تاریخچۀ درخت و چوب در ایران

درخت و محصولات آن از جمله کلیهٔ ساخته‌های چوبی، هیچ‌گاه از انسان و زندگی او جدا نبوده است. این ساخته‌های چوبی؛ چه به عنوان ابزار آلات جنگی و یا شکار و چه به عنوان اسباب و لوازم خانه و حتی در مقیاس بزرگتر، خود خانه و مکان‌های ساخته شده از چوب، مورد نیاز و توجه انسان بوده و به خصوص در دورانی که انسان نیروهای ماوراء طبیعت را در زندگی خود مؤثر می‌دید؛ با این اشیاء ارتباطی تنگاتنگ داشته و گاه برای آنها قدرتی ماورائی درنظر می‌گرفت.

ایران نیز با سابقهٔ طولانی تمدن، از این گونه فرهنگ‌ها و داستان‌های حقیقی و اساطیری پیرامون درخت و ساخته‌های چوبین، بسیار داشته و دارد.

اشکال مختلف درخت در تمدن‌های کهن جهان واسطهٔ خیر و برکت و نماد باروری و رویش شمرده می‌شود. استقرار روان یا خدا در درخت، به اعتقاد مردمان کهن، می‌تواند باران بیاورد، خورشید را به درخشش وادارد و گله‌ها را افزایش بخشد و زنان را در بارداری و زایش یاری نماید.

اعتقاد به منشأ خیر بودن یا موجب دفع ضرر شدن برای درخت در اعتقادات کهن مردم جهان و از جمله ایران همواره وجود داشته و نشانه‌های اندکی از آن هنوز هم در بعضی نقاط، دیده می‌شود مانند درختانی که به آن پارچه‌هایی به نشانهٔ داشتن حاجت، بسته می‌شود.

اگرچه «جز تعداد بسیار محدودی درخت چند هزار ساله و کمتر در نقاطی چون ابرکوه یزد (سروی با تخمین عمر ۸-۴ هزار سال)، گوهردشت کرج (۱۳۰۰ سال)، روستای سنگان (۲۰۰۰سال)، روستای جاریان نطنز (۱۰۰۰سال) هرزویل منجیل (۱۰۰۰سال) و روستای مرق کاشان (هشتصد سال) و غیره نشانی از درختان آن دوران باقی نمانده است.» (باقری، ۱۳۸۹: ۱۰۷ )، لكن وجود نقش این درختان در مهرهای استوانه‌ای ایلامی متعلق به هزاره دوم ق.م و سایر اشیای تولیدی ادوار گذشته، مبین ارزشی است که ایرانیان برای درخت قائل بوده‌اند. نقش درختان گاه به صورت طبیعی آن مثل درختان سرو در حجاری‌های تخت جمشید و یا اشکالی تخیلی مثل درخت زندگی در مهرهای عیلامی و طاق بستان دیده می‌شوند. در اساطیر بین‌النهرین شجرهٔ حیات یا درخت زندگی سبب طول عمر و مقدس است. چنین درختانی دارای نگاهبانانی بودند که گاهی به شکل شیردال و گاه دو قوچ یا دو طاووس و غيره، رو به هم یا پشت به یکدیگر، ترسیم می‌شدند. «در فرهنگ اسطوره‌ای بابل درخت زندگی، درختی جادویی است که در مرکز بهشت رشد می‌کند و آب‌های اولیه بر ریشه‌های آن جاریست. درخت زندگی یک نماد کیهانی است که در دوران کهن نماد اتحاد زمین و آسمان، غذای روحانی و حتی روشنگری شمرده می‌شد و شاید بتوان گفت آشنایی بشر با درخت به داستان پیدایش برمی‌گردد.»

از افسانه‌های کهن چنین برمی‌آید که خواستگاه آریایی‌ها سرزمینی سرسبز و پوشیده از جنگل بوده و برکه‌ها و چشمه سارهای پرآب داشته است. کم کم به دلایل ناشناخته خشکی و ویرانی بر آن سرزمین چیره شده و چشمه‌سارها خشکیده است. آریائیان در جستجوی سرزمینی مناسب راهی دیگر جای‌ها می‌شوند و به ایران می‌رسند و نام خود بر آن می‌گذارند. این قوم از روزگار دور بر آن بوده‌اند که مرز و بوم تازه را چون خواستگاهشان تازه و سرسبز کنند. به طوری که از نوشته‌های مورخان یونانی بدست می‌آید نزدیک به سه هزار سال پیش پیرامون خانه‌های بیشتر ایرانیان را باغ‌ها احاطه کرده بود و واژهٔ پردیس به همان باغ‌های پیرامون خانه‌ها گفته می‌شد. این شیوه بعداً برای سایر ملل سرمشق شده و به دنبال آن این واژهٔ فارسی به دوردست‌ها رفته است. لغت «پردیس» فارسی که به معنای باغ و یا محوطه زیبای دارای درخت اتلاق می‌شود که لغت «پرادایس» انگلیسی به معنای بهشت از آن گرفته شده، بیانگر توجه و علاقهٔ ایرانیان به درخت و باغ است.

«در دوره هخامنشیان و بعد از آن در سرتاسر سرزمین ایران تعداد بی‌شماری باغ‌های بزرگ و باشکوه وجود داشته چنانکه گزنفون چندین بار به آنها اشاره نموده است. پادشاهان هخامنشی از جمله داریوش، دوست‌دار درخت بودند و در کاخ‌هایشان درختان سایه‌ افکن و باغ‌هایی بود که هوا را لطيف می‌کرد.» تعداد بی‌شمار ستون‌های عظیم کاخ تخت جمشید می‌تواند بیانگر اهمیت و توجه به درخت در نزد شاهان هخامنشی باشد چرا که ستون در فرهنگ آسیای غربی، نمادی از درخت است و درخت نماد برکت الهی و بنابراین کاخ‌های پرستون تخت جمشید، در نزد هخامنشیان مظهر باغستانی مقدس بوده است.

درخت چنار و همچنین تاک در نزد پادشاهان هخامنشی از ارزش ویژه‌ای برخوردار بوده است. «در دربار ایران چناری زرین همراه تاکی زرین به معنای به دست گرفتن سلطنت بود. درخت تاک در اساطیر ایران مظهر خون و خون نیروی اصلی حیات است. اگر توجه داشته باشیم که در دولت هخامنشیان بازمانده‌هایی از آیین‌های بومی کهن مادرسالاری باقی مانده بود که بر طبق آنها سلطنت از طریق زنان ادامه می‌یافت، می‌توان تاکی که بر چنار می‌پیچد را مظهر خون و دوام سلطنت هخامنشیان دانست، در واقع چنار مظهر شاه و تاک مظهر همسرش بود که از طریق وی خون سلطنت دوام می‌یافت.»

در دوره ساسانی از نقش درختان به خصوص درخت زندگی استفاده‌های فراوانی شده است. چرا که ساسانیان از معتقدان به آیین زردشت بودند و در متون اوستایی از زردشت توصیه‌های مختلفی در خصوص اهمیت درخت و درخت‌کاری آمده و آن را کاری نیک برشمرده است. یکی از بارزترین جلوه‌های استفاده از نقش درختان در این عهد را می‌توان در آثار نقش برجسته معماری از جمله در طاق بستان، پارچه‌های ابریشمین و ظروف سیمین مشاهده نمود.

در دوران اسلامی نیز درخت در تعابیری جدید چون شجرهٔ طوبی، درخت بهشتی، نماد آزاده‌گی چون سرو، تسبیح‌گوی خداوند و دارای قدرت درک و تأثیر مادی و معنوی و ... همچنان مورد توجه و احترام بوده و نقش آن مکرراً در انواع ساخته‌های هنری این دوران چون درها، صندوق‌ها و اشیاء چوبین، فرش، کاشی نقش برجسته‌ها و نقاشی‌های دیواری و غیره، به کار گرفته شده است. مطالب فوق بیانگر میزان ارزش و توجهی است که در ایران برای درخت قائل بوده‌اند.

«از حدود ۱۰۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ سال قبل از میلاد، مردمان ساکن در فلات ایران در سوراخ‌هایی که در جوانب پر درخت کوه‌ها حفر می‌کردند و به وسیلهٔ شاخه‌های درختان مسقف می‌شد، زندگی می‌کردند.» ( گیرشمن، ۱۳۷۹:۱۰) در آنجا انسان برای تهیهٔ خوراک خود به شکار می‌پرداخت. اگرچه وی به طرز استعمال چکش سنگی و تبر دستی و ساخت آلات استخوانی از قبیل درفش آشنایی داشته، اما یقیناً چوب به دلیل استفادهٔ راحت‌تر و قابلیت تراش آسان‌تر، نخستین ماده‌ای بوده است که به وسیلهٔ آدمی به صورت ابزارهای گوناگون درآمده است. مردم بومی ایران از حدود ۴۲۰۰ ق.م، برای ساخت خانه از چوب استفاده کردند و در نقوش مهرهای استوانه‌ای عیلامی متعلق به ۳۰۰۰ ق.م تصویر نردبان چوبی به وضوح دیده می‌شود.»

اما از مهم‌ترین شواهد استفادهٔ ماهرانهٔ ایرانیان از چوب آثار بدست آمده از شهر سوخته مربوط به ۵۰۰۰ سال پیش است. خصوصیات گاه منحصر به فرد اشیائی که از این شهر باستانی حدفاصل زابل و زاهدان بدست آمده، اعجاز و شگفتی همگان را موجب گردیده است. بیشتر این آثار از گورستان شهر بدست آمده و شامل اشیاء مختلفی است که به همراه مردگان دفن شده است. از جملهٔ این اشیاء چند قطعه پارچه با بافتی به نقش کنگره‌ای، اولین تصویر متحرک از بزی در حال پرش منقوش بر دور لبهٔ جامی سفالی، نخستين چشم مصنوعی، یک عدد صفحه بازی شبیه تخته نرد به همراه دو عدد تاس سنگی و دو شانهٔ چوبی بسیار ظریف است که روی یکی از آنها به وسیلهٔ کنار هم چیدن قطعات کنگره‌ای شکل چوبی در پهنای تراشیده و گود شدهٔ آن، تزیین شده است. می‌توان شانهٔ شهر سوخته را به عنوان اولین نشانه هنر معرق در ایران که به شیوه جای‌گزینی کار شده است، معرفی نمود.»

«بررسی‌های اخیر باستان‌شناسان ایتالیایی در محوطهٔ پنج هزارساله شهر سوخته و انجام تحقیقات روی انواع چوب‌های موجود در این شهر پیش از تاریخ نشان داد که ساکنان شهر سوخته چوب مورد نیاز خود را از پاکستان، هندوستان و منطقه بلوچستان که در آن روزگار سرزمینی مستقل از سیستان بوده است، وارد می‌کرده‌اند. آثار چوبی به دست آمده از این محوطه و ظرافت آنها، نشان‌ دهندهٔ تبحر ساکنان شهر سوخته در هنر چوب‌بری و کنده‌کاری روی چوب است. در آثار به دست آمده از شهر سوخته آلات و ابزار چوب‌بری و بقایای چوب‌های بریده شده، به وفور دیده شده است. این مسأله نشان می‌دهد که مردم این منطقه این هنر را به خوبی می‌دانسته و در خانه‌های خود کارگاه‌هایی خانگی برای ساخت آثار چوبی ایجاد کرده بودند.»

غیر از این آثار، شواهد بسیار دیگری در اکتشافات باستان‌شناسی نقاط مختلف ایران و در کتب مورخینی چون هرودوت، گزنفون و غیره بدست آمده که همگی گواه مهارت ایرانیان در به کارگیری چوب در ساخت بنا، کشتی‌سازی، ادوات جنگی و کشاورزی است. از آنجا که کار با چوب به مراتب آسان‌تر و سهل‌الوصول‌تر از استخوان یا عاج است، پیدا شدن مجسمه‌های استخوانی، عاجی و یا صدفی مربوط به چهار تا دو هزار سال پیش، شاهدی است بر وجود ساخته‌های بیشتری از چوب چرا که «همان هنرمند حکاک عاج روی استخوان و چوب نیز کار می‌کرده است.» در همان زمان که متاسفانه به دلیل آسیب‌پذیری چوب اثری از آنها باقی نمانده است. «از نمونه‌های آثار فوق که در کاشان به دست آمده مربوط به ۴۲۰۰ ق. م، دستهٔ چاقویی است از جنس استخوان که شکل ایستاده مردی را در حالت احترام، نشان می‌دهد.»

از آثار جالب توجه دیگر «مهری استوانه‌ای از جنس صدف است که آن را به دورهٔ آکادیها در ۲۴۰۰ سال ق. م نسبت می‌دهند. از نکات قابل توجه این مهر می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

الف) کنده‌کاری بسیار ظریف آن بر صدف

ب) تصویر اشیاء و وسایل مختلف که به احتمال قریب به یقین تماماً از جنس چوب هستند مانند چند نوع صندلی و چهارپایه به شکل حیوان و یا دارای پایه‌هایی به شکل پای گاو و ...، ظروف مختلف و یک نوع آلت موسیقی.» که خود بیانگر قدمت ساخت اثاثیه و آلات موسیقی چوبی در ایران است.

از چغازنبیل در هزاره دوم قبل از میلاد یک عدد چرخ ارابه چوبی بسیار ماهرانه باقی مانده که در موزهٔ ایران باستان نگهداری می‌شود و بیانگر میزان بالای مهارت صنعتگران آن عصر در استفاده از چوب می‌باشد.

از چوب به وفور در دوران هخامنشی نیز استفاده شده است. «چنانکه گزنفون در مورد سلاح جنگی ایرانیان به نیزه‌هایی که از چوب نوعی سنجد ساخته شده بود، اشاره کرده و متذکر شده است: ایرانیان برای فتح سارد از ارابه‌های چند محوره‌ٔ بزرگی که در وسط آن برجی چوبی برای استقرار تیراندازان وجود داشته، استفاده کرده‌اند. در همین دوره، به غیر از ادوات جنگی، برای امور کشاورزی، کشتی‌سازی و خانه‌سازی نیز از چوب استفاده می‌شد و نقش یک گاوآهن که مربوط به سال ۴۰۰ ق.م است، به خوبی نحوهٔ استفاده از چوب در کشاورزی را نشان می‌دهد.»

از نقوش موجود در تخت جمشید مشخص است که در آن زمان چوب‌های خراطی شده برای ساخت تخت شاهی استفاده می‌کرده‌اند و این حکایت از آن دارد که در چنین دوره درخشانی، بی‌شک هنر منبت‌کاری بر چوب از ارزشی بالا برخوردار بوده است.

در کاوش‌های سال ۱۳۴۴ خورشیدی که بر آثار و بقایای تخت جمشید انجام گرفته است قسمتی از مجسمه یک پرنده ظاهراً شکاری شامل زانو و پنجه به دست آمده که گویا از چوب سفید و انواع دیگر چوب‌های عالی ساخته و کنده‌کاری شده است.

استفاده از چوب در ادوار دیگر پس از هخامنشی نیز همچنان ادامه یافت تا زمان ظهور اسلام که در این دوران رویکردی جدید به استفاده از چوب آن هم به میزانی قابل توجه در ساخت بناها و وسایل مساجد و آرامگاه‌ها دیده می‌شود؛ وسایلی از قبیل منبر، صندوق قبر، رحل قرآن در کنار تزئینات مختلفی بر در و پنجره چون منبت، گره سازی، مقرنس کاری و غیره.

از قدیمی‌ترین آثار به جا مانده از دوران اسلامی در ایران، می‌توان به دری متعلق به قرن سوم هجری در موزهٔ پارس شیراز اشاره نمود. «لنگه در چوبی متعلق به مسجد جامع شیراز و مربوط به دوره عمروبن لیث که زیرسازی آن از چوب تبریزی است و روی آن با خلال‌های گردو نقوش پنج ضلعی بسیار زیبائی به وجود آورده و با میخ‌های کوچک آهنین کوبیده‌اند» همچنین سردری منبت کاری شده از چوب کاج متعلق به قرن چهارم هجری قمری که کتیبهٔ آن به خط کوفی و با ضخامتی نزدیک به ۳ سانتی‌متر در متنی از نقوش اسلیمی، منبت شده است.