرونی‌شان تا پایه سراسر مرصع است به مرواریدهای درشت، زمردها و فیروزه‌های نشانده بر طلا و غیره.

سلیقهٔ تفاخرگر و تجمل پرست در پی وفور بیش از حد جواهرات رنگارنگ و نشانده بر فلزی گرانبها، همچنین ویژگی اصلی جواهرسازی در دوره‌های صفوی و قاجار بوده است. به هر صورت از جواهرات دوره تیموری نیز مقدار قابلی بر جای نمانده است.

در دوره صفوی، اغلب مردان مهرهای امضایی بر انگشترهایشان داشتند که روزانه مورد نیازشان بود. مردان از داشتن انگشتری‌های متعدد خود لذت می‌بردند. ایشان گاه تا پانزده یا شانزده انگشتر بر سه انگشت میانی می‌کردند و بیشتر معمول بود که بر یک انگشت، پنج تا شش حلقه انگشتری بنشانند.

در دورة صفوی، زنان گردن‌بند‌های بلندی می‌بستند که از ترنج‌های زرین با نقش گل سرخ تشکیل و اغلب با سنگ‌های گرانبهای سبز و قرمز مرصع می‌شد. در نیمه دوم این قرن، زنان طوق‌های زرینی می‌بستند که با سنگ‌های قیمتی اغلب قرمز جواهرنشان شده بود. در فقدان نمونه‌های معتبر و مدرک‌دار، نقاشی ایرانی منبع ارزشمند آگاهی ما از جواهرسازی دوره صفوی است. به طور عموم جامه‌های درباری دورة صفوی آراسته به زیور‌های بسیار بود. مردان اشرافی معمولاً عمامه‌ای به سر می‌گذاشتند که بیشتر به تاجی تمام شباهت داشت، با جغه‌ای مزیّن به جواهرات یا به حلقه‌هایی از رشته‌های مروارید.

زنان نیز برای تکمیل آرایش خود جواهراتی الحاقی را زیب سر و صورت و پیکر می‌ساختند مانند رشته‌های مروارید به گرد صورت و چانه... در دورة قاجار نیز جامه‌های رویی و بلند اعضای خانوادة سلطنتی و درباریان غالباً با ردیف‌های مروارید و سنگ‌های گرانبها مغزی‌دوزی می‌شد و پوشش‌های خانگی و عادی نیز عاری از تزیینات نمی‌ماند. گروه دیگری از جواهرات ایرانی، آنهایی است که ایلیاتی‌ها به خود می‌آرایند یا در خانه مصرف می‌کنند. چنانچه جواهرات ترکمن‌ها را در نظر بگیریم نخستین ویژگی بارز آنها را در آویزهایشان می‌یابیم. دستاوردهای مادی هر قوم، در واقع بازتاب اندیشه‌ها و اعتقادها و شرایط اجتماعی آن قوم و شرایط زیست محیطی و اجتماعی آنان است.

استفاده از زیورآلات نزد ترکمن‌ها، سه جنبهٔ مذهبی، تزیینی و اقتصادی داشته است. اساساً ساخت زیورهای ترکمن را نقره تشکیل می‌دهد به آن سبب که ارزان‌تر و آسان‌تر از طلا به دست می‌آید و دیگر آن که معتقدند استفاده از نقره سبب فروتنی می‌شود.

هنرمندان زیورساز در تزیین سطح زیورهایشان از عقیق و فیروزه و شیشه‌های رنگی به وفور بهره برده‌اند. آنها معتقدند که ترکیب سنگ و فلز، انسان را در مقابل نیروهای ناشناخته حمایت می‌کند. در بلوچستان نیز، زیورآلات سنتی شامل زینت‌آلات سنتی شهری، روستایی و مردم چادرنشین بلوچستان می‌باشد. در زیورآلات این نواحی گذشته از طلا و نقره، آمیزهٔ آلیاژهای فلزی و مهره‌های پلاستیک به رنگ طلایی و فیروزه‌ای نیز به کار می‌رود.

از میان سنگ‌های ویژه زینت‌آلات، فیروزه مصرف بیشتری دارد. سبک متمایزی نیز در جواهرسازی در اواخر سدهٔ سیزدهم و اویل سدهٔ چهاردهم در کردستان رواج یافت که ملیله کاری عالی و ظریف، ویژگی آن بود. سنگ‌های قیمتی در این شیوه کم بود، اما فیروزه که علاوه بر ویژگی تزیینی، حائز خواص ماوراء طبیعی دانسته می‌شد، رواج داشت. گردن‌بندها از دانه‌های زرینی تشکیل می‌شدند که با صفحات مستطیلی به هم متصل و این صفحات با سکه‌های عثمانی و اروپایی و فیروزه تزیین می‌شدند.