تاریخچه و اهمیت رنگرزی در گلیم

در اسلام یک شیء هنری، کلیتی از شکل و تزیین و عملکرد است. گلیم بیان کامل این مفهوم است. بافت یک گلیم با خورجین و یا پوشش زین، نوع زندگی شبانی یا عشایری بافنده‌ی آن را به طور کامل منعکس می‌سازد. از فرش‌های یک و نیم قرن قبل که به دست زنان عشایر قشقایی بافته شده در موزه‌ها و در گوشه و کنار جهان فراوان است.

این عتیقه‌ها با وجود قدمت و عمر طولانی و اصالت رنگ، زیبایی و ارزش خود را حفظ کرده است و عوامل مختلف رنگ‌زدا نتوانسته‌اند تغییری در آنها بدهد. مسلماً یکی از علل ارزش زیاد آنها ثبوت رنگ، ظرافت بافت و نقش آن‌هاست.

زنان خبره و ماهر ایل که سال‌های عمر خود را در کار بافتن گذرانده‌اند با گیاهان مختلف موجود در طبیعت که برای رنگ‌آمیزی مصرف می‌شوند به خوبی آشنا هستند. رنگ و شیوه‌ای که به یاری نقش‌ها به آن شکل می‌دهند تا به گلیم زیبایی مطلق بخشد. در همه‌ی رنگ‌های پیش از دوران «صنعت - هنر» رنگرزی الیاف پنبه‌ای غالب بوده است. نواحی مختلف و اقوام گوناگون در سراسر دنیا به خاطر رنگ‌ها و ترکیبات آن‌ها شهرت یافته بودند. فینیقی‌ها به سبب تهیه‌ی رنگ ارغوانی و اهالی درّه‌ی رودخانه‌ی سند به واسطه‌ی رنگ قرمز و آبی معروف بوده‌اند.

هرچند اکنون این اجزاء مرکب رنگ را که به کار می‌رفته، دقیقاً می‌شناسیم، و لیکن طرز عمل آوردن آن‌ها جزء اسرار است. همه‌ی رنگ‌های طبیعی به جز نیل و پاره‌ای از گل سنگ‌ها و پوست درختان و تمام رنگ‌های شیمیایی نیازمند ماده ثابت کننده‌اند تا در ریسمان نفوذ کرده و رنگ را پایدار سازند. ماده‌ی ثابت‌کننده به ریسمان حمله کرده یا به اصطلاح آن را گاز می‌گیرد تا رنگ در آن جایگزین شود این عمل الیاف نخ را بسته به نوع ماده ثابت‌کننده کم یا زیاد و ضعیف می‌سازد.

ماده‌ی ثابت‌کننده باید پیش از رنگ کردن یا هنگام رنگ کردن یا پس از آن به کار رود. بهترین نتیجه هنگامی حاصل می‌شود که این کار پیش از رنگ کردن صورت گیرد. مواد ثابت‌کننده مختلف از یک رنگ، رنگ‌های گوناگون دیگری را تولید می‌کند.

ماده‌ی ثابت‌کننده در روزگار گذشته شامل ترکیبات با محلولهای خاکستر چوب و ریشه‌های درخت و اسیداوریک، برگ و میوه‌ها بود. تا نیمه‌ی قرن نوزدهم میلادی مواد رنگین را فقط از منابع حیوانی و نباتی و معدنی می‌ساختند و صنایع یا مشاغلی مربوط به جمع‌آوری و استخراج مواد خام رنگی در سراسر آسیا وجود داشت. در شهرها و روستاها نخ و ریسمان را نزد رنگرزان حرفه‌ای می‌بردند و ریسمانی را که با رنگ طبیعی صباغی شده بود از بازار تهیه می‌کردند. لذا همه‌ی گلیم‌هایی که تا پیش از سال‌های ۱۸۵۰م بافته شده است با مواد صرفاً طبیعی رنگرزی شده است یعنی کاری که تا همین الان ادامه داشته است. مردم چادرنشین که برای مصرف خود گلیم می‌بافتند. گاهی اوقات به مواد رنگی طبیعی که به صورت گیاه خودرو در چراگاههای حیواناتشان پیدا می‌شد دسترسی داشتند.

در ممالکی که قالی‌بافی مرسوم است، از اواخر قرن نوزدهم میلادی، رنگ‌های شیمیایی جایگزین رنگ‌های طبیعی شده است. نتایج نامطلوب رنگرزی با رنگ‌های مصنوعی منجر به ارزیابی مجدد هنر رنگرزی طبیعی شده است. به دلیل سازگاری شیوه‌ی رنگرزی شیمیایی با نخ پشمی و در دسترس بودن رنگ‌های شیمیایی، رنگرزی‌های خوبی انجام گرفته است. اما رنگ‌های مصنوعی امروزی هرگز قادر نخواهد بود جایگزین زیبایی رنگ‌های طبیعی شود. از این رو جای تعجب نیست که بافنده‌ها به سوی فن کهن رنگرزی با مواد طبیعی بازگردند. پیشروان این امر در رنگرزی بافندگان ترک پروژه‌ی «دوباغ» بوده‌اند.

این گروه در نزدیکی منطقه‌ی «چناق قلعه» فرش‌های گره بافت را با رنگ‌های طبیعی و نخ‌های دست‌ریس می‌بافند. موفقیت گروه نام برده، بافنده‌های دیگر را نه تنها در آناتولی بلکه در ایران نیز بر آن داشته است تا به روش سنتی رنگرزی بازگردند. طولانی بودن زمان آماده‌سازی و رنگرزی پشم، همچنین استفاده از نوعی پشم که به سهولت رنگ می‌گیرد باعث ترقی قیمت‌های گلیم می‌شود؛ اما این نوع گلیم از دوام بیشتری برخوردار است و تا سال‌های سال زیبا باقی می‌ماند. برخی از تولیدکنندگان، رنگ‌هایی را به عنوان رنگ طبیعی عرضه می‌کنند که در حقیقت بدل‌های رنگ شیمیایی است.

برای مثال ترکیبات رنگ نیلی شیمیایی همانند نوع طبیعی آن است. خوشبختانه گیاهان رنگ‌زا همواره در سرزمین‌هایی که قالی می‌بافند به وفور می‌روید و در دسترس قرار دارد. بدیهی است که مشاهده‌ی دیگ رنگرزی روی آتش در حیات خلوت خانه‌های روستایی موجب تسلی خاطر می‌شود. کلاف‌های نخ دست‌ریس را در خُم رنگرزی فرو برده، هنگام بیرون آوردن قرمز یا آبی درخشان و زرد طلایی و غیره ظاهر می‌شود و بدین ترتیب هنر رنگرزی با مواد طبیعی همچنان ادامه دارد.

تاریخچه‌ی رنگرزی با الیاف حیوانی

اولین رنگ حیوانی که در تاریخ ثبت شده، رنگ ارغوانی است. تکه‌هایی از لباس ارغوانی رنگ که در حفاری‌های یک آرامگاه یونانی به دست آمده، گواهی بر قدرت اين رنگ دارد. رنگ حيوانی که از زمان باستان مورد استفاده قرار می‌گرفت، قرمز دانه است که از بدن‌های خشک شده جنس ماده‌ی نوعی شپش که حشره‌ای کمیاب است به دست می‌آید. با قرمز دانه‌ی پشه می‌توان، ابریشم و چرم را هم رنگ کرد.

تاریخچه‌ی رنگرزی با الیاف گیاهی

از توصیفاتی که شده است این طور به نظر می‌رسد که مردم نواحی مدیترانه با رنگ آشنایی داشته‌اند. در جایی دیگر آمده است که مردمان هندشرقی اوّلین کسانی بودند که از رنگ گیاه نیل استفاده می‌کردند. از زاج نیز در عملیات رنگرزی نظیر امروز استفاده می‌شد. روناس از سالیان دراز به عنوان بادوام‌ترین رنگ قرمز گیاهی شناخته شده است. «تورات» و قبور فراعنه‌ی مصر دال بر استفاده از روناس در آن زمان است.

در ایران از قدیم‌ترین ایام روناس را می‌شناختند و استفاده می‌کردند. اسپرک و زعفران، پوست درخت بلوط، پوسته‌ی خارجی گردوی تازه، شاخه‌های گل پرطاووس، گل‌انار، گل‌گاوزبان نیز مورد استفاده قرار می‌گرفتند. تمام رنگ‌ها از سه رنگ اصلی زرد، قرمز، آبی تشکیل شده است که با نسبت‌های مختلف و متنوع به دست می‌آید. مثلاً سبز از زرد و آبی تشکیل می‌شود. هر دو رنگ متضاد، رنگ اصلی و رنگ ترکیبی متقابل خودش، مثل قرمز با سبز که قرمز اصلی و سبز که ترکیب زرد و آبی است، تولید رنگ خنثی می‌کنند.

نارنجی = زرد + قرمز / سبز = زرد + آبی / بنفش = قرمز + آبی

قرمز نارنجی = قرمز+ نارنجی

رنگ‌ها از نظر جنسیت انواع متفاوتی دارد. رنگ‌هایی که مواد مصرف مختلف دارد عبارت است از: رنگ‌های طبیعی (حیوانی و گیاهی) و رنگ‌های شیمیایی (رنگ‌های اسیدی - رنگ متالیک – رنگ‌های دانه‌ای – رنگ‌های خمی – رنگ‌های ری‌اکتیو و رنگ‌های مستقیم) زنان عشایر گیاهان و گل‌ها و ریشه ها را برای دستورالعمل‌های رنگرزی ویژه خودشان گردآوری می‌کردند. زندگی صحراگردی فقط تهیه‌ی مقادیر کمی پشم رنگ شده را در هر بار اجازه می‌دهد و همین امر دلیل پدیداری رنگ‌های متنوعی از یک نوع رنگ است که در گلیم‌های کهنه‌تر دیده می‌شود. همین امر دلیل پدیداری رنگ‌های متنوعی از یک نوع رنگ است که در گلیم‌های کهنه‌تر دیده می‌شود.

مردم نواحی صحرایی مانند عشایر بلوچ غالباً نمی‌توانستند مواد رنگی را از محیط بایر خود به دست آورند و نیز قادر نبودند. آنها را به وسیله‌ی سوداگران دوره گرد فراهم سازند در عوض آنها برای رنگ طبیعی پشم و مو از خود رغبت زیادی نشان می‌دادند. بلوچ‌ها هنوز در این فن استادند. کرک شتر را از رنگ سفید گرفته تا رنگ‌های زرد و قهوه‌ای سیر و پشم گوسفند به رنگ‌های عاجی و قهوه‌ای را به کار می‌برند – رنگ‌های سیاه و خاکستری موی بز این مجموعه الوان ظریف را تکمیل می‌کند.

اهمیت و ضرورت رنگرزی

رنگ دارای جاذبه‌های فراوانی است و برحسب ماهیتش بیش از هر چیز نگاه را به خود جلب می‌کند. انواع رنگ و ترکیب‌های گوناگون آن از مهم‌ترین عناصر زیبایی و کیفیت گلیم به شمار می‌رود و به گیرایی طرح‌ها نیز می‌افزاید. رنگ، از رنگ مایه‌های گوناگونی تهیه می‌شود، اما جذاب‌ترین رنگ‌ها از عناصر طبیعی به دست می‌آید. در گلیم‌بافی استفاده از رنگ‌های هماهنگ اهمیت به سزایی دارد و بافنده‌های عشایری و روستایی از استعداد فوق‌العاده‌ای در ترکیب رنگ‌ها برخوردارند. سلیقه‌ی ملت‌های مختلف در انتخاب رنگ، گوناگون است.

رنگ‌هایی که بافنده‌های عشایری و روستایی می‌پسندند تفاوت فاحشی با رنگ‌های دلخواه غربی‌ها دارد. بافنده‌های عشایری به علت نداشتن تماس با خارج از محیط خود از درخشندگی طبیعت پیرامون‌شان الهام می‌گیرند. غربی‌ها رنگ‌های قرمز و آبی را به عنوان رنگ‌های متداول در قالی‌های شرقی می‌شناسند. اما به دلیل آن که رنگ قرمز را نمی‌پسندند، از فراوانی آن نیز حیرت می‌کنند، احتمالاً از آن جا که قالی نوعی عایق است، رنگ‌های گرم مانند قرمز، نارنجی، زرد و قهوه‌ای را در آن به کار می‌برند. اما بدیهی است که انتخاب رنگ بر اساس مواد رنگی موجود و سپس سلیقه‌ی بافنده‌ها انجام می‌شود.

هزینه‌‌‌ی تهیه رنگ نیز نقش عمده‌ای در این امر دارد و به دست آوردن رنگ‌های تند از مواد طبیعی گران‌تر و دشوارتر است. هم‌نشینی رنگ‌ها چگونگی هم‌نشینی رنگ‌ها در ایجاد هماهنگی بین طرح و رنگ نقش مهمی ایفا می‌کند. قرمز، زرد و آبی رنگ‌های اصلی‌اند.

بنفش نارنجی و سبز (رنگ‌های درجه‌ی دوم) قرمز، قهوه‌ای - زرد، قهوه‌ای - آبی و سبز رنگ‌های درجه سوم‌اند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ مقابل هم‌انداز هماهنگی کاملی برخوردار می‌شوند. برای آن که رنگ دارای حداکثر تأثیر در ترکیب‌بندی شود، نخست رنگ‌های اصلی و درجه‌ی دوم سپس برای لطافت بیشتر ناگزیر رنگ‌های درجه سوم به کار می‌رود. اگر گلیمی دارای زمینه‌ی آبی سیر و نقش و نگاری به رنگ قرمز و زرد باشد زمینه‌ی آن ناپدید می‌شود لیکن نقش‌ها جلوه‌ی بیشتری می‌یابد. متقابلاً اگر زمینه به رنگ قرمز و نقوش اصلی به رنگ آبی و زرد باشد گلیم به نظر توپرتر می‌آید.

رنگ طبیعی پس از مدتی و تحت تأثیر عوامل طبیعی مثل آفتاب و رطوبت به رنگ‌های ملایمی بدل می‌شود که یقیناً از رنگ اولیه زیباتر است. رنگ‌های طبیعی سازگاری و هماهنگی بیشتری با یکدیگر دارد. خالص نبودن رنگ طبیعی نخستین علت زیبایی و برتری آن بر رنگ‌های شیمیایی است. در قرمز طبیعی، آبی و زرد نهفته است اما قرمز شیمیایی فقط ماده‌ی رنگی قرمز را دربردارد.

تاریخ و شاخص‌های گلیم

رنگ در تعیین قدمت گلیم تا حدودی می‌تواند مفید واقع شود. حتی علم قادر نیست تاریخ دقیق تولید گلیم را مشخص سازد. زیرا آزمایش‌های کربنی روی منسوجات موفقیت‌آمیز نبوده است. قدمت گلیم‌های کهن را تنها با در نظر گرفتن همه‌ی جوانب مربوط به آن هم چون زمان و مکان خریداری یا کشف، طرح و نقش، ساختار بافت و رنگ‌آمیزی می‌توان ارزیابی کرد.

رنگ دارای جاذبه‌ی فراوانی است و برحسب ماهیتش بیش از هر چیز نگاه را به خود جذب می‌کند. انواع رنگ و ترکیب‌های گوناگون آن، از مهم‌ترین عناصر زیبایی و کیفیت گلیم به شمار می‌رود و به گیرایی طرح‌ها نیز می‌افزاید. شواهد به دست آمده از حفاری مقابر مصری وجود منسوجات رنگ شده در ۲۵۰ سال قبل از میلاد مسیح را ثابت کرده است. رنگ برای مردم ایران آمیخته با زندگی آنان است سابقه‌ی رنگرزی در گلیم ایران به پیشینه‌ی رنگ‌سازی در کشورمان بازمی‌گردد که قدمتی چند هزار ساله دارد. رنگ در گلیم ایرانی، شخصیت خاص خود را دارد و در بافت گلیم‌های ایرانی از رنگ‌های معتنابهی استفاده می‌شود. از طرفی طیف‌های رنگی مورد استفاده با موضوع و مفهوم طرح و نقش ارتباط و انطباق دارد و رنگ‌ها با هماهنگی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرد. رنگ از رنگ‌مایه‌های گوناگونی تهیه می‌شود، اما جذابترین رنگ‌ها از عناصر طبیعی به دست می‌آید و از آن حیث که ساختن رنگ‌های سنتی به رنگ‌های شیمیایی مزیت دارد. خصوصیات برجسته‌ای به آن می‌دهد و به آن هویت می‌بخشد. همچنین کاربرد رنگ‌ها در منطقه‌ی جغرافیایی خاص، گلیم آن منطقه را شاخص‌‌ می‌کند.

از جمله خصوصیات رنگ‌های سنتی، ثبات آن‌ها در مقابل نور خورشید و هنگام شست و شو با مواد قلیایی است. مواردی نظیر سختی و مشقت بسیار رنگرزی سنتی، وقت‌گیر بودن آن، گرانی برخی مواد اولیه، از جمله مواردی است که بازار رنگرزی شیمیایی را پر رونق کرده است. رنگ‌ها معانی روانی، رازگونه، عاطفی، حساس و طبیعی دارد. مثلاً رنگ قرمز و زرد حالت بسط و گسترش، رنگ آبی حالت انطباق و سکون دارد. به همین دلیل است که رنگ زرد و قرمز در زیر یک اثر برجسته به نظر آمده و رنگ آبی عمق‌دار جلوه می‌کند.

رنگ‌ها از ارزش‌های بیانی نیز برخوردار است و همین عوامل‌‌ می‌تواند در ترکیب‌بندی رنگی مؤثر باشد. جای رنگ، جهت رنگ در تصویر، وسعت سطوح رنگی و روابط تضاد رنگی‌ها با یکدیگر، از جمله آن است. رنگ‌ها با فرم و فضا و شخصیت فرد نیز ارتباط دارد و القاءکننده‌ی دوری و نزدیکی است. مثلاً رنگ‌‌ می‌تواند با تیره و روشن، سردی و گرمی و با وسعت خود، دوری و نزدیکی را القاء کند، رنگ زمینه هم به نوع دیگری در نشان دادن فاصله مؤثر است. حتی بین رنگ‌ها می‌توان نسبت‌های طلایی را پیدا کرد. بین سه رنگ زرد، نارنجی و قرمز و بر زمینه‌‌‌ی سیاه ابتدا زرد و سپس نارنجی نزدیکتر به نظر‌‌ می‌آید و قرمز دورتر دیده‌‌ می‌شود.

رنگ‌های روشن بر زمینه‌ی تیره جلوه‌‌ می‌یابند و هر چه تیره‌تر شوند، عقب‌تر‌‌ می‌روند. رنگ روشن بر زمینه روشن عقب می‌رود و در صورتی که رنگ تیره‌تر باشد بر زمینه روشن جلوتر می‌آید. در میان رنگ‌های سرد و گرم چنانچه درجه‌ی روشنایی آن‌ها یکسان باشد، رنگ‌های گرم جلوتر می‌آید و رنگ‌های سرد عقب‌تر‌‌ می‌نشینند. همچنین رنگ خالص نسبت به رنگ ناخالص با درجه‌ی روشنایی یکسان، جلوتر دیده می‌شود.

به همین دلیل است با این که رنگ‌ها و طرح گلیم به صورت تخت به کار می‌رود ولی بیننده عمق را در آن احساس می‌کند. استفاده از رنگ در گلیم به تناسب، مابین واقع‌گرایی و عدم واقع‌گرایی در حرکت است. در مورد دست‌بافته‌های روستایی و عشایری القاء مطلب ذهنی و رساندن برداشت‌های وجودی بافنده، در اولویت قرار دارد. به همین دلیل است که حیوانات، گیاه و انسان گاهی به صورتی رنگ‌آمیزی می‌شوند که برداشت ذهنیت ما را نسبت به انسجام نقش مایه‌ها در ارتباط با کل طرح به برداشت بافنده نزدیک می‌سازد. گاه بافنده به قصد انتقال مفاهیم مورد نظر خویش از غلو رنگی پرهیز نمی‌کند و با غیرطبیعی نشان دادن نقش به وسیله‌ی رنگ، می‌خواهد مقصود خود را عملی سازد.

بافته‌های عشایری، به علت نداشتن تماس با خارج از محیط خود از درخشندگی طبیعت پیرامون الهام می‌گیرند. اما بدیهی است که انتخاب رنگ‌ها بر اساس مواد رنگی موجود و سپس سلیقه‌ی بافنده‌ها انجام می‌شود. چگونگی همچنین رنگ‌ها در ایجاد هماهنگی بین طرح و رنگ، نقش مهمی ایفا می‌کند. البته گرایشات مذهبی و دینی در انتخاب رنگ، ناممکن و بعید به نظر نمی‌رسد ولی در اولویت قرار ندارد چون گلیم، هنری کاربردی و مصرفی است.

تاریخ و شاخص‌های گلیم

رنگ در تعیین قدمت گلیم تا حدودی می‌تواند مفید واقع شود. حتی علم قادر نیست تاریخ دقیق تولید گلیم را مشخص سازد. زیرا آزمایش‌های کربنی روی منسوجات موفقیت‌آمیز نبوده است. قدمت گلیم‌های کهن را تنها با در نظر گرفتن همه‌ی جوانب مربوط به آن هم چون زمان و مکان خریداری یا کشف، طرح و نقش، ساختار بافت و رنگ‌آمیزی می‌توان ارزیابی کرد. رنگ دارای جاذبه‌ی فراوانی است و برحسب ماهیتش بیش از هر چیز نگاه را به خود جذب می‌کند. انواع رنگ و ترکیب‌های گوناگون آن، از مهم‌ترین عناصر زیبایی و کیفیت گلیم به شمار می‌رود و به گیرایی طرح‌ها نیز می‌افزاید.

شواهد به دست آمده از حفاری مقابر مصری وجود منسوجات رنگ شده در ۲۵۰ سال قبل از میلاد مسیح را ثابت کرده است. رنگ برای مردم ایران آمیخته با زندگی آنان است سابقه‌ی رنگرزی در گلیم ایران به پیشینه‌ی رنگ‌سازی در کشورمان بازمی‌گردد که قدمتی چند هزار ساله دارد. رنگ در گلیم ایرانی، شخصیت خاص خود را دارد و در بافت گلیم‌های ایرانی از رنگ‌های معتنابهی استفاده می‌شود. از طرفی طیف‌های رنگی مورد استفاده با موضوع و مفهوم طرح و نقش ارتباط و انطباق دارد و رنگ‌ها با هماهنگی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرد. رنگ از رنگ‌مایه‌های گوناگونی تهیه می‌شود، اما جذابترین رنگ‌ها از عناصر طبیعی به دست می‌آید و از آن حیث که ساختن رنگ‌های سنتی به رنگ‌های شیمیایی مزیت دارد.

خصوصیات برجسته‌ای به آن می‌دهد و به آن هویت می‌بخشد. همچنین کاربرد رنگ‌ها در منطقه‌ی جغرافیایی خاص، گلیم آن منطقه را شاخص می‌کند. از جمله خصوصیات رنگ‌های سنتی، ثبات آن‌ها در مقابل نور خورشید و هنگام شست و شو با مواد قلیایی است. مواردی نظیر سختی و مشقت بسیار رنگرزی سنتی، وقت‌گیر بودن آن، گرانی برخی مواد اولیه، از جمله مواردی است که بازار رنگرزی شیمیایی را پر رونق کرده است. رنگ‌ها معانی روانی، رازگونه، عاطفی، حساس و طبیعی دارد.

مثلاً رنگ قرمز و زرد حالت بسط و گسترش، رنگ آبی حالت انطباق و سکون دارد. به همین دلیل است که رنگ زرد و قرمز در زیر یک اثر برجسته به نظر آمده و رنگ آبی عمق‌دار جلوه می‌کند. رنگ‌ها از ارزش‌های بیانی نیز برخوردار است و همین عوامل می‌تواند در ترکیب‌بندی رنگی مؤثر باشد. جای رنگ، جهت رنگ در تصویر، وسعت سطوح رنگی و روابط تضاد رنگی‌ها با یکدیگر، از جمله آن است.

رنگ‌ها با فرم و فضا و شخصیت فرد نیز ارتباط دارد و القاءکننده‌ی دوری و نزدیکی است. مثلاً رنگ می‌تواند با تیره و روشن، سردی و گرمی و با وسعت خود، دوری و نزدیکی را القاء کند، رنگ زمینه هم به نوع دیگری در نشان دادن فاصله مؤثر است. حتی بین رنگ‌ها می‌توان نسبت‌های طلایی را پیدا کرد. بین سه رنگ زرد، نارنجی و قرمز و بر زمینه‌‌‌ی سیاه ابتدا زرد و سپس نارنجی نزدیکتر به نظر می‌آید و قرمز دورتر دیده می‌شود. رنگ‌های روشن بر زمینه‌ی تیره جلوه می‌یابند و هر چه تیره‌تر شوند، عقب‌تر می‌روند.

رنگ روشن بر زمینه روشن عقب می‌رود و در صورتی که رنگ تیره‌تر باشد بر زمینه روشن جلوتر می‌آید. در میان رنگ‌های سرد و گرم چنانچه درجه‌ی روشنایی آن‌ها یکسان باشد، رنگ‌های گرم جلوتر می‌آید و رنگ‌های سرد عقب‌تر می‌نشینند. همچنین رنگ خالص نسبت به رنگ ناخالص با درجه‌ی روشنایی یکسان، جلوتر دیده می‌شود. به همین دلیل است با این که رنگ‌ها و طرح گلیم به صورت تخت به کار می‌رود ولی بیننده عمق را در آن احساس می‌کند.

استفاده از رنگ در گلیم به تناسب، مابین واقع‌گرایی و عدم واقع‌گرایی در حرکت است. در مورد دست‌بافته‌های روستایی و عشایری القاء مطلب ذهنی و رساندن برداشت‌های وجودی بافنده، در اولویت قرار دارد. به همین دلیل است که حیوانات، گیاه و انسان گاهی به صورتی رنگ‌آمیزی می‌شوند که برداشت ذهنیت ما را نسبت به انسجام نقش مایه‌ها در ارتباط با کل طرح به برداشت بافنده نزدیک می‌سازد. گاه بافنده به قصد انتقال مفاهیم مورد نظر خویش از غلو رنگی پرهیز نمی‌کند و با غیرطبیعی نشان دادن نقش به وسیله‌ی رنگ، می‌خواهد مقصود خود را عملی سازد.

بافته‌های عشایری، به علت نداشتن تماس با خارج از محیط خود از درخشندگی طبیعت پیرامون الهام می‌گیرند. اما بدیهی است که انتخاب رنگ‌ها بر اساس مواد رنگی موجود و سپس سلیقه‌ی بافنده‌ها انجام می‌شود. چگونگی همچنین رنگ‌ها در ایجاد هماهنگی بین طرح و رنگ، نقش مهمی ایفا می‌کند. البته گرایشات مذهبی و دینی در انتخاب رنگ، ناممکن و بعید به نظر نمی‌رسد ولی در اولویت قرار ندارد چون گلیم، هنری کاربردی و مصرفی است.