تاریخچۀ زیلو در استان یزد (بخش اول)

صنعت بافت کف‌پوش و زیرانداز که در نخستین روزگاران زندگی بشر و شاید در بسیاری از مناطق جهان صورت گرفته است، در ایران نیز تاریخی کهن دارد. وجود آثار یافته شده از دست‌بافته‌های تمدن‌های ایران‌زمین نشان رشد و رونق هنر و صنعت فرش‌بافی در این سرزمین است. اگرچه در اینکه این هنر نخستین‌بار در کجا و چگونه شکل گرفته، همواره بحث و گفتگو بوده، نیاز به پوشش بدن و خاصه کف‌پوش برای بشر نیازی لازم و ضروری می‌نموده است.

«پشم و پوست حیوانات به منزله مدل، به کار می‌رفت، ولی تهیه آن از راه شکار همیشه امکان نداشت و به علاوه پوست حیوان چون برای این منظور آماده نمی‌شد، به زودی می‌پوسید و از میان می‌رفت. بنابراین آدمیان نیازی فوری به اختراع جنسی داشتند که بتواند جانشین آن شود. نخستین اقدام منطقی تهیه زیلو به جای پوست و پشم حیوان بود. چنین زیلوهایی که تکه‌های پشم روشن به درون آن بافته شده است هنوز هم در میان عشایر قرقیز دیده می‌شود».

همچنین وجود آثار مختلف در فلات ایران از جمله سنگواره‌ای از یک حصیر متعلق به ۵۵۰۰ سال پیش از میلاد، مکشوفه در شهداد کرمان، نشان از قدمت بافت زیراندازها در این سرزمین دارد.

زیلو که در نوع بافت شباهت‌‌هایی با حصیر دارد و همانند آن به عنوان زیرانداز مورد استفاده قرار می‌گرفته است، احتمالا مرحله تکامل یافته حصیربافی بوده و بافندگان زیلو از صنعت حصیربافی الهام گرفته‌اند. این فرش ارزشمند که خاستگاه آن به درستی مشخص نیست یکی از هنرهای مهم ایرانیان بوده که به لحاظ به کارگیری مواد و مصالح و شیوه تهیه و همچنین نقوش بدیع و بی‌نظیر آن از جمله مهم‌ترین هنرها و صنایع دستی ایران به شمار می‌آمده است و قرن‌ها در منازل و اماکن مذهبی به عنوان کف‌پوش مورد استفاده داشته است: با این وجود در متون گذشته از زیلو کمتر یاد شده و تنها هر جا سخنی از بنای مسجدی بوده، از زیلو به عنوان فرش آن نام برده‌اند؛ بدون این که به محل بافت و تاریخ آن اشاره شود.

زیلو که به یقین می‌توان گفت قرن‌ها قبل از اسلام بافت آن رایج بوده، از رونق خاصی نیز برخوردار بوده؛ چرا که شواهد موجود نشان می‌دهد در قرون اولیه اسلامی زیلو جزء فرش‌های شناخته شده بود و بافت آن در اغلب نقاط پهناور ایران رواج داشت؛ به ویژه آنکه زیلو کاربرد فراوانی در اماکن مذهبی داشت و به تعبیری می‌توان گفت نام آن با بناهای مذهبی گره خورده بود.

در سفرنامه‌ی ناصرخسرو هنگام توصیف مساجد شامات تا قیروان آمده است: «از شام تا قیروان که من رسیدم در تمامی شهرها و روستاها هر مسجد که بود همه را اخراجات بر وکیل سلطان بود که از روغن چراغ و حصیر و بوریا و زیلو و مشاهدات و مواجبات و فراشان و مؤذنان و غيرهم».

در بخش دیگری از سفرنامه‌ی ناصرخسرو آمده است: « نهم ربیع‌الاخر از رقه برفتیم و دوازدهم ماه به شهرتون رسیدیم. میان رقه و تون بیست فرسنگ است. شهرتون شهری بزرگ بوده است. اما در آن وقت که من دیدم اغلب خراب بود و بر صحرا نهاده است و آب روان و کاریز دارد و بر جانب شرقی باغ‌ها بسیار بود و حصاری محکم داشت، گفتند در این شهر چهارصد کارگاه بوده است که زیلو بافتندی» (ناصرخسرو، همان، ص ۱۱۱).

از منابع مهم تاریخی دیگر که مربوط به سده چهارم هجری است، حدود‌العالم است که زیلو را از تولیدات عمده و کالاهای تجاری شهرهای آذربایجان، فارس، و سیستان می‌داند: «ورتان شهری است با نعمت بسیار و از وی زیلوها و مصلای نماز خیزد».

پوپ نیز گفته است: «نام یکی از شهرهایی که در آن هم زیلو و هم سجاده بافته می‌شد وارطان بود که نامی ارمنی است. زیلوهای بسیاری در شهرهای خوی و برگری و ارجی و اخلاط و نخجوان و بدلیس بافته می‌شد. نمونه‌های معاصر معمولا به رنگ‌های آبی و سفیدند و کلماتی به خط کوفی در حاشیه آنها نوشته شده است».

در بخش دیگری از حدود‌العالم، در شرح سیستان آمده است: «سیستان ناحیتی است. قصبه‌ی او، او را زرنگ خوانند. شهری با حصار است و پیرامون او خندق است که آبش از وی برآید. و اندر وی رودهاست و اندر خانه‌های وی آب روان است و شهر او را پنج دَرَست از آهن. و ربض او باره دارد و او را سیزده در است و گرمسیر است. آنجا برف نبود و ایشان را آسیاهاست بر باد ساخته و از آنجا جام‌های فرش افتد بر کردار طبری و زیلوها بر کردار جهرمی، خرمای خشک و انگزد».

و در بخش شهر جهرم آمده است: «جهرم شهری است خرّم و از وی زیلوها و مصلی نماز نیکو خیزد».

از منابع تاریخی دیگر می‌توان از وقف‌نامه‌ی ربع رشیدی یاد کرد که در آن خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی از زیلو و سجاده‌ها برای فرش کردن مساجد در فصل تابستان نام برده است و همچنین هنگام توضیح وظایف متولی خانقاه از جمع کردن و گستردن زیلوها و سجاده‌ها یاد می‌کند.

زیلو که بافت آن در استان یزد و خاصه در شهری چون میبد از جایگاهی والا برخوردار بوده است، از قدیمی‌ترین محصولات صنایع دستی استان به شمار می‌رود؛ به طوری که در میبد قدمت آن به پیش از اسلام می‌رسد و حتی عقیده بر این است که زیلو از ابداعات آن خطه بوده و گسترش بافت آن به وسیله‌ی استادکاران میبدی صورت گرفته است.

به واقع باید گفت، در تعیین تاریخ دقیق هنر و صنعت زیلوبافی یزد نیز تردید بسیار وجود دارد؛ چرا که تحقیق جامع و گسترده‌ای درباره این هنر صورت نگرفته و عمده‌ی کسانی که در مورد زیلو تحقیق کرده‌اند - که اکثرا در حد تحقیقات دانشجویی بوده است - بدون هیچ گونه پایه و اساس مستندی تاریخ‌های مختلفی بر آن مترتب ساخته‌اند و عمدتا در نهایت نتیجه گرفته‌اند که خاستگاه این فرش و مرکز گسترش آن در میبد بوده است. اگرچه باید دانست که استادکاران میبد دیرزمانی است که با زیلوبافی آشنایی دارند و قطعا در شیوه بافت و نقوش آن دخل و تصرفاتی کرده‌اند؛ ذکر این نکته که میبد خاستگاه هنر و صنعت زیلوبافی بوده است و زیلوبافان میبد آن را به دیگر شهرها برده و گسترش داده‌اند، خالی از اغراق نیست. کما اینکه در کتب تاریخی ایران که به برخی از آنها اشاره شد بحثی از منحصر بودن زیلو به منطقه میبد و یا ابداع و اختراع آن در این شهر نبوده است. اگرچه ذکر این نکته لازم می‌نماید که آن چه از زیلوهای قدیمی در مساجد استان یزد می‌توان یافت، عمدتا در کارگاه‌های زیلوبافان میبد طراحی و اجرا شده است که برخی از این زیلوها ثبت و ضبط تاریخی پیدا کرده و بسیاری نیز به سبب بی‌توجهی از بین رفته‌اند.

در تحقیقات محقق گرانقدر، ایرج افشار، کتیبه‌های برخی از این زیلوهای نفیس ثبت شده که نشان از قدمت بافت این فرش در استان یزد است:

« مسجد باغ گندم نزدیک آب انبار موضع معروف به باغ گندم قرار دارد. مسجدی معمولی است دارای سه زیلوی قدیمی. یکی از زیلوهای آن وقف سال ۱۱۸۲ق است و یادداشت‌های این سه زیلو بدین شرح است:

«... السماه صفورا بنت مرحمت پناه استاد محمد گل کار، بفرویی این سه زیلو را بر مسجد باغ گندم خارج دارالعباده‌ی یزد مشروط بر آنکه بدون ضرورت شرعی از مسجد مزبور بیرون نبرند. خلاف‌کننده به لعنت ابدی گرفتار باد. تحريراً في شهر الجمادی‌الاول سنه ۱۱۸۲ عمل ربیع اشکذری».

زیلوی دوم ... (پاره شده) «محرم ۱۱۵۳ عمل ابن کریم، کاشف‌الدین اشکذری».

زیلوی سوم ... (پاره شده) «مرحوم استاد کاظم یزدی این زیلو را به مسجد باغ گندم خارج دارالعباده‌ی یزد مشروط بر آنکه از مسجد مذکور بیرون نبرند. في سنه ۱۱۹۳ عمل ربیع اشکذری» (افشار، ۱۳۷۴، ص ۹۰۱).

مسجد کوچه‌ی شاه‌علی که بر روی زیلوهای آن نامش به صورت مسجد در جوب شاه‌علی آمده است. قدیمی‌ترین زیلوی آن از ۱۱۸۵ق و عمل ابن حکیم ربیع اشکذری است. بر یک زیلوی آن این عبارت بافته شده؛ «وقف نمود خيرالحاج حاجی احمد افشار به مسجد در جوب شاه‌على فهادان ۱۲۴۲».

در زیلوی وقف شده به مسجد فهرج یزد این عبارت بافته شده است: «وقف نمود حاجی‌الحرمین الشریفین حاجی عبداله ولد مرحوم صدرالدین فهرجی، این زیلو را با یک عدد دیگر بر مسجد میان‌ده، خلاف‌کننده به لعنت ابدی گرفتار باد تحريراً في اول شهر رمضان سنه ۱۹۹۷. عمل ابوطالب ولد ابوالهادی».

مسجد بیاق‌خان سر بازار خان قرار دارد. بر زیلوی مورخ ۱۲۴۲ق آن خوانده شده: «وقف موبد صحیح شرعی فرمودند سرکار بلقیس آثار مهدعلیا نواب مستطاب عليه عالیه این فرد زیلو را بر مسجد جديدالبنا خود که کافه‌ی مسلمانان بر روی آن نماز گزارند و از منافیات وقت محترز باشند و بدون عذر شرعی از موضع بیرون نبرند، خلاف‌کننده به لعنت ابدی گرفتار باد. سنه ۱۲۴۲ عمل ابن کافی محمدعلی».

زیلوهای دیگر کار عزیز بیک اشرف میبدی، ربیع‌الثانی ۱۲۴۲ق؛ علیرضا ولد مرحوم علی میبدی ۱۲۴۲ق، و ابن میرزا ابوالحسن میبدی ۱۲۴۲ ق است (همان، ص ۲۲۵ و ۲۲۶). مسجد محله‌ی علاقه‌ بند و نزدیک بازارچه‌ی رباطک که بر زیلوی آن بافته است: «مسجد محله‌ی علاقه بند داخل حصار دارالعباده‌ی یزد سنه ۱۲۵۷ یا ۱۲۰۷» (همان، ص ۲۵۹). از جمله زیلوهای به ثبت رسیده می‌توان از مواردی دیگر همچون زیلوی موجود در خانقاه شیخ علی بیداخوید یزد یاد کرد که دوتای آن توسط جمال‌الدین رییس‌الدین در سال‌های ۹۲۷ و ۹۳۶ق و زیلوی دیگر در سال ۹۷۱ق به دست شخصی به نام بعمان‌على وقف خانقاه شده است که متأسفانه از نام بافندگان آن و زیلوی دیگر در سال ۹۷۱ق به دست شخصی به نام بعمان‌على وقف خانقاه شده است که متأسفانه از نام بافندگان آن و مکان بافت زیلو یاد نشده است.

زیلوی دیگری در مسجد شاه‌ولی تفت موجود است و نوشته‌ای با مضمون زیر در حاشیه آن بافته‌اند: «تحریراً فی شهرالرمضان المبارک سنه ۹۶۳ عمل شمس قطب‌الدین میبدی ».

در آبادی ده‌نو که نام دیگرش فتح‌آباد است و به فاصله ده کیلومتری یزد و در جنوب غربی آن شهر قرار دارد، از آثار قدیمی هیچ اثری نیست جز در مسجدش که بنای معمولی است و زیلویی به تاریخ ۱۱۷۹ق در آن دیده شده و نام مسجد حاج ابوالقاسم ده‌نو را بر آن زیلو نوشته‌اند.

مسجد مال‌امیر یا مسجد نومال امیر که بر زیلوی این مسجد تاریخ ۱۲۳۸ق آمده است و بر حاشیه‌ی آن بافته شده: «مسجد جديدالبناء واقع در محله‌ی مالمير خارج حصار».

مسجد حاجی محمدعلی عرب در محله فهادان یزد واقع است و یکی از زیلوهای مسجد بافت سال ۱۲۹۷ق است.

کوشک‌نو از محلات قدیم یزد است و در مسجد آن زیلویی با تاریخ ۱۲۷۷ق وجود دارد. در وصف زیلوهای مسجد جامع آمده است :

«مرتضی اعظم امیر شمس‌الدین پسر رکن‌الدین محمد و داماد رشیدالدین فضل‌الله از تبریز زیلوهای عالی جهت گنبد مقصوره‌ی قديم بفرستاد» (همان، ص ۱۱۵). اگرچه برخی بر این نظرند که مقصود از زیلوهای عالی که به یزد فرستاده شده قالی‌های تبریز بوده، از مطالب حدودالعالم که آذربایجان را یکی از شهرهایی می‌داند که در آن زیلوبافی رونق داشته و همچنین مطالب پوپ در توضیح زیلوهای شهر وارطان چنین برمی‌آید که به واقع آنچه به يزد انتقال یافته است زیلو بوده نه قالی‌های بافت تبریز.

در مسجد بزرگ پشت باغ که در محله پشت باغ قرار دارد و بنابر ضبط عبدالوهاب طراز در ۱۲۲۰ق ساخته شده است، بر زیلوهای آن تاریخ ۱۲۲۳ق وجود دارد و عمل کاشف‌الميبدی است.

مسجد محله‌ی پیربرج واقع در کوچه توفیق، اطاقی است هشت‌ضلعی و زیلوی آن مورخ ۱۲۸۳ ق است. زیلوی دیگری نیز در مسجد جامع اردکان بوده و تاریخ آن ۱۰۳۸ق است. زیلوی دیگری

در مسجد جامع یزد وجود دارد با ابعاد ۳۱۴×۷۴۰ سانتی‌متر که دارای ۲۴ محراب است با کتیبه‌ای به مضمون زیر و در تاریخ ۱۱۸۸ق بافته شده است: «وقف صحیح و قانونی حاجی‌الحرمین الشریفین حاج عبدالرشید بن عبدالعلی میبدی برای مصرف تحريراً في شهر ربيع‌الثانی ۱۱۸۸، عمل استاد بیدک بن حاجی میبدی».

«در مدرسه‌ی چهارباغ اصفهان و در سوی چپ انتهای دیوار شمال غربی، اتاق یا حجره‌ای است که آرایش آن نیز اندکی بهتر از اتاق‌های دیگر است. این اتاق نشیمن‌گاه سلطان حسین بوده است. وی گاهی برای سرکشی به طلبه‌ها و زندگانی آنان و بررسی پاره‌ای دستورهای دینی به مدرسه می‌آمده، در آن اتاق می‌نشسته و به بحث و مذاکره با خواندن دعا و نیایش می‌پرداخته است.

در این اتاق زیلوی بزرگی است که روی آن با نماد چلیپای شکسته و چلیپا در درون چهارگوش آراسته شده وسراسر رویه‌ی فرش پر است از چلیپا: یک رشته چلیپای راست‌گرد و رشته‌ای دیگر چلیپای چپ‌گرد. در کناره‌ی زیلو شعر زیر بافته شده است:

فرش این مدرسه که روح‌فزاست وقف نواب اشرف اعلاست

سال بافت فرش ۱۱۱۸ق است. این تاریخ را که مربوط به سیزده سال پس از رسیدن او به پادشاهی است، باید تاریخ بافته شدن زیلو و سپردن آن به مدرسه دانست؛ چون نشان چلیپا در نزد برخی از مردم جهان دور کننده‌ی چشم‌زخم، گریزاننده‌ی اهریمنان و ارواح خبيث و از سویی بهبودی‌بخش بیماران به ویژه جن‌زدگان است و شادی و خوشبختی‌آور و نماد زندگی جاوید و نیرو افزونی نیز بوده است.

زیلوی قدیمی دیگر مربوط به ۹۶۳ق است که اکنون در موزه‌ی اسلامی قاهره نگهداری می‌شود. ظاهراً این نمونه یکی از چهارده زیلویی است که در همان سده‌ی دهم هجری در مسجد جامع خانقاه نوريه‌ی تفت (روستایی در ۲۶ کیلومتری جنوب غربی یزد)، وقف شده است. زیلوی قاهره با درازا و پهنای ۴۰۱×۹۸۲ سانتی‌متر بافته شده است و زمینه‌ی اصلی آن پوشیده از نقوش لوزی‌شکل و چندضلعی‌های تکراری است و پنج محراب با طرح صف آن را زینت می‌دهند. حاشیه‌ی بلای محراب دارای کتیبه‌ای با مضمون زیر است:

«مسجد جامع خانقاه علیه نوریه قریه تفت تحريراً في شهر رمضان‌المبارک سنه ۹۶۳». قاب‌های محراب‌ها با نقوشی به شکل ستاره بر زمینه‌ی تیره از هم تفکیک شده‌اند.

نقوش چلیپایی در وسط شبکه‌ای از نقوش هندسی، در فضای زیر محراب اول و پنجم دیده می‌شود و اشکال هندسی لوزی و چهارضلعی به صورت تکراری و متوالی با چلیپاهایی در وسط آنها، فضای متن محراب دوم و چهام را می‌پوشاند. محراب سوم را اشکال لوزی در ردیف‌های مورب زینت داده‌اند. بافت این نمونه، ترکیبی با دو تار و پودهای مضاعف است؛ به طوری که به کمک دو کوجی و کمان با دستگاه ایستاده بافته می‌شود که نقوش عکس یکدیگر، با رنگ‌های معکوس در دو روی بافته ایجاد می‌شوند. تار زیلوی موجود در موزه‌ی قاهره، پنج‌لا به رنگ سفید و پودها چهارلا و به رنگ آبی و سفید و هر دو از جنس نخ (پنبه) هستند.