اوضاع هنر نقاشی در زمان هخامنشیان و اسکندر

فلات ایران از طرف غرب به رود دجله و فرات ارتباط یافته و از طرف شرق به رود سند محدود می‌شود، از جنوب به خليج فارس و دریای عمان و از شمال به دریای خزر «بحر خزر» و رود جیحون پیوسته و با این وصف ایران شامل کشور کنونی آن و افغانستان و بلوچستان و جنوب ترکستان روس خواهد شد.

برای اینکه دو خانواده کیانی و آکمنید «هخامنشی‌ها» و ساسانی بزرگترین خاندان سلطنتی که در این کشور سلطنت نموده و در قسمت فارس و جنوب غربی ایران نشو و نما داشته‌اند. این نام بر تمام ایران غلبه یافته و نزد یونان و روم و عرب و اروپا به نام «پرس» یا «فارس» معروف گردیده بود.

لفظ «ایران» از کلمه «آری» جدا شده، ایران کشور ایرانیانی است که آنها قسمتی از نژاد آرین می‌باشند و این نژاد از مراکز آسیا به جانب میهن نوین خود مهاجرت نموده در آنجا سکنی گرفته‌اند.

در تمدن مللی که از زمان خیلی قدیم در ایران سکنی داشته‌اند ابداً هیچ‌گونه محل تردید نیست و هنوز آثار تمدن این ملل در بسیاری از نقاط نمودار است.

«سراوريل شتاین» و «پروفسور هرتسفلد» قطعاتی از ظروف سفالی ظریف که سازشی محکم و استوار دارد بدست آورده‌اند، که آنان به نقوش و رسومی زیبا از خطوط و اشکال هندسی زینت شده بود و علمای آثاری در تعیین زمانی که این ظروف در آن ساخته شده اختلاف دارند و شاید بهترین عقیده و آراء ايشان آن باشد که چیزهای نامبرده در هزاره سوم یا چهارم پیش از میلاد مسیح درست شده.

کاوش‌کاران (حفاران) علاوه بر این به نوع دیگری از ظروف آگاهی یافته‌اند که بیشتر در حدود نهاوند (این ظروف مربوط به حفاری است که در تپه ژیان (گیان) توسط گریشمن بعمل آمده و گیان یکی از آبادی‌های مهم نهاوند است.) بدست آمده. برای این ظروف ظرافت و زیبائی نوع سابق و خوبی ساخت آن نبوده و بسیاری از علمای فنی باستان‌شناس آن را به اواخر هزار سوم پیش از میلاد نسبت می‌دهند.

کنگره سال ۱۹۳۱ صنایع ایران در لندن باعث شهرت چیزهائی از ظروف و اسلحه و زینت‌آلات برنزی و غیره گردید که در لرستان پیدا شده و باستان‌شناسان در تاریخ آن اختلاف زیاد نموده‌اند، ولی با وجود این بیشتر آنها راجع‌به هزار سال قبل از میلاد است.

با اینکه تاریخ ایران قبل از قیام کورش (Cyrus) یک رشته افسانه‌های بهم پیچیده وغامض است، معذلك آنچه را که ما می‌دانیم این است که در قرن ششم پیش از میلاد در جانب غربی ایران دو دسته از نژاد آرین: میدی‌ها در شمال – پارت‌ھا در جنوب جا و مكان داشته‌اند.

اما میدی‌ها پیش از این در زمانی دور و دراز به این مرز و بوم مهاجرت نموده و آمیزش آنان با آشوریان و بابلی‌ها که ساکنین قسمت جزیره وعراق بودند عاملی بزرگ و قوی در ترقی و پیشرفت ایشان شده و از این راه نوشتن آموخته و از دانش و مدنیت به مقامی بلند و جایگاهی ارجمند رسیدند و طولی نکشید که به واسطه نیرو و اهمیت خود فارس را مطیع خویش کرده و آن را به دادن باج و خراج مجبور و ملزم نمودند.

اگرچه دوره سکونت فارس‌ها در ایران و جا گزیدن آنان در این حدود تازه‌تر از دیگران بوده ولی با وجود این، سستی و ضعف ایشان چندان ادامه و دوام پیدا ننمود زیرا کورش نامبرده توانست که به آنها وحدت کلمه داده و بین ایشان طرح یگانگی واتحاد ریزد، سپس او با مردم شمال ایران نبرد و کارزار نموده، میدی را شکست داد و بر پایتخت آن که اکباتان (همدان) بود مستولی شده آن دو کشور را یکی گردانید و بدین واسطه توانست که در ۵۵۰ قبل از میلاد دولت کیانی را تأسیس نماید.

دولت کیان ( هخامنشیان)

(۵۵۹ تا ۳۳۱ ق‌. م)

کورش سلطنت خود را از طرف مشرق تا رود سند امتداد داده بعد از شکست لیدی و دستگیری «کروسس» پادشاه ایشان، آسیای صغیر را به کشور خود ضمیمه نمود. پس از آن بر کلدانیان غلبه یافت و بابل را فتح نمود (۵۳۹ ق م) بعد از آن جانشینان وی هم مانند او رفتار نمودند.

کامبیز پسر کورش در ۵۳۵ قبل از میلاد مصر را گرفته و بعد از آن ایران و یونان را بهم پیوست سپس بین ایران و یونان زد و خوردهای معروف و فتح و شکست‌های چندی روی داده و حملات ایران بر کشور یونان مکرر گردید و ایران برای یونان دیگر مستعمراتی باقی نگذاشت.

دولت کیان همواره برقرار و پایدار بود تا اینکه اسکندر مقدونی پیدا شده به دولت و پادشاهی این دودمان خاتمه داد.

آرین‌ها در ادوار پیشین تجلیات و مظاهر طبیعت را پرستش می‌نمودند و به وجود نزاع و کشمکش بین قوای مختلفه طبیعت عقیده داشتند، تا اینکه در هزاره اول قبل از میلاد «زردشت» پیدا شده و نیروی خیر را به خدائی یگانه به نام «اهورامزدا» نسبت داد و از ارواح پلید و شریر وحدتی قرار داد که آن «اهریمن» است و می‌گفت که این دو قوه پیوسته با یکدیگر در کشمکش و نزاع‌اند، آفرینش خوب و با فایده از اهورامزدا و پیدایش بدی‌ها و گزند از اهریمن است، انسان باید که روح خیر را كمك و یاری کرده، از روح شر پرهیز نماید و از آن کند و نیز باید که به روز جزا و پاداش بازپسین عقیده‌مند باشد.

زردشت در آموزش مذهبی خود احترام و ستایشی را که آرین‌ها از آتش نموده و آن را مقدس می‌شمردند تأیید نمود. او آتش را نكته و رمزی از خوبی روشنی دانست و افروختن آتش را در کانون‌ها هنگام سوگواری از بزرگترین مظاهر مهمه دیانت خود قرار داد.

اسکندر و جانشینان او

(۳۳۰ تا ۲۴۸ ق م)

اسکندر دولت ایران را بهم زده وفتوحات او راهی وسیع برای نشر تمدن یونانی در شرق نزديك و شمال هندوستان باز نمود و بزرگترین چیزی را که او در نظر داشت توحید سلطنت و گماشتن مستشاران دولت بیگانه در شرق و غرب بوده تا اینکه امپراطوری گیتی را تحت قدرت و نفوذ خود درآورده باشد.

اسکندر پس از فتح ایران با دختر «دارای سوم» ازدواج نمود، سرداران او هم از وی پیروی کرده بسیاری از ایشان با بانوان ایرانی زناشوئی نمودند. لیکن چیزی نگذشت که اجل دست به گریبان او شده و بعد از وی کشور پهناورش به بخش‌هایی تقسیم گردید که امور آن را سرداران اسکندر اداره می‌نمودند و یکی از ایشان که سلوکوس (Seleucus) داشت چیزی که قابل ذکر باشد نرسید. ولی طولی نکشید که بین جانشینان اسکندر نزاع درگرفت و سلوکوس بخش خود را با نتیوکوس پیوسته از این راه بر بابل استیلا یافت.

بعد از آن انتیوکوس خواست که تنها وارث اسکندر شود ولیکن سلوکوس بر او غالب شده و سلطنت خود را بر بیشتر قسمت آسیا که از خانواده مقدونی باقی مانده بود امتداد داد و تمدن یونان در دوره حکومت او و جانشینانش در تمام قلمرو خاورمیانه و شرق نزديك منتشر گردید.