تولید زیلو و مراحل مختلف آن

استان یزد در گذشته‌ای نه چندان دور دارای قنات‌های پر آبی بود و بدین واسطه کشت پنبه نیز همانند سایر محصولات کشاورزی رواج فراوان داشت؛ به گونه‌ای که بقایای آن تا دهه پنجاه به خوبی مشهود بود. محصولات پنبه‌ای استان یزد بیشتر مصرف داخلی داشت و اگر هم صادر می‌شد، عمدتا به صورت دست‌بافته‌های نخی چون کرباس، زیلو، محصولات لبافی، و پلاس بود.

نکته‌ی حایز اهمیت اینکه پوشاک تولید شده در یزد نیز با نخ پنبه بافته می‌شد و همان‌گونه که در هوای گرم و خشک تابستان کویری یزد پوشیدن لباس‌های پنبه‌ای دلپذیر بود، نشستن روی زیلوی نخی، آن هم در طنبی‌ها و در زیر خنکای بادگیر، طراوتی دلنشین و طبعا فوایدی بسیار داشت. زیلو یکی از مهم‌ترین صنایع دستی استان یزد بود که تمام مراحل تولید آن در محل انجام می‌شد و مواد اولیه آن نیز در منطقه وجود داشت.

نخ پنبه که به عنوان ماده اولیه و پایه تولید زیلوست، در گذشته به کمک چرخ‌های نخ‌ریسی در محل تولید می‌شد (تصویرهای ۴۰ و ۴۱). پنبه را بعد از ریسیدن تبدیل به کلاف می‌کردند و برای تار و پود زیلو به کار می‌بردند. این نخ در اصطلاح محلی هری Hori)) شلیطSheleet) ) یا «نخ رسمی» نام داشت. زیلویی که با نخ رسمی بافته می‌شد، دارای استحکام زیادی بود و ظرافت آن نیز به کیفیت مرحله نخ‌ریسی و البته دقت در بافت بستگی داشت.

با آمدن نخ‌های کارخانه‌ای که به آن «هندی» می‌گویند، زیلوبافان ترجیحاً از این نخ‌های آماده استفاده کردند. این نخ‌ها دارای شماره‌‌هایی بود که شماره ۵ آن بیش از سایر شماره‌ها مورد استفاده زیلوبافان قرار گرفت. «در زیلوهای مسجدی برای تار نخ نمره ۵ دارای ۹لا و برای پود نخ نمره ۵ دارای ۱۸لا و برای زیلوهای خانگی و تجاری نخ نمره ۵ دارای ۵لا جهت تار و برای پود نخ نمره ۵ دارای ۹لا استفاده می‌شد».

نخ‌های مورد استفاده در آماده‌سازی زیلو بدین ترتیب است:

الف) وجال، که تونه را واریز می‌کند، نظم می‌بخشد، و به ترتیب می‌چیند.

ب) زهی‌سرکاری، که نازک بوده چون ضربه‌ای نمی‌بیند.

ج) زهی گرت‌ساده، که محکم‌تر و ضخیم‌تر است.

رنگ

زیلو بر خلاف سایر فرش‌های تولید شده در ایران از تنوع رنگی کمی برخوردار است. اگر چه تعداد رنگ‌هایی که به طور مجزا در زیلوها به کار می‌رفته قابل توجه است، هر فرش به تنهایی معمولا دارای دو رنگ بوده است؛ مانند سبز، نارنجی، آبی، سفید، سورمه‌ای، سفید، گلی، سفید، قهوه‌ای، سفید، زرشکی، سفید و گلی، آبی.

این سادگی و بی‌پیرایگی باعث شده است که زیلو با معماری مکانی که مفروش کرده بود، هماهنگ شود. خاصه زیلوهای مسجدی که رنگ آبی و سفید آن تطبیقی کامل با رنگ کاشی‌های فیروزه‌ای و رنگ آجرکاری‌ها و گچ‌بری‌ها داشته است. بسیاری از نقوش زیلو نیز متأثر از نقش‌های آجرکاری‌ها و کاشی‌کاری‌های مساجد بوده است.

رنگ‌های به کار رفته در زیلو نیز همانند سایر مواد آن در منطقه تهیه می‌شده است. ماده اولیه آن رنگ‌ها عموما روناس (جهت رنگ‌های طیف قرمز)، نیل (جهت رنگ‌های طیف آبی)، و پوست گردو (جهت رنگ‌های طیف قهوه‌ای) بود. این رنگ‌ها که منشا گیاهی داشت، ثابت بود و در مقابل نور خورشید و شستشو مقاومت بسیاری از خود نشان می‌داد. چنان که اشاره شد، زیلوهای قدیمی متأسفانه در بدترین شرایط ممکن نگهداری شده‌اند؛ با این وجود پس از گذشت چند قرن رنگ خود را همچنان حفظ کرده‌اند.

زیلوها از نظر کاربرد و رنگ به طور کلی به سه گروه تقسیم می‌شوند:

۱. زیلوهایی که با رنگ آبی و سفید بافته می‌شود و مختص مساجد و اماکن متبرکه است.

۲. زیلوهای «جوهری» که با رنگ آبی و گلی بافته می‌شود و برای مصارف خانگی کاربرد دارد. این نوع زیلو نسبتا ارزان قیمت بوده است.

٣. زیلوهای «نفتال» که با رنگ سبز و گلی بافته می‌شود و مرغوب‌ترین نوع زیلوست.

گفتنی است رنگ زیلوهایی که امروز تولید می‌شود تماما به صورت صنعتی تهیه می‌شود و در میبد که یکی از مراکز مهم تولید رنگ ثابت و گیاهی بوده است، دیگر هیچ استادکاری وجود ندارد و معدود زیلوهای تولید شده هم با رنگ‌های نامرغوب صنعتی تولید می‌شود.

چله‌کشی (چله‌دوانی)

«چله‌کشی زیلو مانند قالی و گلیم انجام می‌شود؛ اما تعداد چله‌های زیلو در واحد سطح به دو برابر تعداد چله‌های گلیم می‌رسد. تفاوت زیلو و گلیم که ضمنا گویای مرغوبیت زیلوست، تنها افزایش تعداد چله‌های آن نیست، بلکه اولا زیلو دارای نقشی است که این نقش از طریق پودهای رنگین در آن بافته می‌شود؛ ثانيا زیلو دورو بافته می‌شود و هر رو می‌تواند نقشی جداگانه داشته باشد که این خود بر اهمیت هنری آن می‌افزاید».

امروزه که نخ‌های کارخانه‌ای مرسوم است و دیگر از هری یا نخ رسمی استفاده نمی‌شود، زیلوبافان کپی‌های نخ تابیده شده را خریداری می‌کنند و آماده چله‌دوانی می‌شوند. بدین صورت که در کوچه یا حیاط خانه‌ها، که در اردکان و میبد حیاط‌های بلندی دارد، دو میله حدود ۵۰ سانتی‌متری به نام نیفله (Neefla) به ارتفاع حدود ۱ متر از سطح زمین و به فاصله ۳۰ متر از یکدیگر نصب می‌کنند (با ۳۰ متر چله می‌توان ۷ عدد زیلوی ۴×۳ بافت) و سپس نخ‌ها را به این میله می‌اندازند. در محل به این عمل «کاردوونی» یا «کاردوانی» (kardaooni) گفته می‌شود. هر ۴ تار یک «گا» نام دارد و هر یک متر ۹۰ گا دارد. یعنی ۳۶۰ تار در یک متر.

بالاترین حد تراکم در زیلو «۹۵» گاست یعنی ۳۸۰ تار در یک متر. پس از اتمام کار، تارها را از ينفله خارج و جمع می‌کنند و در مکانی بزرگ آن را پهن می‌کنند. پس از آن نخ‌ها را به فاصله معین از هم باز می‌کنند و از دو طرف محکم می‌کشند. سپس چله را روی زمین می‌گذارند و دور چوبی می‌پیچند و به کارگاه زیلوبافی می‌برند. در کارگاه چله را ابتدا روی تیر پایین می‌پیچند، سپس کم کم آن را روی تیر بالا انتقال می‌دهند. زمانی که چله به طور کامل روی تیر بالا پیچیده شد، کار نقش‌بندی شروع می‌شود که اصطلاحا به آن «سه به جال» (sebejal) می‌گویند و برخی نیز آن را «سه گزون» (segazoon) می‌خوانند. کار نقش‌بندی بدین صورت است که در هر ۵/۱ سانتی‌متر چهار تار (تونه) قرار می‌گیرد و در یک متر ۳۶۰ تار. از این ۳۶۰ تار ۱۸۰ عدد آن برای گرت پایین و گرت بالا و ۱۸۰ عدد دیگر برای شلیط در نظر گرفته می‌شود.

مراحل فنی بافت زیلو

در بافت زیلو برای درهم تنیدن تار و پود از فن «کلی» و «کمونه» بهره می‌گیرند؛ یعنی آنچه در دستگاه‌های بافندگی چاله‌دار با پدال و متعلقات آن و در قالی‌بافی با دست ماهر بافندگان انجام می‌شود، در زیلوبافی به وسیله‌ی «کلی»، «كمونه» و شليط صورت می‌گیرد. تقسيم شليط به اجزای مختلف و سپس گرت‌بندی آن برای تحقق چنین امری است ولی تا رسیدن به مرحله بافت دو کار دیگر باید انجام شود:

۱. انتخاب شليط

چنان‌که گفتیم بافنده‌ی زیلو برای بافتن نقش از شلیط کمک می‌گیرد، چون شلیط به دسته یا رشته‌های مختلف تقسیم شده است. استاد بافنده همه‌ی رشته‌های شلیط را که مربوط به نقش مورد نظرش باشد به آسانی با دست راست جدا می‌کند، به عقب می‌کشد، و با دست چپ نگه می‌دارد، سپس آنها را به قلاب کلی می‌اندازد. کلی رشته‌های انتخاب شده شلیط را در مدت زمان لازم در همان حالت نگه می‌دارد. بعد از این عمل استاد كمونه را که در واقع کلید باز و بسته کردن دهانه چله است، بالا می‌زند. با این دو حرکت ضمن اینکه فضایی را بین تارها ایجاد می‌کند و عمل بافتن را سهولت می‌بخشد، نقش دلخواه را هم به بافنده می‌دهد.

۲. پودکشی

پودکشی نیز به عهده استاد است. به همین سبب به استاد «پودکش» نیز می‌گویند. پودکش پس از بالا زدن کلی و کمونه، با یک دست دامی را در دهانه چله می‌گذارد و با دست دیگر، که تا ساعد از میان تارها به لایه‌ی میانی چله برده است، دامی را می‌گیرد و با سرعت به طرف دیگر پرتاب می‌کند.

چون دامی به گونه‌ای پیچیده شده است که به آسانی باز می‌شود و شکل آن نیز با فضای ایجاد شده بین تارها مناسبت دارد، با یک حرکت پرتابی به فاصله‌ی زیادی جلو می‌رود. این فاصله با احتساب طول ساعد دست استاد حدود ۱۰/۱ تا ۲۰/۱ متر است. بنابراین یک استاد ماهر با دو یا سه حرکت دامی را از پهنای سه متری زیلو عبور می‌دهد. در این فاصله، «پنجه‌زن» نیز با سرعت با پنجه‌ی دفتین پود را می‌کوبد.

استاد در هر رفت و برگشت و در صورت نیاز به سرعت کلی و کمونه یا دامی را عوض می‌کند و مجددا پود می‌کشد. عوض کردن کلی و دامی متناسب با نوع نقش است. چه بسا نقشی که فقط با یک رنگ بافته می‌شود؛ در این صورت مادامی که بافت نقش به سرانجام نرسد، نیازی به عوض کردن کلی و دامی نیست.

برای اینکه پودها روی هم نیفتد، کمونه در هر رفت و برگشت عوض می‌شود. منظور از عوض شدن کلی تعویض شلیط است. برای این کار، استاد آن دسته از شلیط‌ها را که قبلا انتخاب کرده با پایین کشیدن کلی آزاد می‌کند و دسته دیگر را به جای آن انتخاب و به کلی الصاق می‌کند. زیلوبافان برای بیان این تعویض از اولین صیغه جمع مضارع فعل‌های گرفتن و انداختن استفاده می‌کنند.

٣. نقش‌پردازی و ترتیب بافت آن

برای تشریح فنون زیلوبافی شیوه نقش‌پردازی و بافت نقشه «پرت توره» را که روش گرت‌بندی آن ذکر شد، توضیح می‌دهیم. بافت زیلو نیز مثل «گرت‌بندی» از حاشیه شروع می‌شود و دارای سه مرحله است:

۱. در آغاز یک «بنوم» به نام «سرپر» می‌بافند. سرپر مثل چارچوبی دو سر زیلو را محافظت می‌کند و در زمان استفاده از آن مانع باز شدن پودها می‌شود.

۲. بافت حاشیه: «سیاه جو» و «سفید جو» برای بافتن کناره‌های زیلوست. در پود آبی (یا سبز) سیاه جو و برای گلی، «سفیدجو» را می‌گیرند و می‌بافند. حاشیه دارای دوازده بنوم است که به ترتیب زیر بافته می‌شود:

بنوم اول: هر سه «مداخل» را می‌اندازند؛ یعنی این سه را رها می‌کنند و بقیه‌ی رشته‌ها را می‌گیرند و به کلی می‌زنند و با پود گلی می‌بافند.

بنوم دوم: دو مداخل بالا و میون را می‌گیرند؛ مداخل پایین را می‌اندازند و با پود آبی (یا سبز در زیلوی نفتال) می‌بافند.

بنوم سوم: مداخل بالا را می‌گیرند و دو مداخل پایین و میون را می‌اندازند و با پود آبی (یا سبز) می‌بافند.

بنوم چهارم: هر سه مداخل را می‌اندازند و با پود آبی (یا سبز) می‌بافند. بنوم پنجم: مداخل بالا را می‌اندازند و دو مداخل دیگر را می‌گیرند و با پود گلی می‌بافند.

بنوم ششم: مداخل بالا را می‌اندازند و دو مداخل دیگر را می‌گیرند و با پود آبی می‌بافند.

مراحل فوق تکرار می‌شود تا دوازه بنوم بافته شود.

٣. بافت زمینه: زمینه زیلو نیز دارای دوازده بنوم است و به ترتیب زیر بافته می‌شود:

بنوم اول: «مج و برمج بالا» را می‌اندازند و بقيه مج‌ها را می‌گیرند. «پنج مج دیگر» می‌گیرند، و با پود گلی می‌بافند.

بنوم دوم: اول «مج بالا» را می گیرند و یک پود ابی (یا سبز) می بافند. بعد «مج بالا» را می اندازند و بقية می گیرند و تا بنوم می بافند.

بنوم سوم: «مج میون» را می‌گیرند و با پود آبی (یا سبز) می‌بافند و با پود گلی می‌بافند. سپس «برمج» را می‌اندازند و «برمج میون بالا» را می‌گیرند و مج میون را می‌اندازند و بقیه مج‌ها را می‌گیرند و تا بنوم می‌بافند.

بنوم چهارم: «برمج بالا» را می‌گیرند و با پود آبی (یا سبز) می‌بافند؛ سپس مج بالا، مج ميون، و مج پایین را می‌گیرند و بقیه را می‌اندازند و با پود گلی می‌بافند.

بنوم پنجم: «برمج پایین» را می‌گیرند و با پود آبی (یا سبز) می‌بافند؛ سپس برمج پایین و مج میون را می‌اندازند و بقیه را می‌گیرند و تا بنوم با پود گلی می‌بافند.

بنوم ششم: «مج میون» را می‌گیرند و با پود آبی (یا سبز) می‌بافند؛ سپس مج پایین و «مج میون پایین» و مج میون را می‌اندازند و بقیه را می‌گیرند و تا بنوم با پود گلی می‌بافند. تا اینجا در واقع نیمی از نقش زمینه یا به عبارتی نیمی از زیلو بافته شده است. برای بافتن بقیه باید عکس مراحل یاد شده طی شود؛ یعنی بنوم هشتم مثل بنوم ششم و بنوم نهم مثل بنوم پنجم و به همین ترتیب تا بنوم دوازده مثل بنوم دوم بافته می‌شود.

گفتنی است که مرغوبیت یک زیلو در نحوه بافت، میزان تراکم، تنوع نقوش، نخ مصرفی و کیفیت رنگی آن است. اگر زیلو دارای تراکم کم باشد، فرسایش آن نیز سریع خواهد بود و دوام کمی خواهد داشت. اگر تراکم زیلو بالا باشد، زیلو مقاومت بسیار بالایی در مقابل فرسایش خواهد داشت؛ چنانکه زیلوهای سده‌های گذشته چنین بوده‌اند. تنوع نقوش و کیفیت و ثبات رنگی نیز از عوامل مهم در تعیین مرغوبیت یک زیلوست. بدان گونه که امروزه به سبب استفاده از رنگ‌های شیمیایی و کم دوام، زیلوهای تولیدی پس از چندین مرحله شستشو رنگ‌هایشان در هم می‌رود و خاصه در زیلوهایی که از دو رنگ مثل سبز و گلی و آبی و قرمز استفاده می‌کنند، به شدت کیفیت زیلو را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تنوع نقوش نیز چنانکه خواهیم گفت بر ارزش‌های زیبایی‌شناسانه‌ی زیلو می‌افزاید و نشان‌دهنده غنای فرهنگی طراحان و استادکاران این هنر است که در فصل پنجم بدان می‌پردازیم.