بررسی نقوش و کارکردهای آنها در زیلوی یزد (بخش دوم)

هنر زیلو بافی یکی از صدها هنری است که از قدیم به وسیله زنان در عشایر و روستاها بافته می شوند. در این مطلب در مورد نقوش و تزیینات بر روی زیلوهای یزد صحبت می کنیم.

۲۴. پنجه‌ی شیر یا پرت توره‌ی چشم‌دار

(Parte tooray cheshmdar Pangeyshir)

شکل ساختاری این نگاره همان طرح پرت‌توره است. اما با خانه‌های خالی که در طرح ایجاد شده است به پرت‌توره چشم‌دار مشهور شده و چون شباهت به جای پای شیر نیز دارد به پنجه‌ی شیر هم معروف است. البته باید یادآور شد که احتمال تأثیرپذیری نقش از جای پای شیر نیز مردود نیست.

۲۵. کنگره‌ی مداخل (Kongeray madakhel)

این نقش مشترک بین معماری و زیلوبافی است. در کاشی‌کاری بناهای تاریخی ایران از این نقش به وفور استفاده کرده‌اند. مضافاً اینکه در لبه‌ی بناها نیز به منزله‌ی کنگره مورد استفاده بوده و در فرش‌‌هایی چون گلیم و گبه به منزله‌ی نقش حاشیه و در سفره‌های کامو نیز این نقش کاربری داشته است. کنگره‌ی مداخل را به صورت ساده و چشم‌دار می‌بافته‌اند. نقش پیش رو گونه‌ی چشم دار کنگره‌ی مداخل است.

 ۲۶. نقش عینک (Eynak)

این نقش عمدتاً در زیلوهای اردکان بافته می‌شد و گونه‌ی دیگری از نقش بندرومی بود که پیش‌تر شرح داده شد.

۲۷. طبل (Tabl)

این نقش در حاشیه‌ی زیلوها مورد استفاده داشته و احتمالا برگرفته از نقش طبل در گره‌سازی کاشی‌کاری بوده است.

۲۸. هشت‌پر برگ بیدی (Hashtpare barge beedi)

یکی از نقش‌های مطرح زیلوست که اضلاع آن نقش برگ بید را در ذهن تداعی می‌کند و بدین سبب به برگ بیدی مشهور است. از این نقش عمدتا به صورت تلفیقی با نقش‌های دیگر در متن زیلو استفاده می‌کرده‌اند.

۲۹. چرخ دونه‌بری (Charkhe doonabori)

این نقش برگرفته از طرح چرخ‌‌هایی است که پنبه دانه‌ها را آسیا می‌کرد و روغن چراغ یا روغن پنبه دانه از آن تهیه می‌شد. پنبه که در زیلوبافی نقشی اساسی و کاربردی داشت، همه اجزای مترتب با آن نیز در نقوش زیلو مؤثر بود.

۳۰. گیوه (Geeva)

این نقش عمدتا در زیلوهای اردکان کاربرد داشته است و به سبب شباهت آن به پاشنه‌ی گیوه به این نام خوانده شده است.

۳۱. گچ‌کن ساده (Gach kane sada)

گونه‌ی دیگری از نقش گچ‌کن است که در مقایسه با دیگر نقش‌های گچ‌کن از تنوع کمتری برخوردار است. در مرکز این نقش از طرح چرخ دونه‌بری استفاده شده است.

۳۲. پرت توره (Parte Toora)

نمونه‌ی دیگری از نقش پرت‌توره است که در عین تشابه به نقش پرت‌توره‌ی پیشین دارای تغییراتی در ساختار اجرایی است.

۳۳. کیسه سرمه‌دون (کیسه سرمه‌دان)

(Keesa sormadoon)

این نقش برگرفته از شکل کیسه‌‌هایی است که در آن داروهای گیاهی نگهداری می‌کردند و در میبد و اردکان به «دلو» (دولوگ)، دوا و درمان معروف بود. این کیسه‌ها همچون داروخانه‌های خانگی عمل می‌کردند و سعی می‌شد با محتویات آن هر مرضی را درمان کنند.

۳۴. زلفک بریده (Zolfake borida)

گونه‌ای دیگر از نقش زلفک است که شباهت‌‌هایی نیز به نقش بندرومی دارد. در این نقش زلف‌ها به صورت بریده در اطراف لوزی مرکزی قرار می‌گیرند و بدین مناسبت زلفک بریده خوانده می‌شود.

۳۵. زنجیره (zanjeera)

این نقش به زنجیر بافته شده‌ای شباهت دارد که در هم تنیدگی آن باعث به وجود آمدن نقش شده است. زنجیربافی از صنایع دستی مهم منطقه‌ی اردکان بود و گونه‌های متفاوت آن در این شهر تولید می‌شد. این زنجیرها به منزله‌ی ابزار دفاعی مورد استفاده قرار می‌گرفت و یکی از صادرات مهم اردکان نیز به شمار می‌رفت. شاید یکی از علل استفاده از نقوش زنجیره تولید و کاربری بالای آن در یزد باشد. این هنر نیز امروز به طور کامل از بین رفته است.

۳۶. سرمه‌دون لوزی (Sormadoone luwzi)

این نقش برگرفته از نقش سرمه‌دان در گره‌سازی کاشی‌کاری ایرانی است.

۳۷. جناقی (Jenagh)

همان گونه که از نام این نقش پیداست، شباهت بسیاری به نقوش معماری دارد و برگرفته از طاق‌های جناقی معماری ایرانی است که تشکیل دهنده بافت اصلی معماری میبد و اردکان بوده است.

۳۸. شمسه‌ی کشیده (Shamsey Keshida)

این نقش نیز نشان‌دهنده‌ی تأثیرات معماری و زیلوبافی است. در آجرکاری‌ها و نقوش کاشی‌کاری از این نقش به وفور می‌توان یافت. عمده کاربرد شمسه کشیده در حاشیه زیلوها بوده است.

۳۹. گچ‌کن ساده (Gachkane sada)

گونه دیگری از نقش گچ‌کن است که در مرکز آن از نقش پرت توره استفاده شده و نقش زنجیرهای کناری نیز نسبت به دیگر نقش‌ها کمتر و به تعبیری ساده‌تر اجرا شده است.

۴۰. کله مداخلى (Kalla madakheli)

کاربرد این نقش در حاشیه‌های زیلو بوده و به صورت متعدد در آن قسمت قرار داشته است. در متن نیز در ترکیب با نقوش دیگر آمده و به دو صورت ساده و چشم‌دار بافته شده است. اگر مربع مرکزی سفید باشد چشم‌دار نامیده می‌شود. این شکل جدا شده از کنگره‌ی مداخل است که به کله مداخلی شهرت یافته است.

۴۱. لوزی (Luwzi)

لوزی از نقوشی است که در زیلوها بسیار استفاده شده است. این نقش در آجرکاری‌ها و سفالینه‌ها استفاده زیادی داشته و احتمالا از معماری به زیلو راه یافته است.

۴۲. لوزی تک (LuWzeey tak)

بدان علت که از یک ردیف نقش لوزی تشکیل شده است، آن را لوزی تک خوانده‌اند.

۴۳. کنگره‌ی آلوچه (Kongery aloocha)

از نقوش مطرح حاشیه‌ی زیلوهاست که در ردیف بالا و پایین آن طرح سفید جو و سیاه جو قرار می‌گرفت. درباره‌ی نام «آلوچه» در طرح شماره‌ی ۴۵ توضیح خواهد آمد.

۴۴. سرمه‌دان (Sormadan)

گونه دیگری از نقش سرمه‌دان است که بین زیلوبافی و نقوش گره‌سازی معماری ایرانی مشترک است.

۴۵. آلوچه (Aloocha)

این نقش در زیلوهای میبد و اردکان کاربرد زیادی داشته است و مشابه آن را نیز در نقوش تزیینی معماری ایرانی به فراوانی می‌توان یافت. این طرح که کاربرد آن قدمتی دیرین در هنرهای ایرانی دارد، بدین سبب به آلوچه معروف شده است که در اردکان و میبد در ماه مبارک رمضان شیرینی خاصی تولید می‌شود که در تهران و شهرهای دیگر به «شکر پنیر» معروف است. اما کیفیت شیرینی تولید شده در اردکان قابل قیاس با شکر پنیرهای موجود نیست. این شیرینی به آلوچه معروف است و زمانی که با قیچی چیده می‌شود، به شکل مربع درمی‌آید. در ماه مبارک رمضان و در بین دو نماز که نمازگزاران می‌خواهند افطار کنند؛ آلوچه توزیع می‌شود و مردم روزه خود را با این شیرینی و آب باز می‌کنند. بدین سبب این نقش در اردکان و میبد به آلوچه شهرت یافته و در زیلوها نشسته است.

۴۶. تالگ (Talog)

این نقش از سینی‌های کوچکی به همین نام الهام گرفته است که در مساجد و مجالس ختم کاربرد داشت. در این سینی‌های کوچک تک نفره یک استکان چای و چند حبه قند جای می‌گرفت و هنگام ورود افراد به داخل مسجد این سینی جلوی آنها قرار می‌گرفت. نقشی نیز به همین نام در تزیینات گچ‌کاری روی دیوارهای کاه گلی وجود دارد. این نقش از نقوش اختصاصی زیلوبافان اردکانی بوده است.

۴۷. دیگ (Deeg)

این نقش نیز تأثیر پذیرفته از محیط زندگی زیلوبافان است. این طرح در اندیشه زیلوبافان همان دیگ‌های سنگی بود که در اردکان و میبد استفاده می‌شد و نقش سر دیگ‌های سنگی بود که چهار دسته در چهار طرف آن قرار داشت.

۴۸. بالنگ (Balang)

گونه‌ی دیگری از نقش بالنگ که پیش‌تر درباره آن سخن گفتیم.

۴۹. بندگ (Bandog)

از نقوش مطرح زیلوبافان است که در مرکز آن طرح كله مداخلى قرار گرفته و دارای سه ردیف نوار یا زنجیره‌ی تیره است. اصطلاح بندگ در میبد و اردکان در کشاورزی کاربرد دارد.

در پیرامون زمین‌های کشاورزی با کپه کردن خاک‌بند ایجاد می‌کنند تا هم حدود زمین‌ها مشخص گردد و هم اینکه کرت‌ها به خوبی آبخور شوند. چون در زمین‌های کشاورزی یزد آبیاری به صورت غرقابی بود؛ چنان که در بسیاری از نقاط ایران هنوز این شیوه رایج است. این اصطلاح نیز برگرفته از همان بندهایی است که حدود زمین یا نقش را مشخص می‌کنند.

۵۰. چهار کله گرد (Char kallagerd)

از نقوش قدیمی زیلوست که هم‌اکنون نیز بافت آن متداول است. این نقش عمدتا در طرح‌های محرابی کاربرد داشت و خط میان نقش در ترکیب نقوش دیگر باعث می‌شد که نگاه نمازگزاران به محراب معطوف گردد.

۵۱. هشت‌پر توپر (Hasht pare toopor)

گونه دیگری از نقوش هشت‌پر که نقش چلیپای چشم‌دار یا «پرگ» در مرکز آن قرار دارد و بدین سبب توپر نام گرفته است.

۵۲. توخالی (Tookhali)

طرح کلی این نگاره شبیه فرم چلیپاست که نقوش تزیینی داخل آن طراحی شده و چون نقش به صورت سفیدباف و با فضای منفی ایجاد شده عنوان توخالی گرفته است.

۵۳.گچ‌بر (Gachbor)

این نقش نوعی از گچ‌بر است که مورد استفاده آن بیشتر در حاشیه‌ی زیلوها بوده و شکل کلی آن نیز تداعی‌گر نقش تالک است. در عین

حال این نقش به حوض‌های آب حیاط خانه‌های قدیمی یزد شباهت بسیاری دارد. استفاده از این نقش در تزیینات گچ‌بری کاربرد فراوانی داشت. هنوز هم می‌توان بر دیوار خانه‌های قدیمی استان یزد این نقش را دید.

۵۴. دونه دونه یا چنتگ (Doona Doona/ Chantog)

این نقش شباهت بسیاری به طرح «مورگ و چهار کله» دارد. با این تفاوت که در بخش پایینی به جای طرح چرخ دونه‌بری، طرح «جعبگ» قرار گرفته است و به واسطه استفاده از چند نقش در کنار هم به دونه دونه یا چنتگ مشهور شده است. این طرح یکی از مجموعه طرح‌های «چنگ» است.

۵۵. زنجیره‌ی بزرگ (Zanjeera bozorg)

این نقش از جمله نقوش زنجیره است و خاستگاه آن زنجیرهای زره و کلاه‌خود است که در گذشته کاربرد داشته است. امروزه نیز اعتقاد بسیاری از استادکاران این است که نقش‌های زنجیره برگرفته از زره‌ها و کلاه‌خودهای تعزیه و شبیه‌خوانی‌هاست که در زیلوها نشسته است.

۵۶. دیگ بزرگ (Deeg bozorg)

این نقش برگرفته از همان طرح دیگ است. با این تفاوت که طرح بزرگتر شده و نقش مداخل چشم‌دار در مرکز طرح قرار گرفته است.

۵۷ . چهار کله (char kalla)

یکی دیگر از نقوش «چنتگ» است که در اطراف آن طرح «جعبگ» قرار دارد و نقوش مرکزی را طرح چرخ دونه‌بری شکل داده است.

۵۸. گره (Gereh)

این نقش بیشتر در زیلوهای مسجدی استفاده می‌شده و در کاشی‌کاری‌ها و تزیینات چوبی درها و نرده‌های مساجد مورد استفاده داشته است.

۵۹. حاشیه (Hasheeya)

یکی از نقوش تزیینی حاشیه‌ی زیلوست که گونه‌های مختلفی داشته است.

۶۰. حاشيه (Hasheeya)

این طرح شباهت بسیاری به طرح قبلی دارد و برخی از استادکاران به آن «چنتگ» هم می‌گویند که اختصاصاً در حاشیه‌ها به کار می‌رفته است.

۶۱. چشم بلبلی (Chashm bolboli)

این نقش نیز در حاشیه زیلوها بیشترین کاربرد را داشته و گونه‌ای از نقوش چشم بلبلی بوده است. به سبب شباهت این نقش به فرم چشم و نقطه‌های روشن در مرکز نقش به چشم بلبلی معروف شده است.

۶۲. حاشیه (Hasheeya)

از نقوش مورد استفاده در حاشيه‌ی زيلوست و شباهت بسیاری به طرح‌های گچ کن دارد.

۶۳. لچک کوچیک (Lachake Koocheek)

طرح در حاشيه‌ی نقوش محرابی قرار داشته و به سبب شباهت آن با طرح‌های لچک در قالی، به این نام مشهور شده است. در نگاره‌های محرابی گونه دیگری لچک نیز وجود دارد که به لچک بزرگ معروف است.

۶۴. بند رومی (Bande roomi)

این نقش شباهت بسیاری به زبانه‌های درهای چوبی قدیمی دارد. در این نوع از بست‌ها زمانی که کلید داخل می‌شد، بسته به جهت چرخش، دندانه‌ها نیز به جلو یا عقب حرکت می‌کردند. گونه‌ی بزرگتر این قفل‌ها در درهای کاروان سراها و دروازه‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت. این گونه از قفل‌ها در یزد به «رومی» معروف بود و در اینجا «بند» نیز به معنای «بست» آمده است.

۶۵. قنديل (Ghandeel)

این طرح در وسط برخی از طرح‌های محرابی می‌آمد، اما کاربرد اصلی آن در حاشیه زیلوها بود.

۶۶. آدمگ (Admog)

به عقیده‌ی زیلوبافان این طرح برگرفته از نقش انسان است و به صورت تکی یا زوجی در زیلوها و عمدتا نیز در طرح‌های محرابی استفاده می‌شده است.

۶۷. حاشیه (Hasheeya)

این نقش گونه‌ی دیگری از نقوش حاشیه است که در مرکز آن و به طور یک در میان از نقش‌های پرت توره و صلیب توخالی استفاده می‌شود.

۶۸. سماور یا سمووارگ (Samavar / Samovarog)

این نقش و گونه‌های مشابه آن نام‌های دیگری نیز دارند؛ از جمله «قندان و قنديل»، به سبب شباهت به شکل سماور برخی از استادکاران به آن سماور هم می‌گویند. احتمالا این نام از دوره‌ی قاجار در زیلوها معمول و مرسوم شده است.

۶۹. قنديل (Ghandeel)

این نقش نیز در حاشیه‌ی زیلوها مورد استفاده بود و به واسطه‌ی شباهت بسیار آن به نقش قبلی بعضا با همان اسامی «سماور و قندان» نیز خوانده می‌شد.

۷۰. چیتی (Cheeti)

این طرح برگرفته از نقش پارچه‌های چیت است و در متن زیلوها کاربرد داشته است.

۷۱. چهاربالا خونه (Char balakhoona)

طرح‌های مرکزی این نقش که به چهاربالا خونه معروف است، یادآور بالا خانه‌های بافت قدیم معماری یزد است و مربع‌های سفید مرکزی نیز به مثابه نورگیرهای بالا خانه‌هاست.