تاسیس ذوب آهن اصفهان

اگر چه احداث ذوب آهن از دوره قاجار آرمانی برای ایرانیان بود، در دوره پهلوی اول پیگیری شد. رضاشاه که در صدد بود راه آهن ملی را با فولاد ساخت ایران به سرانجام رساند، اقدام به استخدام یک مهندس آلمانی برای ساخت کوره ذوب آهن در سمنان نمود، اما به سبب فقدان معدن زغال سنگ در سمنان برای تأمین سوخت مورد نیاز، طرح اقتصادی به نظر نرسید و متوقف شد.

در سال ۱۹۳۸ م در پیمانی تازه میان ایران و کنسرسیوم آلمانی، طرح ساخت ذوب آهن، کارخانه مفتول‌سازی، فولادسازی و تولید ورق آهن به امضا رسید و کرج به عنوان محل تأسیس انتخاب شد. حدود ۱۲۰۰ کارگر برای احداث این طرح استخدام شدند، اما با ورود متفقین به ایران طرح نیمه کاره متوقف شد.

این اندیشه در دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ ه. ش به دلیل تلاطم‌های سیاسی و به تبع آن اقتصادی در ایران با وقفه روبرو شد، اما با آغاز دوباره برنامه‌های عمرانی در دهه ۱۳۴۰ ه. ش سیاست تأسیس صنایع مادر مطرح شد. در فاصله سال‌های ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۷ ه. ش افزایش درآمدهای نفتی و گسترش صنایع مونتاژ مانند؛ اتومبیل، لوازم برقی و خانگی از قبیل تلویزیون و اجاق گاز و فعالیت بخش‌های غیر کارخانه‌ای چون صنایع ساختمانی و معادن نیاز به تولیدات ذوب آهن را افزایش داد.

برنامه چهارم عمرانی در فاصله سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ ه. ش با تأکید بر توسعه عملیات زیربنایی و صنعت آغاز شد، طرح‌های جدید صنعتی چون ذوب آهن اصفهان در این دوران آغاز شد که سرمایه گذاری و تکمیل آن، منابع مالی عظیمی را جذب نمود. قدم گذاردن به عرصه تولید آهن، فولاد و آلمینیوم افزون بر وارد کردن تکنولوژی، بسیار سرمایه بر بود، لذا دولت با اتکا بر درآمدهای نفتی در کنار شرکت‌های چند ملیتی سرمایه گذاری در این بخش را عهده‌دار شد. شرکت‌های چند ملیتی ایران را در امر توسعه این صنایع یاری دادند، زیرا غرب خریدار این تولیدات بود.

پهلوی دوم در متن فرمانی به تاریخ ۲۳ دیماه ۱۳۳۸ ه. ش با اتکا بر اصل ۲۸ متمم قانون اساسی دستور ساخت ذوب آهن ایران را صادر نمود. ماده اول این قانون مربوط به تشکیل سازمان ذوب آهن ایران بود که به تصویب مجلس سنا و شورای ملی رسیده بود و ماده دوم هیأت دولت را مأمور اجرای این قانون می‌دانست. در سال ۱۳۴۴ ه. ش یک هیأت سیاسی به ریاست معاون نخست وزیر شوروی از ایران دیدار نمود، این هیأت، همراهی و همکاری دولت شوروی را در طرح‌های صنعتی مورد نظر پهلوی دوم در برنامه چهارم عمرانی اعلام نمود. پروژه‌های زیربنایی مرتبط با صنایع مادر بخشی از برنامه‌های عمرانی پهلوی دوم بود که با اتکا بر در آمدهای نفتی طرح ریزی شده بود، کارشناسان روسی در این بازدید نظر مساعد خود را نسبت به این طرح‌ها ابراز داشته و این طرح‌ها را جالب و واقع بینانه می‌دانستند.

طرح ذوب آهن اصفهان از جمله این پروژه‌ها بود که دولت ایران برای راه اندازی آن به متخصصان شوروی نیازمند بود. دولت شوروی که پیشقدم در این قرارداد بود، علاوه بر ساخت ذوب آهن اصفهان متعهد شد. یک کارخانه ماشین سازی را در شهر صنعتی اراک راه اندازی کند و اقدام به احداث شاه لوله گاز از جنوب ایران به شوروی نماید. شاه در سفر به مسکو در سال ۱۳۴۴ پیشنهاد داد برای تأمین بودجه ساخت کارخانه ذوب آهن اصفهان به آنها گاز تحویل دهد؛ در ازای ساخت ذوب آهن قرار شد از سال ۱۳۴۹، ایران گاز طبیعی به مبلغ ۶۰۰ میلیون دلار در اختیار شوروی قرار دهد.

موافقتنامه ایران و شوروی در ۱۷ دی ماه ۱۳۴۶ به تصویب مجلسین شورا و سنا رسید. در پی آن قراردادی بین مؤسسه سازمان صادرات صنایع سنگین اتحاد جماهیر شوروی و سازمان ذوب آهن ایران به امضا رسید. در تیر ماه ۱۳۴۶ این سازمان به شرکت ملی ذوب آهن ایران تغییر نام داد. مبلغ قرارداد تأسیس ذوب آهن ۲۸۶ میلیون دلار بود که بخشی از آن، چنان که اشاره شد، از محل صدور گاز به شوروی و بخش دیگر از محل وام ۲۶۰ میلیون دلاری با بهره کم ۵/۲ درصدی تأمین می‌شد. در برنامه چهارم حدود ۲۸ میلیارد ریال برای سرمایه گذاری در ذوب آهن پیش بینی شده بود که بعدها به ۴۱ میلیارد ریال افزایش یافت. ظرفیت این کارخانه نیز سالانه تا ۹۰۰/۱ میلیون تن افزایش می‌یافت.

محمدرضا پهلوی علت توافق با روس‌ها را عدم رضایت آمریکایی‌ها در ایجاد صنعت ذوب آهن در ایران بیان می‌کند. عبدالحمید شیبانی اولین مدیر عامل ذوب آهن نیز به کارشکنی کارشناسان آمریکایی در این امر اشاره می‌نماید: «آمریکایی‌ها می‌گفتند احداث ذوب آهن بر خلاف منافع ایران است، اما در واقع رقابت در عرصه صنعت سبب مشاوره غیر واقعی از سوی مشاوران غربی می‌شد»

همکاری‌های ایران با شوروی به طرح ذوب آهن خلاصه نمی‌شد. در سال ۱۳۴۱ هم زمان با بحران موشکی کوبا، عدم واگذاری پایگاه موشکی به ایالات متحده روابط ایران با همسایه شمالی را مستحکم‌تر ساخت. توافقات ایران و شوروی ظاهراً صرفا اقتصادی نبود و محمدرضا شاه در برابر اعطای برخی امتیازات اقتصادی به دولت شوروی در جهت تحکیم امنیت داخلی و کاهش نفوذ حزب توده می‌کوشید. البته محمدرضا پهلوی در اثر خود به نام پاسخ به تاریخ این روابط را مبتنی بر حسن همجواری دانسته و معتقد بود با حل اختلافات مرزی و ساخت نیروگاه، شوروی را به صورت یک شریک تجاری در آورده که در ازای صادرات گاز ایران به شوروی، کارخانه ذوب آهن مطلوبی در اصفهان بنا می‌کردند.

پیش از احداث کارخانه، متخصصان شوروی با سفر به شهر اصفهان، این شهر را از لحاظ استحکام طبقات زمین، زلزله، تأمین آب، انرژی، خطوط ارتباطی، عوامل فنی و اقتصادی و اجتماعی مورد بررسی قرار دادند. در نهایت ناحیه‌ای در ۴۵ کیلومتری جنوب غربی اصفهان در شمال قریه ریز و ۵ کیلومتری زاینده رود در کنار جاده اصفهان - شهرکرد برای این کار انتخاب شد. در انتخاب مکان به مسائل زیست محیطی توجه نشد. پیش از شروع، چاه‌هایی‌ برای تعیین استقامت زمین ناحیه مورد نظر حفر گردید.

در طرح کارخانه علاوه بر واحد صنعتی، یک ایستگاه هواشناسی و خانه‌های مسکونی برای اسکان کارگران ذوب آهن نیز در نظر گرفته شد. دسترسی به مواد خام، به ویژه سنگ آهن نیز از دیگر امتیازات اصفهان بود. بی تردید در کنار عوامل محیطی و جغرافیایی پیشینه صنعتی نیز در انتخاب اصفهان به عنوان محل احداث ذوب آهن مؤثر بود.

اصفهان از دیر باز در زمره مراکز صنعتی البته به شکل سنتی در ایران بود. پیشینه صنعتی اصفهان، این شهر را به یکی از مراکز تجمع کارگران ماهر تبدیل نموده بود و در عصر پهلوی دوم، اصفهان از مراکز قدیم کارگری محسوب می‌شد. این امر از دید برنامه ریزان مادر صنعت ذوب آهن اصفهان دور نمانده بود. تجمع جمعیتی از کارگران متخصص در اصفهان می‌توانست نیروی انسانی مورد نیاز این صنایع نو بنیاد را در ایران فراهم آورد. باید یادآور شد ؛ کمبود نیروی انسانی ماهر در حد مهندسین و کارگران از موانع عمده راه اندازی صنایع مدرن در دوره معاصر بود که با استخدام متخصصان خارجی رفع می‌شد. از این روی، در تأسیس ذوب آهن نیز بنا بر عوامل سیاسی از متخصصان روس استفاده شد.

شرکت روسی پیمانکار در طرح ذوب آهن اصفهان به نام تیاژ پروماکسپورت نیز تجهیزات لازم برای تولیدات کارخانه، چون تجهیز معادن سنگ آهن، زغال سنگ و سنگ آهک را فراهم نمود. با وجود نقش تعیین کننده دولت شوروی در راه اندازی ذوب آهن، از سوی دولت دستوری برای سر مهندسین کارخانه وجود داشت که اگر کارشناسان روسی، فرد خاصی را سفارش نمایند در جهت عهده گیری مسئولیت یا دریافت مزایا، فرد نامبرده اخراج گردد. به دنبال این پیمان دو جانبه سیاسی- اقتصادی، دو دولت، در صنعت ذوب آهن سرمایه گذاری نمودند و تکنسین‌های شوروی وارد ایران شدند.

در فاصله آغاز به کار ساخت کارخانه تا افتتاح آن، مجریان این طرح ملی با چالش‌ها و مشکلات فراوانی رو به رو شدند. اولین مشکل جدی در بنای کارگاه‌های ساختمانی، کمبود سیمان یا به بیانی روشن‌تر غیر استاندارد بودن سیمان تولیدی در ایران بود. طی قراردادی که بین شرکت ذوب آهن آریامهر و شرکت سهامی سیمان اصفهان بسته شد، قرار شد. سیمانی با مشخصات فنی مورد نیاز در ساخت ذوب آهن که از استحکام کافی برخوردار باشد از سوی این شرکت تولیدی سیمان در اختیار سازندگان ذوب آهن قرار گیرد.

اما در سال ۱۳۴۷ حادثه ریزش ستون‌ها و مشاهده ترک‌های عمیق در کنستاکسیون‌های بتونی، چند ساعت پس از بتون‌ریزی کیفیت سیمان‌های تولیدی این شرکت را زیر سوال برد. سه تن از کارشناسان شوروی در آغاز سال ۱۳۴۸ برای اظهار نظرهای کارشناسی از کارخانه سیمان و مراحل ساخت و تولید سیمان سفارشی بازدید نمودند و ایراداتی فنی از آن گرفتند. با این وجود در گزارش نهایی که شیبانی رئیس واحد ساختمانی ذوب آهن منتشر نمود علت حادثه را مسائل فنی و نه سیمان مصرفی دانست. سال بعد نیز کارخانه سیمان مورد نظر از تحویل به موقع کالا امتناع می‌ورزید که این امر موجب شکایات و درگیری‌های حقوقی بین دو طرف شد، لذا حمایت دربار از مجریان ذوب آهن اصفهان به مشاجرات پایان داد.

علاوه بر دقت نظر مورد نیاز از نظر امنیت و سلامت در راه اندازی ذوب آهن، ظاهراً زد و بندها و مافیای اقتصادی ذینفع در طرح ذوب آهن اصفهان نیز در تاخیر و تکمیل این طرح مؤثر بودند. در واقع راه‌اندازی ذوب آهن علاوه بر مخالفان خارجی، مخالفان داخلی نیز داشت که حامیان سیاستهای ایالات متحده در ایران بودند. فاصله زمانی نسبتاً طولانی بین امضای اولیه قرارداد تا افتتاح کارخانه خود بیانگر این مسأله است، با این وجود اهمیت ملی این طرح عظیم صنعتی و حمایت دربار پهلوی به اختلافات پایان داد و کارخانه به مرحله افتتاح خط تولید رسید. در ۲۳ دی ماه  ۱۳۵۰ شمسی کوره بلند شماره یک این کارخانه راه اندازی شد و نخستین شمش چدن در دی ماه ۱۳۵۱ ش ریخته شد، اما کوره بلند رسماً در ۲۳ اسفند ماه ۱۳۵۱ ه. ش شروع به تولید کرد.

بنا بر گزارش‌ها و اسناد در سال ۱۳۵۵، اسکاچکف رئیس کمیته دولتی شورای وزیران اتحاد جماهیر شوروی به همراه ۲۶ تن به قصد بازدید از ذوب آهن اصفهان با هواپیمای شخصی وارد اصفهان شد. وی پس از بازدید از فعالیت‌های کارخانه ذوب آهن اصفهان (آریامهر) به بازدید اماکن تاریخی شهر رفته و به ضیافت شامی که از سوی شاه در هتل شاه عباسی اصفهان ترتیب داده شده بود، رفت. میزبانی این هیأت روسی در شهر اصفهان بر عهده مدیر کل امور اقتصادی و دارایی استان اصفهان بود و مسائل امنیتی را ژاندارمری و سازمان اطلاعات و امنیت اصفهان عهده‌دار بودند. این امر اهمیت این پروژه را در اقتصاد ملی نشان می‌دهد.

کارخانه ذوب آهن افزون بر اهمیت اقتصادی به لحاظ تربیت نیروی فنی در شاخه‌های مختلف صنایع فلزی و مکانیکی در ایران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود. ذوب آهن اصفهان به اولین و بزرگترین تولید کننده فولاد ساختمانی، صنعتی و ریل در ایران تبدیل شد. امروز تیرآهن، انواع میلگرد، نبشی، مفتول، چدن جامد، قطران، سولفات آمونیوم مهمترین تولیدات صنایع ذوب آهن اصفهان به شمار می‌آیند.

در بدو تأسیس مزایای این طرح کم بود. درآمد ایران در سال ۱۳۴۸ ه. ش از ذوب آهن اصفهان تنها ۴ میلیون بود و پیش بینی‌ها در ارتباط با گسترش صادرات این صنعت و صنایع وابسته به آن که ۶۰۰ میلیون تخمین زده شده بود، محقق نشد. برخی شرکت ملی ذوب آهن اصفهان را از واحدهای بزرگ دولتی زیان ده می‌دانستند، اما ذوب آهن اصفهان به عنوان طرحی زیربنایی و بلند مدت مطرح بود که علاوه بر تأمین نیاز بازار داخلی، تولیدات آن قابل صدور بود. پیش‌بینی‌های برنامه ریز در نگاه بلند مدت به طرح ذوب آهن نتیجه بخشید و این صنایع نوین حدود ۲۱ درصد صادرات ایران را تشکیل دادند. در حالی که در دهه قبل از راه اندازی ذوب آهن اصفهان، سالانه مبلغ ۵۳۰۰ میلیون دلار ارز در جهت وارد کردن این قبیل تولیدات از کشور خارج می‌شد.

اغلب نیروی کار صنایع جدید در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ از روستاها تأمین می‌شد. ۵۹ درصد کارگران شاغل در صنایع جدید دارای اصل و نسب روستایی بودند. کارگران شاغل در صنعت ذوب آهن نیز اغلب با اصل و نسب روستایی یا متعلق به دهستانها یا شهرهای اطراف اصفهان بودند، ظاهراً تعداد قابل ملاحظه‌ای نیز از استان مجاور، فارس برای کار در ذوب آهن تازه تأسیس به اصفهان مهاجرت نمودند. تأسیس ذوب آهن، تأثیر فراوانی بر تغییر بافت جمعیتی اصفهان داشت.

شکل گیری طبقه کارگری در صنایع جدید زمینه نفوذ اندیشه‌های چپ را در برخی صنایع پدید آورد. بر پایه روایت نخستین مدیر عامل ذوب آهن ۶۰ نفر از شاغلان در سطوح مختلف کارخانه از مخالفان کمونیست دولت بودند که مدتی را نیز در حبس گذرانده بودند، در سال ۱۳۵۱ نیز طرح یک بمب گذاری در ذوب آهن که توسط تعدادی از کارکنان آن برنامه ریزی شده بود، توسط اداره امنیت وقت خنثی گردید. به نظر می‌رسد کمبود در نیروی کار مورد نیاز موجب شد، مدیران این مجموعه صنعتی توجه چندانی به پیشینه و اهلیت کارکنان نداشته باشند.

صنایع فلزی مدرن که ذوب آهن اصفهان جایگاه مهمی در میان آنها داشت، در فاصله سال‌های ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۶ ه. ش در اشتغالزایی و تحرک بخشی در صنعت کشور نقش برجسته‌ای ایفا نمودند. در سال‌های مورد اشاره، حدود ۷۰ هزار کارمند و کارگر در سطوح مختلف این صنایع مشغول به فعالیت بودند که در این میان شمار کارمندان و کارگران شاغل در ذوب آهن اصفهان و صنایع و معادن مرتبط با آن بنا بر آمارها در آستانه سال ۱۳۵۷ ه. ش به ۶۰ هزار نفر رسید که شامل ۵۲ هزار کارگر و ۸ هزار مهندس و تکنسین بود. این آمارها گویای اهمیت و جایگاه ذوب آهن اصفهان در صنایع ایران معاصر است.

اگر ذوب آهن اصفهان از آمارهای صنعتی عصر پهلوی حذف شود، تنها بخش ناچیز و کم اهمیتی از صنایع فلزی ایران باقی می‌ماند که چندان در خور توجه به نظر نمی‌رسند.بافت شهری و تقسیمات شهرها و شهرستان‌های اطراف اصفهان و رشد و تغییرات امروزی آنها به شدت به فراز و فرود ذوب آهن اصفهان و سایر کارخانجات تأسیسی در اصفهان وابسته است. احداث ذوب آهن آریامهر از دلایل نوسازی بسیاری از روستاهای اطراف اصفهان و یا تبدیل این روستاها به شهر بود.

مجتمع فولاد مبارکه نیز از طرح‌های مهم دیگر صنایع فلزی و فولاد ایران است که با هدف تولید ۲/۱ میلیون تن فولاد در سال بر اساس احیای مستقیم کانه‌های آهن با گازهای حاصل از اکسایش جزیی گاز طبیعی و ذوب و پالایش آهن اسفنجی در کوره‌های قوس الکتریکی برای تولید یک میلیون تن انواع پروفیل ساختمانی در سال برنامه ریزی شده بود. عملیات ساختمانی این طرح در سال ۱۳۵۵ ه. ش شروع شد. البته اقدامات اساسی در ساخت این مجتمع پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ۱۵ کیلومتری جنوب غربی مبارکه انجام شد.