تعاریف و اصطلاح هنر خراطی

با توجه به شواهد موجود، قدمت خراطی در ایران به حدود ۵۳۰۰ سال قبل بر می‌گردد، اما قدیم‌ترین اشیای خراطی شده در دنیا که قدمتی بیش از سه هزار سال دارند متعلق به تمدن مصر باستان است.

در اروپای قرن شانزدهم خراطی به عنوان یک سرگرمی در میان طبقه اشراف اروپایی محبوبیت یافت و دوره خراطی تزیینی Ornamental turning)) که شامل تزیینات پیچیده و ظریفی در سطوح تخت یا مدور است آغاز گردید. خراطی از عصر صنعتی تا اوایل قرن بیستم در کنار صنعت راه تولید انبوه را در پیش گرفت که عاملی شد برای دوری خراطی از محدوده هنر؛ اما حیات دوباره خراطی از آمریکا شروع شد و هنرمندانی را از کانادا، استرالیا، انگلستان، آلمان، فرانسه و ژاپن به این جنبش فرا خواند.

ابزار اصلی در خراطی، «چرخ خراطی» یا در بعضی مواقع «کارگاه» نامیده می‌شود، اما اصطلاح کنونی رایج برای این وسیله «دستگاه خراطی» است. همه‌ی چرخ خراطي‌ها با تنوعی که دارند برای چرخاندن یک قطعه کار هستند و در اصل دستگاه‌های خراطی جدید اختراع نشده‌اند، بلکه از بهبود انواع مختلف آن حاصل شده و تکامل آن یک پیشرفت تدریجی بوده است.

با توجه به اینکه تاریخ خراطی بر اساس پیشرفت فناوری آن همراه است، استفاده از خراطی در لوازم خانه، معماری و اشیای تزیینی نیز بر سبک و روش آن تأثیر ژرفی گذاشته است. به عبارتی دیگر حس زیبایی‌شناسانه در خراطی از تکامل در فناوری آن قوی‌تر عمل کرده است.

خراطی در اروپا پویشی مستمر به طول قرون دارد و در عصر حاضر بیشتر وسیله‌ای برای ارائه هنر به شمار می‌آید. هم‌اکنون این هنر - صنعت در جامعه معاصر برای یافتن یک نقش مهم قدم برمی‌دارد. تاریخ خراطی پیوندی تنگاتنگ با تغییر ارزش‌های فرهنگی دارد، اما ارزشیابی هر تغییر باید با سلیقه و دیدگاه اجتماعی انجام گیرد.

خراطی از لغت تازی خَرط گرفته شده که به معانی «تراشیدن چوب و برابر ساختن آن»، «دست فرو مالیدن بر درخت تا برگ آن فرو ریزد» و «پوست چوب باز کردن» آمده است. البته در فارسی معادل آن را تراشیدن، رندیدن، خراشیدن دانسته‌اند. در متون مختلف اصطلاحات گوناگونی برای نامیدن خراط و خراطی آمده است:

چوب‌تراش: تراشنده چوب.

نحّات: تراشنده، چوب‌تراش، تراشنده چوب.

مِغزَلی: دوک‌تراش؛ مغزل: دو ک.

خرّاد: آن که چوب‌ها را بر چرخ خراشیده، هموار کند.

قطاط: خراط که حقه‌ساز است.

حقّاق: حقه‌گر، آن که حقه سازد؛ حقه: ظرفی غالب خرد و مدور با دری جدا که بر آن استوار کنند و بیشتر از عاج و چوب، که در آن الماس و لعل و مروارید یا داروها و معاجين غاليه و عطر‌های کمیاب نهند.... دُرج، علبه، قوطی، پیرایه‌دان، تامور، تاموره.

حُقّه‌گر: آن که حقه سازد، حقه‌ساز، خراط.

حقه‌ساز: آن که حقه سازد... .

دوک‌تراش: آن که دوک سازد و خراطی کند.

دوک‌ساز: مغزلی، خراط.

مُشته‌ساز: آن که مشته سازد؛ مشته: آلتی است چوبین که ندافان و حلاجان بر زه کمان زنند تا پنبه حلاجی شود.

چرخه‌ساز: آن که چرخه سازد؛ چرخه: آنچه زنان بدان پنبه ریسند ... . قرقره، چرخ، ماسوره ... .

خَرط کار: خراط.

تحول چرخ خراطی

چرخش و خلق نیروی چرخشی از نبوغ بشر است که ابداع آن به دوران ماقبل تاریخ برمی‌گردد. بشر از گردش یک دوک، در ریسیدن پشم استفاده کرده است. چرخ سفالگری را شاید بتوان اولین دستگاهی دانست که پیشینیان برای خلق اشیای مدور که دارای حداقل یک محور تقارن باشد، استفاده می‌کرده اند.

ابزار اصلی در خراطی که قطعه کار را روی آن قرار داده، و خراطی می‌کنند، «چرخ خراطی» یا در بعضی مواقع «کارگاه» می‌نامند، اما اصطلاح کنونی رایج برای این وسیله «دستگاه خراطی» است. Lathe در زبان انگلیسی نامی است برای دستگاه خراطی که کمی عجیب و غریب می‌نماید. این نام در اصل، نام تیر یا میله باریک و بلندی از چوب است که به عنوان فنر در نوعی از دستگاه خراطی قدیمی Pole Lathe)) کاربرد داشته است. در هند به چرخ خراطی چاکرا (Chakra) یا چرخ گفته می‌شود که در دیگر زبان‌ها هم بیشتر اصطلاحی با مضمون چرخ معمول است.

در این مجال نیز سعی شده است با اشاره به بعضی موارد اصلی، روند تحول در چرخ خراطی بیان شود:

• اولین نشان از چرخ خراطی مربوط به یک نقش برجسته مصری معروف است که بر روی سنگی در مقبره پتروسیریس (Petrosiris) به تاریخ ۳۰۰ قبل از میلاد حک شده است. در این نقش دو مرد که در حال کار کردن با یک دستگاه خراطی هستند، به تصویر کشیده شده است. در این نوع چرخ که ابتدایی‌ترین نوع چرخ خراطی بوده است، یک دستیار با جلو و عقب بردن تسمه یا طنابی که دور کار پیچیده است، نیروی چرخشی را ایجاد می‌کند و قطعه کار را می‌چرخاند و خراط با اعمال ابزار، عمل خراطی را انجام می‌دهد.

• بشر با استفاده از فناوری اولیه‌ای که برای مثال در مته کمانی هم از آن استفاده شده است، برای روشن کردن آتش و سوراخ کردن بهره گرفته است؛ این فناوری در نوع دیگری از انواع چرخ خراطی به کار گرفته شده است. در این نوع چرخ خراطی به جای آنکه یک دستیار تسمه را حرکت دهد این تسمه روی یک كمان نصب شده، و خراط شخصا آن را با یک دست حرکت می‌دهد و با دست دیگر و پاهای خود ابزار را هدایت می‌کند.

دو نوع چرخ خراطی ذکر شده از نظر شکل کلی پراکندگی گسترده‌ای در اقصا نقاط جهان داشته است و هم‌اکنون نیز به همان شیوه گذشته استفاده از آن مصداق فراوانی دارد.

• در اروپای قرون وسطی چرخ خراطی کمانی همچنان استفاده می‌شد. در اواخر قرون وسطی تحولاتی که در انواع چرخ خراطی صورت گرفت، آن را به بالاترین مرتبه خود رساند. شاید بتوان گفت حرکت اولیه در پیشرفت چرخ خراطی، استفاده از پایه یا میز برای چرخ بود که آن را از سطح زمین بالاتر آورد (طبق عادت اروپاییان که برای بیشتر عملیات مکانیکی، موقعیت ایستاده را ترجیح می‌دهند).

• حرکت بعدی ساخت یک دستگاه خراطی با نام Pole Lathe بود که کم کم جای خراطی کمانی را گرفت. این اختراع احتمالا در اواسط قرن دوازدهم میلادی صورت گرفته است. در این دستگاه هنوز چرخ خراطی با ریسمانی که حرکت رفت و برگشت داشت صورت می‌گرفت، با این تفاوت که یک سر ریسمان به رکاب یا پدال متصل و سر دیگر ریسمان پس از دوران به دور قطعه کار به یک تیرک افقی یا فنر در بالای دستگاه وصل می‌شد. این فناوری قدرت حرکت را در خراطی افزایش داد و دو دست را برای هدایت بهتر ابزار آزاد کرد و از سویی احتیاج به دستیار در چرخ‌های دو نفره را برطرف ساخت. این دستگاه خراطی یکی از مهم‌ترین ابداعات قرون وسطی بود که تا قرن نوزدهم همچنان از آن استفاده می‌شد.

مشکل اساسی چرخ‌های اولیه حرکت رفت و برگشت آنها بود که در یک حرکت، برش صورت می‌گرفت و در حرکت دیگر، فقط ریسمان به حالت اولیه‌اش برمی‌گشت و برشی صورت نمی‌گرفت.

• بهبود دیگر در دستگاه خراطی به کار بردن آهن در بدنه دستگاه به جای چوب بود. آهن می‌توانست امتداد خود را حفظ کند و مانند یک بدنه و سکویی محکم برای عملیات خراطی عمل کند.

• تلاش برای بهبود جهت حرکت در چرخ خراطی و ایجاد حرکت ممتد و یک طرفه در قرن پانزده میلادی به نتیجه رسید. کلید اساسی در این پیشرفت، آشنایی با یک چرخ لنگر بزرگ جدای از محور بود که توانست حرکتی سریع و متوالی و البته یک سویه را ایجاد کند. چرخ لنگر با کمک یک پدال و میل‌لنگ، ذخیره و اعمال انرژی را به صورت متعادل ایجاد کرد، و به خراط اجازه داد با پاهایش نیرو را راحت‌ترو با سرعت بالاتر به دستگاه وارد کند. در انواعی از این چرخ‌ها نیرو با دست، اسب یا حتی نیروی آب نیز تأمین می‌شده است.

• طراحی‌های لئوناردو داوینچی را نیز، در این زمینه می‌توان بررسی کرد. یک طراحی از داوینچی (۱۴۸۰م) وجود دارد که نظریه ما را نسبت به دستگاه خراطی چرخی پدالی اولیه کامل می‌کند. در این طرح که معلوم نیست طرحی از ابتکارهای اوست یا فقط طراحی از یک دستگاه موجود است، یک فک متحرک (tail stock) که برای تنظیم حدود قطعه کار استفاده می‌شود به دستگاه اضافه شده است.

• اگرچه در قرن نوزدهم نوآوری در ساخت دستگاهها مثل استفاده از موتور بخار برای خراطی‌های حجیم استفاده شد، اما تا قرن بیستم همگانی نشد. با این حال فناوری و تخصص در انواع خراطی همانی است که از قرن نوزدهم به ما رسیده است.

دستگاه خراطی را که در بعضی موارد «ماشین تمدن» هم نامیده‌اند، در بین ماشین ابزارها منحصر به فرد است؛ چون تنها ماشینی است که قابلیت ساخت خود و دیگر ماشین ابزارها را دارد.

همه‌ی چرخ خراطي‌ها با تنوعی که دارند برای چرخاندن یک قطعه کار هستند.

دستگاه‌های خراطی جدید در اصل اختراع نشده‌اند، بلکه از بهبود انواع مختلف آن حاصل شده و تکامل آن پیشرفتی تدریجی بوده است.

با توجه به اینکه تاریخ خراطی با پیشرفت فناوری آن همراه است، استفاده از اخراطی در لوازم خانه، معماری و اشیای تزیینی نیز بر سبک و روش آن تأثیر ژرفی گذاشته است. به عبارتی دیگر حس زیبایی‌شناسی در خراطی از تکامل در فناوری آن قوی‌ترعمل کرده است.