تاریخ قالیبافی در استان اصفهان (بخش اول)

هنر قالی و قالیبافی یکی از بهترین و زیباترین هنرهای کشور ما در سال های گذشته تا کنون است که ما در این مطلب در مورد تاریخ هنر قالیبافی صحبت می کنیم.

صنعت و هنر قالیبافی در دوره ماد، هخامنشی و اشکانی

بر اساس ابزارهای مخصوص قالیبافی به دست آمده از گورهای زنان عصر مفرغ در دامنه‌‌‌‌‌های البرز و تپه یحیی در کرمان پیشینه قالیبافی ایران به این دوره و حدود چهار هزار سال پیش‌ می‌رسد. گزارش‌ها و بازمانده‌‌‌‌‌های باستانی پیشرفت قالیبافی در دوره هخامنشی را نشان‌ می‌دهد. هخامنشیان از طریق ایجاد کارگاه‌‌‌‌‌های قالیبافی و حمایت هنرمندان و صنعتگران این رشته زمینه پیشرفت آن را فراهم ساختند. لوح‌‌‌‌‌های بازمانده از تخت جمشید آگاهی‌‌‌‌‌های روشنی درباره کارگران به ویژه زنان قالیباف ارائه‌ می‌دهند.

روایات مورخان و نویسندگان یونانی و رومی همراه با توصیف فرش‌ها و کفپوش‌‌‌‌‌های زیبا در دربار شاهان هخامنشی و پادشاهان باستانی ایران است. قالی پازیریک که توسط رودنکو دانشمند شوروی سابق کشف شد سندی ارزشمند از پیشرفت قالیبافی ایران در دوره هخامنشی است.

قالی پازیرک اینک در موزه ارمیتاژ لنینگراد جای دارد. علت سالم ماندن این فرش علاوه بر کاربرد مواد بسیار اعلای پشمی در آن، انجماد آن در سرما و یخبندان منطقه آلتایی است.

نقوش این قالی به روشنی تعلق آن به ایران هخامنشی را نشان می‌دهد.

به نظر می‌رسد صنعت قالیبافی نقش مهمی در اقتصاد ایران دوره هخامنشی ایفا‌ می‌کرد.

اگر اهمیت این صنعت هنری از نظر اشتغال آفرینی و گسترش بازار در نظر گرفته شود،‌ می‌توان دوره هخامنشی را به علت پیدا شدن نمونه‌‌‌‌‌های اصیل قالی ایرانی در فراسوی مرزها به ویژه در گورکان‌های پازیریک، دوره پیشرفت صنعت قالیبافی به شمار آورد.

صنعت قالیبافی در دوره پارت‌ها نیز رونق داشت. قالی و قالیچه‌های ایرانی را به روم و سرزمین‌های دیگر صادر‌ می‌کردند. با توجه به رونق تولید و بازار ابریشم، قالی‌‌‌‌‌های ابریشمی نیز در این دوره تولید‌ می‌شد.

صنعت قالیبافی دوره ساسانی

با شروع دوره ساسانی فصلی جدید در پویندگی هنر ایرانی در زمینه قالیبافی پدید آمد،‌ می‌توان اوج درخشان و جلوه این هنر را در قالی بزرگی که در تالار کاخ کسری گسترده بود، مشاهده کرد. کریستن‌ سن در خصوص سبک قالی دوره ساسانیان به حجاری «شکار گراز» از خسرو دوم در طاق بستان اشاره‌ می‌کند. فرشی‌هایی که متعلق به دوره ساسانی باشد از خود ایران به دست نیامده، ولی زمانی که امپراطور روم شرقی هراکلیوس شهر دستگرد ساسانیان را در سال ۶۲۸ میلادی تصرف کرد در فهرست اموال تاراجی به فرش‌‌‌‌‌های پر پشم اشاره‌ می‌کند. به نظر می‌رسد منظور از فرش‌های پر پشم نوعی فرش است که بافت آن تا چند سال گذشته نیز در میان برخی از عشایر و روستاهای منطقه چهارمحال و بختیاری رایج بود و به علت تراکم زیاد گره‌ها و قیچی و کوتاه نکردن پشم‌های بافته به اندازه فرش‌‌‌‌‌های معمولی در فرهنگ عامیانه به فرش خرسک موسوم است.

بنا به گفته طبری فرش بهارستان معروف به «بهار خسرو» قالی بزرگی بود که در تالار بار یکی از کاخ‌‌‌‌‌های شاهنشاهی تیسفون گسترده شده بود و بنا به گفته بلعمی آن را فرش زمستانی می‌گفتند. آن فرش زربفت به گفته طبری: «شصت ذراع در شصت ذراع بود. یکپارچه، به اندازه یک جریب که در آن راه‌های مصور بود و آب نماها چون نهرها، و لابه‌لای آن همانند مروارید بود و حاشیه‌ها چون کشتزار و سبزه‌زار بهاران بود از حریر بر پودهای طلا که گل‌‌‌‌‌های طلا و نقره و امثال آن داشت».

جاحظ بهترین نمونه‌های فرش را در کتاب التبصر بالتجاره به این صورت دسته‌بندی کرده است: « بهترین فرش و گرانبها‌ترین و نیکو‌ترین آن، مرعزّی قرمزِ درخشانِ ارمنی است، سپس خز رَقم، خز قطوع، آنگاه دیباج است که به شیوه خسروانی رومی بافته شده باشد. سپس خزی است که به شیوه مَیسانی زربفت شده باشد. و سرانجام، «بزیون». هرگاه این انواع گونه‌گون زربفت باشد، نیکوتر و پربهاتر گردد. گاه باشد که همه این انواع گونه‌گون را زربفت کنند، مگر ارمنی، میسانی و بزیون را. فرش ارمنی (مرعزّی قرمز درخشان) که جاحظ از آن یاد کرده، همان فرشی است که ابن رسته کاربرد آن را به عنوان مکمل فرش‌‌‌‌‌های بافته شده در روستاهای براآن و طسوج الروز و رویدشت اصفهان نام برده است.

در ایران باستان ابریشم یکی از مواد اولیه برای بافت فرش‌‌‌‌‌های درباری و قیمتی بوده و در زمینه فرآورده‌های صنعتی در ایران باستان تولید ابریشم از هر نوع در مقام اول بود. کارگاه‌‌‌‌‌های ابریشم‌بافی به خصوص در شمال ایران، در امتداد جاده قدیمی ابریشم (مرو، گرگان، استرآباد، آمل و ساری در طبرستان، دیلم، نیشابور و بست، اسپهان و شوشتر، فارس و شیراز) وجود داشت. در کنار تولید ابریشم تهیه پشم (در آمل، دیلم و آذربایجان و قسمتی از خوزستان و فارس)، و پنبه در هرات، نیشابور، ری، طبرستان، امل، جبال، اسپهان، خوزستان و آذربایجان انجام‌ می‌شد. در واقع نخ ریسی برای تهیه لباس، پالتو، پیشبند، دستمال، قالی و قالیچه (که نقش گل‌های آن شوق ایرانیان به شکوفه‌ها و باغ‌ها را بیان‌ می‌کند)، رومیزی، پرده و نمد به کار می‌رفته است.

در خصوص تکامل و توسعه قالیبافی در ایران باستان اطلاعات چندانی در حوزه ناحیه اصفهان در دست نیست. اما با توجه به شواهد و تولید پنبه و پشم در ناحیه اسپهان در این دوره‌ می‌توان حدس زد که بافتن فرش و قالیچه در این ناحیه نیز هم پای دیگر مناطق ایران رونق داشته است و یکی از صنایع مهم شمرده‌ می‌شده است. با توجه به این که اسپهان یکی از مناطق مساعد برای دامپروری بوده است و زراعت نمی‌توانسته به تنهایی معاش زارع را تأمین کند فراوانی و ارزانی پشم و نیروی کارگری به گسترش قالیبافی در این منطقه منجر شده است. از این رو گسترش قالیبافی در این منطقه تصادفی نبوده و به شدت با عوامل و امکانات جغرافیایی ارتباط داشته است.

ابن رسته درباره بافت فرش در روستاهای براآن و طسوج الروز و رویدشت اصفهان‌ می‌نویسد: «در آنها نوعی فرش بافته می‌شود و از نظر زیبایی و خوبی بافت و دوام در دنیا مشهور است. رؤسا و بزرگان از آنها استفاده‌ می‌کنند، اما مردم متوسط و پست از آن فراوان ندارند و اگر با فرش ارمنی گرانبها همراه بکار رود بسیار زیباست، اما شایسته نیست که منحصراً از آنها استفاده شود». از گزارش ابن رسته روشن می‌گردد که فرش‌های بافت اصفهان به طور گسترده صادر‌ می‌شده است که شهره آفاق و برای جهانیان آشنا بوده است؛ همچنین بی‌گمان بافت فرش‌های این ناحیه فرش‌‌‌‌‌های پشمی معمولی نبوده و به احتمال زیاد مواد اولیه آن را ابریشم و الیاف فلزی سیمین یا زرین تشکیل می‌داده است که تنها طبقه مرفه جامعه توان خرید آن فرش‌های گرانبها را داشته‌اند. 

فرش در دوره اسلامی

صنعت فرش و قالیبافی در ایران دوره اسلامی نیز مسیر تکامل را پیمود. به گونه‌ای که می‌توان سده‌‌‌‌‌های سوم تا پنجم هجری قمری را در کنار نساجی، دوره رشد و رونق صنعت فرش و قالیبافی دانست. با وجود آگاهی‌‌‌‌‌های ارزشمندی که در منابع این دوره درباره پیشرفت‌های صنعتی اصفهان در حوزه‌‌‌‌‌های مختلفی به دست‌ می‌آید، متأسفانه دستیابی به اطلاعات دقیق درباره قالیبافی در اصفهان با دشواری روبروست و تا حدی قالی و فرش تحت الشعاع نساجی قرار گرفته است. ابن رسته در گزارش مفصلی که درباره جغرافیای اقتصادی اصفهان آن عصر ارائه‌ می‌دهد، از فرش‌‌‌‌‌های براآن و رودشت نام برده و پرده‌‌‌‌‌های آن جا را نیز ستوده است.

در پی تهاجم مغول، قالیبافی مانند سایر فعالیت‌‌‌‌‌های هنری تا مدتی دچار رکود می‌شود. با این وجود بر پایه گزارش مارکوپولو در کاشان علاوه بر مخمل‌دوزی، قالی‌‌‌‌‌های خوش نقش نیز بافته‌ می‌شد. با این که اطلاعات موجود درباره این صنعت در دوره ایلخانان بسیار اندک است، اما با مراجعه به منابع گوناگون و با اشارات هر چند اندک منابع به این هنر،‌ می‌توان نتیجه گرفت که این صنعت در این دوران رواج کامل داشته است؛ با پذیرش اسلام در دوره غازان خان (۷۹۳-۶۹۴ ه.ق) گرایش به یکجانشینی و ساخت بناهای مذهبی افزایش یافت. آن گونه که روایت شده است غازان خان در تبریز مسجدی ساخت و آن را با قالی‌‌‌‌‌های اعلا مفروش کرد.

غازان خان برای برخی بناهای مذهبی و مساجدی که در ایران بنیاد نهاد نیز قالی فرستاد. شاید اولین بار در سفرنامه ابن بطوطه که در قرن هشتم هجری به ایران و اصفهان سفر کرده، از قالی نامی به میان آمده است. وی‌ می‌نویسد: «در سر راه اصفهان در ایزه قالیچه‌‌‌‌‌های سبز رنگی بر سر راهش گسترده بودند. این صنعت از زمان سلجوقیان و دیالمه پیشرفت داشته و در این دوره‌ها نقش‌‌‌‌‌های کاشیکاری و در زمان مغول هنر مینیاتورسازی در طرح و نقش قالی‌ها مؤثر بوده است».

هنر و صنعت قالیبافی در مرکز و شهرهای اطراف اصفهان مانند جوشقان قالی، نایین و کاشان نیز در این قرون و بویژه عصر تیموری پویا بود. البته امروزه کمتر اثری از قالی‌های این دوره وجود دارد، ولی تصاویر این قالی‌ها در نقاشی‌‌‌‌‌های تیموری از تنوع طرح و رنگ و نقوش آنها حکایت دارند.

علاوه بر این وجود قالی‌هایی با تنوع و طرح و نقش عالی مثل قالی‌‌‌‌‌های گلدانی و لچک و ترنج در دوره صفویه خود تا حدودی مرهون پیشرفت‌‌‌‌‌های این هنر در دوره قبل از خود از جمله در دوره تیموری است و از وجود سابقه‌ای در این زمینه در دوران قبل از خود خبر‌ می‌دهد. چنان که کنتارینی و باربارو سفیران دربار و نیز در دوره اوزون حسن از سنت نشستن ایرانیان روی فرش‌ها و این که خود وی هم به پیروی از آنها روی فرش‌ می‌نشسته خبر‌ می‌دهند.

در واقع هنر فرشبافی در دوران ایلخانی مراحل جوانی و تکامل خود را طی کرده و بعدها در دوره تیموری و صفویه به اوج شکوه خود رسید. در همین باره فرش شناسان غربی معتقدند اواخر دوره تیموری دوره کلاسیک فرشبافی در ایران بوده است.

نکته قابل تأمل وجود قالی‌هایی معروف به سبک و طرح تیموری در ایران امروزی است که دقت در نقوش و جنس و طرح آنها و به ویژه نامشان انعکاسی از سابقه و دلیلی بر تلاش تیموریان در این زمینه دارد.

عمده‌ترین تیره‌‌‌‌‌های تیموری در ایران که دارای قالیبافی هستند عبارتند از زوری، بروتی، سنگچولی، یعقوب‌خانی، میرزادوستی، کلاه دراز، سلجوقی، میراحمدی، میش مست و طاهری که در نواحی مشهد و شمال شرق ساکنند. مهاجرت تیموریان و ارتباط آنها با اقوامی چون بلوچها، ترک‌ها، سیستانی‌ها، ترکمن‌ها، افشارها و فارس‌ها نقش مهمی در تکامل قالیبافی آنها داشت. به نحوی که امروزه قالی‌‌‌‌‌های تیموری در گروه قالی‌های بلوچ خراسان طبقه‌بندی‌ می‌شود. از جمله طرح‌‌‌‌‌های قالی تیموریان طرح محرابی، حیوانی، سنجری، کشمیری، دو گلی، بوته و قاب قابی هستند.

بی شک وجود شباهت‌هایی در طرح‌ها و سبک‌‌‌‌‌های بافت قالی‌‌‌‌‌های مذکور با نواحی اصفهان و کاشان که البته در دوره صفویه از آنها نام برده شده است؛ دلیل موجهی بر وجود این هنر یا صنعت در نواحی مرکزی ایران در عصر تیموری دارد. چرا که در فاصله اندکی بعد از روی کار آمدن صفویه شهر اصفهان و کاشان و حتی روستاهای اطراف آن مثل جوشقان و قهرود دارای سبک‌‌‌‌‌های ویژه در قالیبافی شدند که نه تنها در ایران، بلکه در کشورهای همسایه و کشورهایی چون لهستان خواهان آنها بودند. در حقیقت فرش مشرق زمین در قرون چهاردهم و پانزدهم میلادی جزو اقلام داد و ستد قرار گرفت و حتی در آثار نقاشان اروپایی راه یافت. باربارو از جمله کسانی است که از زیبایی و صادرات فرش ایرانی در مقایسه با فرش‌های مصر و قاهره در این زمان سخن می‌گوید. ساخت و دوخت انواع : پای افزارها و کفش‌ها و سندل‌ها هم از حِرَف موجود در این دوره است. بالطبع انواع مواد اولیه به کار رفته در ساخت این محصولات نیز به نوبه خود، وجود حِرَف و مشاغل وابسته به آن را ثابت‌ می‌کند. از جمله می‌توان به چرم‌دوزی اشاره نمود.

قالیبافی در دوره صفویه

در دوره صفویه و با حمایت‌‌‌‌‌های دولت صنعت فرش از سطح یک صنعت روستایی به یک صنعت ملی ارتقا یافت و به صورت بخش مهمی از اقتصاد ایران در آمد. پادشاهان صفوی به این صنعت توجه زیادی داشتند. شاه طهماسب دستور داد فرش‌های نفیسی برای او بافته شود. گفته می‌شد خود او هم در این فن مهارت داشت. شاه طرح‌هایی برای قالی رسم و یک کارگاه فرشبافی در کاخ خود برپا کرده بود. اما شاه عباس اول بود که به طور جدی برای توسعه این صنعت وارد عمل شد. به دستور او کارگاه‌‌‌‌‌های فرشبافی در شهرهایی مانند اصفهان ایجاد شد.

هماهنگی بین طراحان و بافندگان فرش در کارگاه‌‌‌‌‌های سلطنتی، دسترسی بافندگان به مواد اولیه و رنگ و مقبولیت عام فرش به عنوان یک کالای تجاری و تجملی از عوامل دیگر رشد این صنعت بودند. دون گارسیا در مورد شهر کاشان و فرش‌‌‌‌‌های کاشان و اصفهان چنین می‌نویسد: « مرکز تولید پارچه‌های ابریشمی و بخصوص قالی‌های بسیار ظریف و مرغوبی است که در سراسر جهان نظیر ندارند و از این طریق ثروتی سرشار را جلب‌ می‌کند. بی هیچ تردید قالی‌هایی که در شهر کاشان و دیه‌‌‌‌‌های اطراف آن بافته‌ می‌شود و همچنین قالی‌‌‌‌‌های اصفهان بهترین نوع این کالاها در سراسر مشرق زمین است».

در طوماری از زمان شاه سلیمان از بیست و یک کاروانسرا در شهر اصفهان نام برده شده است که یکی از آنها مختص فرش کاشان بود. در کارگاه‌‌‌‌‌های اصفهان و کاشان نه تنها سفارشات دربار تهیه می‌شد، بلکه بخشی از محصولات آن به خارج از کشور صادر‌ می‌شد. سیگیسموند سوم پادشاه لهستان، موراتویچ ارمنی، ناظر خود را برای سفارش فرش به ایران فرستاد. با نظارت او چند تخته فرش در سال‌‌‌‌‌های ۱۰۱۱- ۱۰۱۰ ه.ق برای جهیزیه دخترش آنا کاترینا کونستانزا در کاشان و احتمالاً اصفهان بافته شد. شاه طهماسب در سال ۹۶۱ ه.ق فرشی‌هایی از کرمان و جوشقان به شاهزاده بایزید هدیه داد. در یک مورد دیگر، شاه به محمد خان شرف الدین اوغلی حاکم هرات دستور داد سه جفت قالی دوازده ذرعی جوشقانی خوش قماش برای همایون بفرستد. شاه عباس اول در سال ۱۰۳۷ ه.ق تعدادی از فرش‌های جوشقان را به بارگاه امام رضا(ع) هدیه کرد.

تا پایان دوره صفوی، صنعت فرش روند رو به رشدی را تجربه می‌کرد، ولی سقوط صفویه لطمه‌ای جبران ناپذیر به این صنعت وارد آورد. این روند تا روی کار آمدن کریم خان ادامه داشت. با حمایت‌‌‌‌‌های کریم خان بار دیگر صنعت فرش احیا شد. خود خان زند در بافت فرش و برخی دیگر از صنایع مهارت داشت. در این دوره هم فرش اصفهان شهرت خود را حفظ کرده بود. کارستن نیبور‌ می‌نویسد: «فرش اصفهان که بهترین است با پشم و موی بز کرمان بافته‌ می‌شود». البته هیچ وقت این صنعت نتوانست دوباره شکوه و رونق دوره صفوی را تجربه کند. علاوه بر کارگاه‌های سلطنتی، مراکز دیگری هم در شهر اصفهان وجود داشتند که به شکل گسترده به تولید فرش‌ می‌پرداختند. یکی از این مراکز، کاروانسرای فرش بافان نام داشت. فرش‌‌‌‌‌های دوره صفوی را معمولاً بر اساس طرح و نه محل تولید آنها دسته بندی‌ می‌کنند. دیماند آنها را از لحاظ سبک به هشت دسته تقسیم بندی‌ می‌کند:

۱. قالی‌های دارای طرح ترنجی

۲. قالی‌‌‌‌‌های پشمی با تزیین حیوانی

۳. قالی‌‌‌‌‌های ابریشمی

۴. قالی‌های ‌گل‌دار

۵. قالی‌‌‌‌‌های دارای نقش گلدان

۶. قالی‌‌‌‌‌های ابریشمی معروف به لهستانی

۷. قالی‌های دارای نقش درخت و باغ

۸. قالی‌‌‌‌‌های ابریشمی پرده نما

نام دیگر طرح گلدانی، طرح شاه عباسی یا طرح اصفهان است. دلیل این نام گذاری وجود یک گلدان به عنوان هسته فرش است.

در یک تقسیم بندی دیگر فرش‌های دوره صفوی این چنین آمده است:

۱. قالی‌‌‌‌‌های ترنجی

۲. قالی‌‌‌‌‌های نقش گلستان (باغی)

۳. قالی‌‌‌‌‌های گلدانی (شاه عباسی)

۴. قالیچه‌‌‌‌‌های جانمازی

۵. قالی‌های جانوری و طرح شکارگاه

۶. قالی‌‌‌‌‌های هراتی.

مهمترین فرش‌های تاریخی که از کاشان و اصفهان دوره صفوی به جای مانده‌اند و بر اساس آنها‌ می‌توان در مورد صنعت فرش این دو شهر قضاوت کرد عبارتند از:

- فرش اردبیل

فرش اردبیل با طرح ترنجی، یک شاهکار هنری است. بسیاری از هنر شناسان آن را مظهر زیبایی شناسی و فن‌آوری قالی ایران‌ می‌دانند. این فرش نه تنها به خاطر زیبایی نقش و بافت

آن، بلکه به خاطر داشتن امضای بافنده و تاریخ بافت آن منحصر به فرد است. این فرش در کاشان توسط شخصی به نام مقصود کاشانی در سال ۹۴۶ ه.ق طراحی و بافته شد. زمینه آبی پر رنگ آن با نقوش گل و درخت پوشیده شده است و در میان آن یک ترنج زرین بزرگ قرار دارد که توسط ترنج‌های کوچکی احاطه شده‌اند. در دو سر ترنج یک قندیل مسجد دیده می‌شود که مانند خود ترنج آویزان است. شانزده کتیبه به صورت لوزی شکل در اطراف ترنج اصلی دیده‌ می‌شود که از هر کدام از آنها در قسمت لوزی‌‌‌‌‌های بالایی و پایینی یک چلچراغ آویزان شده است. در قسمت بالای زمینه قالی یک کتیبه کرم رنگ به چشم می‌خورد که یک بیت از دیوان حافظ را در خود جای داده است.

جز آستان توام در جهان پناهی نیست سر مرا به جز این در حواله گاهی نیست

این فرش نفیس با طول ده متر و نیم، عرض حدود پنج و نیم متر و با حدود سی و دو میلیون گره در موزه ویکتوریا و آلبرت نگهداری‌ می‌شود.

- فرش‌های طرح شکارگاه موزه‌های وین و متروپولیتن

طرح شکارگاه یکی از اصیل‌ترین طرح‌‌‌‌‌های قالی محسوب‌ می‌شود. این طرح صحنه‌هایی از شکار حیوانات را به تصویر‌ می‌کشد. یکی از این فرش‌ها با تار و پود ابریشمی و برجسته‌دوزی از نخ‌های طلا و نقره در موزه وین نگهداری‌ می‌شود. در مرکز این فرش یک ترنج دیده‌ می‌شود که در اطراف آن سوارانی در حال شکار شیر، گورخر و دیگر حیوانات هستند. طرح این فرش که ابعاد آن ششصد و هشتاد در سیصد و بیست سانتیمتر است به سلطان محمد شاگرد بهزاد نسبت داده‌ می‌شود.

فرش وین، که اگر بهترین فرش ایرانی نباشد مشهورترین آنهاست، به دستور شاه طهماسب بافته شد. در بافت این فرش، بهترین ابریشم و درخشان‌ترین رنگ و طلا و نقره مورد استفاده قرار گرفته است. یکی از ویژگی‌‌‌‌‌های آن وفاداری به سنت فرشبافی کاشان است که بر مخمل بافی استوار است. بدین معنی که طرح آن اصولاً یک بعدی و به جدایی عناصر مرتبط است. بیشتر فرش‌های دوره صفوی پشمی بودند، ولی فرش‌هایی که برای امرا و پادشاهان بافته می‌شدند از جنس ابریشم بودند.