تزیينات و نقوش سفالينه (بخش اول)

در این مطلب در مورد نقوش و تزیینات سفال و سفالینه در گذشته تا به حال صحبت می کنیم.

نقوش انسانی

سفالینهٔ ایرانی در آغاز بدون نقش و ساده ساخته می‌شد، ولی در طول زمان ذوق و علاقه سفالگران منجر به ترسیم نقوش و طرح‌های گوناگون بر روی سفالینه گردید. این نقوش ذوق، تفکر و هنر سفالگران است که در طول زمان، معمولاً با الهام از طبیعت، روی گل شکل گرفته است. در بین طرح و نقوش سفالینه اولیه تا عصر حاضر نقوش انسانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بشر اولیه طبیعت گراست، طبیعت است که آذوقهٔ او را فراهم می‌کند، سرپناه او را می‌سازد، به او پوشاک می‌دهد. ارتباط با عوامل گوناگون، سفالگر اولیه با تجربه‌ای که از نقاشی در پناهگاه‌ها کسب کرده بود. این بار بر روی دیگر دست ساخته‌ای خود، یعنی سفال نقش آفرینی می‌کند.

قدیمی‌ترین نقوش انسانی بر روی سفال را باید بر روی قدیمی‌ترین خانه و کاشانهٔ بشر اولیه، یعنی غارها جستجو کرد. یکی از این سکونتگاه‌ها که از قدیمی‌ترین آن به شمار می‌رود تمدن تپه سیلک است که متعلق به هزارهٔ پنجم پیش از میلاد است. نقوش انسان در حال رقص بر روی سفالینه نقش می‌بندد با این تصور و بر پایهٔ باورهای مذهبی که خدایان نیز در زمین و آسمان به رقص مشغولند.

نقوش انسانی (زن و مرد) در تمامی ادوار سفالگری بر روی سفالینه حائز اهمیت فراوان است، سفالینه مکشوفه از محوطه‌های باستانی، نقوش انسانی را در حال نیایش، شکار، عروسی، ضیافت، رقص، دعا و نواختن موسیقی نشان می‌دهد. برای مثال می‌توان نقش زن متعلق به هزارهٔ دوم در تورنگ تپه گرگان، زن و مرد در حال سوگواری، شکار و ضیافت در سفالینه مکشوفه از مرو، در حال نیایش در تپه‌ای در کرمانشاه، در حال رقص در سفالینه شوش و تپه موسیان، تل جری در نزدیکی تخت جمشید را که در برابر آتش به رقص مشغولند نام برد.

همچنین صحنه‌های رقص به صورت انفرادی و گروهی در سفالینه‌های مکشوفه در تپه موسیان، چشمه علی ری، تل باکون و دیگر نقاط باستانی شرق و غرب دیده شده است، از زیباترین نمونه‌های سفالین پیش از تاریخ می‌توان کاسهٔ سفالی مکشوفه از گیلان را نام برد که تصویر دوازده انسان را در حال نیایش و نواختن موسیقی نشان می‌دهد.

نقوش انسانی به شکل پیکره‌های گلی زن و مرد در دوران تاریخی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در مراکز مهم سفالگری مانند شوش، هگمتانه، گرگان و دیگر مراکز مهم سفالگری، پیکره‌های گلی بسیاری به دست آمده است. از موارد مهم در دوران تاریخی، به‌ویژه اشکانی و ساسانی، توسعه و استفاده از لعاب سربی در رنگ‌های آبی و فیروزه‌ای می‌باشد.

ساخت تابوت سفالین و ظروف ویژه نگهداری خاکستر مردگان (دوره ساسانی) و پیکره‌ها  و هدایای سفالین برای مراسم مذهبی و تدفین متداول شد. ظروف سفالین قبل از لعاب با نقوش کنده، قالبی، مهر زده و افزوده برجسته تزیینی می‌شد. مدارک باستان‌شناسی حاکی از آن است که لعاب قلیایی را اشکانیان از طریق مبادلات بازرگانی با سلسله هان بر روی سفالینهٔ چینی منتقل کردند. هم‌چنین در مورد سفالينهٔ اشکانی و ساسانی که دارای نقوش انسانی باشد، می‌توان به کاسهٔ سفالینی که در موزهٔ عشق‌آباد ترکمنستان موجود است، اشاره کرد. در این کاسه نقوش، و طرح شکار، بزم و رزم دیده می‌شود.

از دیگر نقوش انسانی در دورهٔ اشکانی می‌توان به نقش انسانی که در حال تیراندازی است، اشاره کرد. نقوش انسانی در سفالینه‌های ادوار اسلامی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بسیاری از محققان زیبایی و اهمیت سفالینه‌های اسلامی را در نقوش انسانی آن که حالات گوناگون زندگی روزمره را نشان می‌دهد، می‌دانند. هنرمندان و سفالگران این دوره از فرهنگ و تمدنی پیشرفته برخوردار بوده‌اند.

نقوش انسانی در دورهٔ اسلامی تقریباً در انواع سفالینه یاد شده، دیده می‌شود، مانند: ظروف سفالین یکرنگ، زرین فام، مینایی، رنگارنگ و نقش کنده. نقوش انسانی زمانی با سر حیوان و بدن انسان نیز دیده می‌شود که نشان از باورهای مذهبی دارد. به نظر می‌رسد

هدف از ترسیم این نقوش ترجمانی از افکار، آداب، رسوم و فرهنگ عامه باشد که هنرمند با اندیشه‌ها و باورها و افسانه‌های زندگی خود و هم‌نوع خود را به تصویر می‌کشد.

خط و ادبیات در دورهٔ قرون وسطی اسلامی (سلجوقی - خوارزمشاهیان) که بر مبنای ادبیات زمان خود رونق می‌گیرد، به هنرمند سفالگر الهام می‌بخشد که از داستان‌های ادبی، اسطوره‌ای بهره گرفته، مضامین ادبی را با نقوش انسانی و انواع خطوط به زیباترین وجه به تصویر درآورد. داستان‌هایی از شاعرانی چون فردوسی، خیام، حافظ، مولانا، بابا افضل کاشانی، ظهير فاریابی و دیگر ادیبان ادوار اسلامی، تفکر سفالگر را به آفرینش نقوش انسانی با بهره‌گیری از داستان‌های ادبیات سوق می‌دهد. در سده‌های چهارم و پنجم هجری داستان‌های فردوسی بر روی سفالینه به تصویر کشیده شد. نقش سوارکاران، ضحاک مار دوش روی سفالینه‌ها دیده می‌شود. داستان‌هایی نظیر بهرام و آزاده خسرو و شیرین، لیلی و مجنون را به هنگام شکار و رقص نشان، مسائل نجومی و صور فلکی داده می‌شود. ذکر این نکته ضروری است که نقوش انسانی در ظروف سفالینی دورهٔ اسلامی هماهنگی زیبایی با تصاویر مربوطه، مانند طبیعت، حیوانات، پرندگان و آبزیان دارد.

تصاویر انسانی بر روی سفالینه، با آرایش‌های گوناگون، البسه متفاوت، حالات مختلف نشان داده شده است و موضوعی که جالب توجه است اینکه عموماً تصویرگرایی نقوش انسانی اغلب حالت تفكر یا غمگینی را نشان می‌دهد و نقوش انسانی در حالت خوشحال یا شادی کمتر دیده شده است، حتی در ظروفی که زن یا مرد در حال نوازندگی هستند.

لازم است یادآوری شود که محققان، با توجه به نقوش انسانی کارگاه‌های سفالگری ایران، آنها را در سبک‌های گوناگون تقسیم بندی کرده‌اند که سبک‌های کاشان، ری، سلطان‌آباد، ساوه از آن جمله‌اند. نقوش انسانی چه زن، چه مرد در هر یک از مراکز یاد شده دارای ویژگی‌های متفاوتی هستند.

از دیگر صحنه‌های رزمی و بزمی که در سفالینه‌ٔ دورهٔ اسلامی دیده می‌شود، شخصیت‌های مهم داستان‌های ادبی است. نقش شخصیت‌های مهم نظیر سیاوش، ضحاک ماردوش، کیومرث و دیگر داستان‌ها چون یوسف و زلیخا، بهرام و آزاده نقوش بسیار زیبایی است که در سفالینه نوع زرین فام و مینایی دیده می‌شود.

هنرمند سفالگر در به تصویر کشاندن واقعیات زندگی روزانه، از نقش رقص درویشان، رقص و سماع صوفیان، اجرای موسیقی، حتی به تصویر کشاندن واقعه و شهدای کربلا به بهترین وجه موفق است هنرمندی می‌تواند خلق کند که با علوم ریاضی، داستان‌های اسطوره‌ای، عرفان آشنا باشد و بالاخره از علوم گذشته و حال بهره‌مند بوده باشد تا بتواند خالق این همه هنرمندی بر روی ظرفی گلی باشد.

تصویرگرایی انسان بر روی سفالینه ادوار اسلامی گرچه از سده‌های نخستین اسلامی آغاز می‌شود، ولی تکامل آن متعلق به دورهٔ خوارزمشاهیان سده ششم هجری است. بسیاری از ظروف سفالین با نقوش انسان دارای تاریخ ساخت و نام سفالگر است که از جمله می‌توان به قدیمی‌ترین آن که در سال‌های ۵۸۳-۵۷۵ و ۶۰۸-۶۰۴-۶۰۰ به دست معروف‌ترین هنرمندان سفالگر سده‌های ششم و هفتم هجری مانند خاندان ابوطاهر و ابوزید، ساخته شده، اشاره کرد.

به هر حال از سده‌های نخستین اسلامی نقوش انسان در سفالینه به تصویر درمی‌آید که از آن میان می‌توان به نقوش سفالینه‌های قالبی نیشابور اشاره کرد و در سده‌های بعد در بیشتر

مراکز سفالگری، نقش انسان بر پایهٔ داستان‌های ملی مانند شاهنامه رواج می‌یابد.

ضحاک ماردوش بر روی سفالینه‌های اورمیه یا جنگ سواران بر روی سفالینه‌های

جرجان در قرن ششم و آغاز سدهٔ هفتم هجری، این هنر را نشان می‌دهد. نقوش انسانی در دوره ایلخانی یا تیموری با ویژگی‌های زمان خود ادامه می‌یابد و در این زمان نقوش انسان همانند نقاشی‌های نسخ خطی، کاشی و نقوش فلزی قابل مقایسه هستند.

نقوش انسان بر روی سفالین در دورهٔ متأخر (صفوی - قاجاریه) با ویژگی‌های متفاوت از دوره‌های متقدم ادامه پیدا کرد. در این دوره نیز همانند گذشته سفالگر هنرمند با توجه به زمان و مکان و نوع سفالینه متداول به نقش آفرینی بر روی سفال و کاشی می‌پردازد که در مراکز سفالگری شهرهای قم، اصفهان، کرمان، مشهد، یزد و برخی از جزایر خلیج فارس مانند هرمز وجود دارد. در این ظروف نقوش انسانی با طرحی جدید مشاهده می‌گردد که در مواردی این نقوش قابل ملاحظه با نقوش سفالین ساخت کشور چین است. طرح و نقوش انسانی (زن - مرد) بیش از همه در ظروف سفالین معروف به نوع آبی و سفید مشاهده می‌گردد.

نقوش انسانی سفالینه قبل از تاریخ

مرو: نقوش سفالینه با طرح عزاداری، جشن و ضیافت

گرگان: طرح و نقوش مجسمه‌های انسانی دوره سلجوقی

ری: بشقاب، با شیوه ساخت مینائی (هفت رنگ) سده هفت هجری

ناحیهٔ خزر: طرح و تزئین ظروف سفالین لعاب‌دار، سده چهارم الی ششم هجری

گرگان: نقوش سفالینه زرین‌فام ، دورهٔ خوارزمشاهیان

گرگان: نقوش سفالینه زرین‌فام، دورهٔ خوارزمشاهیان

نقوش حیوانی

گرگان: سفالینه بی‌لعاب، با نقوش حیوانی، سده ششم هجری

گرگان: طرح ظروف سفالین، سده سوم الی ششم هجری

گرگان: طرح و تزئین ظروف سفالین با نقاشی زیر لعاب

ناحیه خزر: طرح و تزئین ظروف سفالین، سده چهارم الی ششم هجری

گرگان: طرح و نقوش سفالینه زرین فام، دوره متأخر

نقوش پرندگان

طرح و نقوش متداول دیگر بر روی ظروف سفالین، از سال‌های آغازین ساخت، طرح پرندگان است که نقش آن از هزاره‌های قبل از میلاد نخستین در اغلب کارگاه‌های سفالگری رایج بوده است.

نقوش پرندگان زمانی به تنهایی و گاهی در جمع، روی ظروف سفالین از جمله کاسه و بشقاب نقش شده است. هر یک از این نقوش دارای مفاهیم ویژه‌ای است که سفالگر هنرمند، ماهرانه سطوح داخلی و خارجی ظروف سفالین، مانند کاسه، بشقاب، پیاله، کوزه، خمره، ساغر، آب‌خوری و تنگ‌های مخصوص را زینت بخشیده است.

بسیاری از پرندگان علاوه بر نقوش تزیینی، نمادی از فرهنگ عامه و نجوم داشته، سفالگر هنرمند با زیبایی خاصی این پرندگان را به تصویر کشیده است.

نقوش سیمرغ، عقاب و طاووس که در بسیاری از داستان‌های اقوام و مذاهب به نوعی مورد تقدیس قرار گرفته، بر روی ظروف سفالین به نمایش درآمده است. برای مثال نقش عقاب در دوران تاریخی (هخامنشی، اشکانی و ساسانی) نمادی از اهورمزدا دارد و در زمانی دیگر استعاره‌های عارفانه و ادیبانه.

نقوش پرندگانی مانند کلاغ، سیمرغ، هُد هُد، عنقا، طوطی و کبوتر نیز در ظروف سفالین جای ویژه‌ای داشته، با الهام از سرودهای شاعران بزرگ، مانند فردوسی (شاهنامه)، عطار و رباعیات خیام مظهر قدرت می‌گردند و پرواز پرندگان نمادی از پرواز انسان‌ها می‌شود.

طيران مرغ دیدی تو زپای بند شهوت
بدر‌آی تا به بینی طیران آدمیت

به هر حال از سده‌های اولیه سفالگری به‌ویژه دوران کشاورزی، نقوش و طرح‌های پرندگان در حال آرامش و پرواز با بال‌های گسترده به چشم می‌خورد. زمانی نیز سفالگر هنرمند از پرندگان افسانه‌ای، تخیلی، اسطوره‌ای و نجومی بهره گرفته، تصاویر پرندگان را با طرح‌های گیاهی درهم آمیخته و نقوش جالبی را نقاشی کرده است.

نیشابور: طرح و نقوش سفالینه با ‌‌‍پوشش لعاب گلی، سده سوم هجری

بشقاب با لعاب یکرنگ، سده ششم هجری

گرگان: سفالینه، با نقش کنده کبوتر، سده چهارم هجری

ری: طرح تزئین و ظروف با لعاب یکرنگ و نقوش کنده سده ششم هجری

طرح و نقوش سفالینه، نقاشی زیرلعاب، سده هفتم هجری

گرگان: طرح ظروف سفالین لعاب دار، سده ششم هجری

ناحیه خزر: کاسه با لعاب رنگارنگ، سده چهارم هجری

کاسه با نقش کنده: گروس سده پنجم هجری

ری: کاسه با شیوه ساخت مبنائی (هفت رنگ) سده هشتم هجری

گرگان: طرح و تزئین ظروف سفالین زرین فام، دوره خوارزمشاهیان

نقوش هندسی

نقوش هندسی از متداول‌ترین و احتمالاً یکی از قدیمی‌ترین نقوشی هستند که در سفالگری مورد استفاده قرار گرفته است. هنرمندان سفالگر از هزاره‌های قبل از میلاد در مراکز سفالگری از نقوش هندسی برای تزیین انواع ظروف سفالین استفاده کرده، نقوش زیبایی را بر روی کاسه، بشقاب، خمره، آب‌خوری و دیگر ظروف متداول زمان خود به شیوهٔ هندسی آراسته‌اند. همانطوریکه در گذشته معمار یا مهندس در ایجاد و توسعه هنر معماری و شهرسازی از دانش ریاضی بهره گرفته، بناهای بسیار زیبایی در سراسر کره خاکی بنیاد نهادند، دیگر هنرمندان نیز در خلق آثار گوناگون از علوم هندسی و ریاضی بهره جسته، قادر گردیدند در خلق آثار هنری موفق گردند.

مورد سفالگری و کاشی‌کاری به نظر می‌رسد  سفالگران و کاشی‌کاران نیز تا حدودی به علوم هندسی و ریاضی آشنایی داشتند، مثلاً در طرح کاسه‌ای دایره شکل یا ظروف دیگر هماهنگی نقش‌ها، نقش انسان در کنار طبیعت، صحنه‌های عاشقانه، صحنه‌های رزمی و بزمی و در مواردی صحنه‌های عارفانه می‌رساند که سفالگر از علوم هندسی آگاه بوده، تمامی نقوش را با احتساب موارد ریاضی شکل بخشیده و طراحی کرده است. با توجه به موارد یاد شده مشاهده می‌شود که طرح انسان در کنار یک درخت یا صحنهٔ شکار در محدوده یک کاسه یا بشقاب از هماهنگی کامل برخوردار است.

نقوش هندسی بر روی سفالینه از سده‌های پیش از میلاد در مراکز مهم سفالگری رایج بوده است. در ظروف اسماعيل‌آباد، سیلک، کاشان، شوش و دیگر محوطه‌های باستانی نقوشی با سبکی بسیار ماهرانه بر روی سفالینه دیده می‌شود. نقوش مربع، مستطیل، دایره، چند ضلعی، همه از نمونه‌های نقوش هندسی هستند که بر روی سفالینه قرمز، خاکستری و نخودی رنگ به وفور دیده شده، در تمامی دوران سفالگری ادامه داشته است. همچنین در ادوار اسلامی انواع نقوش و طرح‌های گوناگون چه انسان چه حیوان چه طبیعت در داخل زیکزاگ، لوزی، دوایر، مثلث، مربع، مستطیل، کثیرالاضلاع، هاشورهای متقاطع که با هنرمندی خاصی طراحی شده بر روی سفالینه دیده می‌شود و این حکایت از آشنایی سفالگران با علوم ریاضی و هندسی دارد.

همانطوریکه گفته شد نقوش هندسی از آغاز سفالگری از متداول‌ترین طرح تزیینی برای سفالینه بوده، در ادوار گوناگون قبل از تاریخ، دوران تاریخی (هخامنشی، اشکانی و ساسانی) و در دوره‌های اسلامی در اغلب مراکز سفالگری با شیوه‌های مخصوصی مورد استفاده قرار گرفته، تا به امروز نیز یکی از رایج‌ترین نقوش تزیینی بر روی سفالینه و کاشی است.