الیاف طبیعی مورد استفاده در نساجی(بخش دوم)

الیاف مورد استفاده در نساجی به دو صورت طبیعی و مصنوعی وجود دارد.

در مطلب قبل تعدادی از الیاف طبیعی بیان شدند و اینجا ما به ادامه آنها خواهیم پرداخت:

پشم

پشم یکی از الیاف حیوانی است که مانند مو و کُرک، از پروتئین مخصوصی به نام کراتین - که به سبب دارا بودن مقدار زیادی گوگرد از سایر پروتئین‌ها متمایز می‌باشد - تشکیل شده است. پشم خام دارای ۳۰ تا ۷۰ درصد ناخالصی است و این ناخالصی‌ها شامل چربی پشم، مونیت (عرق خشک شده)، کثافات، مواد معدنی و گیاهی خشک شده می‌باشد.

به طور کلی ترکیب تقریبی پشم خام را ۳۳ درصد کراتین، ۲۶ درصد کثافات، ۲۸ درصد عرق خشک شده، ۱۲ درصد چربی و ۱ درصد مواد معدنی تشکیل می‌دهد. لازم به توضیح است که عرق خشک شده را می‌توان با شستشو از پشم خام جدا نمود، چربی پشم شبیه واکس زردی است که در حلال‌های آلی مانند تتراکلرورکربن حل می‌شود و دارای قدرت جذب مقدار زیادی آب است و می‌تواند یک امولسیون ثابت تولید نماید، کثافات به چربی پشم چسبیده و بر اثر شستشو از بین می‌رود و میزان مواد معدنی طبیعی در پشم بستگی به چگونگی و خصوصیات محل زیست گوسفندان دارد ولی در هر حال مقدار آن از ۵/۱ درصد تجاوز نمی‌نماید.

به این ترتیب مشخص است که کراتین تشکیل دهنده‌ی پشم خالص است و هنگامی که تمام ناخالصی‌ها را از پشم دور سازیم، کراتین باقی می‌ماند که خود ترکیبی از ۵۰ درصد کربن، ۲۲ تا ۲۵ درصد اکسیژن، ۱۶ تا ۱۷ درصد ازت، ۷ درصد هیدروژن و ۳ تا ۴ درصد گوگرد است. لیف پشم از سه قسمت لایه‌‌‌ی بیرونی، لایه‌‌‌ی داخلی و مغز تشکیل شده است که هر یک از این قسمت‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نیز خود از چند قسمت دیگر تشکیل می‌شود. لایه‌‌‌ی بیرونی از فلس‌های سخت و شاخی تشکیل شده که حدود ۱/۳ طول این فلس‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها بیرون بوده و روی هم قرار گرفته است.

فلس‌ها در جهت نوک الیاف بوده، دارای مقدار زیادی گوگرد می‌باشد و در مقابل مواد شیمیایی و موجودات ذره‌بینی مقاوم است. در حدود ۹۰ درصد لیف پشم از سلول‌های پوستی تشکیل شده و باید گفت که نیروی کشش، خواص الاستیکی و رنگ طبیعی پشم اساساً توسط ماهیت سلول‌های پوستی معین می‌شود.

کیفیت پشم بستگی به نقاطی از بدن گوسفند دارد که پشم از آن رشد می‌کند. از این رو هنگامی که پشم گوسفند چیده می‌شود، برحسب اینکه از کدام نقطه‌ی بدن گوسفند باشد، جدا شده و درجه‌بندی می‌گردد.

جداکردن پشم و درجه‌بندی آن احتیاج به مهارت زیادی دارد، زیرا کاری است که منحصراً بستگی به مهارت و قضاوت شخص دارد. چنانچه پشم از بدن گوسفند زنده چیده شود پشم چیده نامیده می‌شود ولی چنانچه از بدن گوسفند ذبح شده کنده شود، به پشم پوستی یا پشم دباغی معروف است. پشم چیده شده ممکن است از اولین چین باشد، که پشم بره یا پشم اول گوسفند بوده، یا از چین‌های بعدی باشد. پشم چین اول ظریف‌‌‌‌‌‌‌تر و دارای نوک اصلی لیف است که در چین‌های بعدی موجود نیست.

وقتی که گوسفند ذبح شود، پوست آن همراه با پشم، درون محلولی از آهک یا موادی نظیر آن انداخته می‌شود تا بتوان پشم را از ریشه در آورد. این نوع پشم که از پوست کنده می‌شود و پشم دباغی نام دارد. معمولاً به علت اثر مواد قلیایی زبر است و به خصوص چنانچه در تولید قالی مورد استفاده قرار گیرد، به کیفیت آن شدیداً لطمه می‌زند و از ارزش آن می‌کاهد. پشم دارای خواص فیزیکی ویژه‌ای به شرح زیر است:

۱- نازکی و ظرافت الیاف

۲- چین خوردگی یا مجعد بودن

۳- خاصیت پوسته‌‌‌ی خارجی (نمدی شدن - استحکام نخ)

۴۔ خاصیت الاستیکی (ارتجاعی) که در اثر جذب رطوبت بیشتر می‌شود.

۵۔ طول الیاف

۶۔ درخشندگی و شفافیت الیاف

۷- خاصیت گرمی و الکتریسیته

۸- استحکام

۹- خاصیت جذب رطوبت

یکی از مهم‌ترین خواص فیزیکی پشم به گونه‌ای که در فوق به آن اشاره شد، قابلیت کشش آن در حالت عادی تا میزان ۳۰ درصد و برگشت مجددش به حالت اول است که اصطلاحاً خاصیت الاستیسیته و ارتجاع نامیده می‌شود و چنانچه پشم در حالت مرطوب مورد کشش قرار گیرد، حتی تا ۷۵ درصد نیز قابلیت ارتجاع دارد. پشم به دلیل دارا بودن مواد چربی، نباتی و صمغی در هوای سرد یخ می‌زند ولی پس از قرار گرفتن در هوای گرم دوباره حالت عادی خود را باز می‌یابد.

به دلیل وجود ازت و گوگرد در ترکیبات پشم، به هنگام سوختن، بویی شبيه بوی سوختن شاخ، مو و پر از آن متصاعد می‌شود و پس از دور شدن شعله خود به خود خاموش می‌شود و دود حاصله که دارای اثر قلیایی است، کاغذ آغشته به تورنسل را آبی می‌کند. از جمله خواص فیزیکی مهم پشم، مجعد بودن الیاف آن است و هر چه در طول لیف پشم، الیاف به طور یکنواخت پخش شده باشد، الیاف مرغوب‌‌‌‌‌‌‌تر و هر چه تعداد موج در طول الیاف کمتر باشد، به همان نسبت، پشم ظریف‌‌‌‌‌‌‌تر و با استقامت‌‌‌‌‌‌‌تر است.

طول الیاف پشم برحسب نوع و نژاد گوسفندان از ۲۰ تا ۴۰، ۴۰ تا ۹۰ و ۹۰ تا ۵۵۰ میلیمتر متغیر است و عبارت می‌باشد از: پشم مرینو ۲۰ تا ۱۰۰ میلیمتر پشم گروس برد ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلیمتر پشم شویوت ۳۰۰ تا ۵۵۰ میلیمتر با وجود فلس‌هایی که در تمام سطح الیاف پشمی منتشر است و نیز وجود موج در الیاف پشم، به راحتی می‌توان در محیط مرطوب و با استفاده از عملیات مکانیکی از خاصیت درگیر شدن الیاف پشم برای تولید نمد استفاده نمود. نکته‌ای دیگر اینکه:

اسید‌های غلیظ پشم را حل می‌کنند، از جمله آنکه اسید سولفوریک غلیظ، الیاف پشم را در خود حل نموده و اسید نیتریک غلیظ نیز الیاف پشم را به رنگ زرد درآورده و سپس آن را حل می‌کند، اما اسیدهای رقیق مانند اسید سولفوریک ۳٪ و اسید نیتریک ۱٪ تغییری را در پشم به وجود نمی‌آورند، از این رو در رنگرزی الیاف پشم از محلول رقیق اسید سولفوریک استفاده می‌شود. اسید‌های آلی نیز مانند اسید استیک و اسید فرمیک بر روی الیاف پشم کمتر اثر می‌کنند. به طور کلی باید گفت اسیدهای رقیق برای الیاف پشم زیان‌آور نبوده و از این جهت برای شستشوی الیاف پشم خام اولیه و نیز از بین بردن کثافات گیاهی از اسیدهای رقیق معدنی که قادرند مواد نباتی را در خود حل کنند، استفاده می‌شود.

برخی از محلول‌های قلیایی می‌توانند اثر زیادی بر روی پشم داشته باشند و این اثر نسبت به نوع قلیایی، درجه‌‌‌ی حرارت، غلظت قلیایی و قدرت نگاهداشتن در محلول قلیایی متفاوت است و باید گفت هرچه غلظت و درجه‌‌‌ی حرارت بیشتر باشد، به همان نسبت الیاف پشم را بیشتر و زودتر حل می‌کند. محلول‌های قلیایی مانند کربنات آمونیم و فسفات سدیم بر روی الیاف پشمی اثر کمی دارند زیرا قلیایی‌های ضعیفی هستند. آمونیاک اگر سرد و رقيق باشد، بر روی پشم بی‌اثر بوده و یکی از بهترین مواد برای گرفتن چربی پشم است ولی آب آهک در الیاف پشم اثر کرده و استقامت آن را کم می‌کند. محلول سود و پتاس الیاف پشم را حل می‌کند و محلول سود سوزآور به خصوص اگر در حالت جوش باشد، برای الیاف پشم بسیار زیان‌آور است.

الیاف پشم در برابر مواد اکسید کننده بسیار حساس است، از این رو کلرورهایی که برای برداشت رنگ از روی پارچه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به کار می‌روند و نیز سفید کننده‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به الیاف پشم لطمه می‌زنند. البته شدت اثر مواد اکسیدکننده باز هم بستگی به غلظت، درجه‌ی حرارت و نوع اکسیدکننده دارد. الیاف پشمی به مقدار زیادی رطوبت را جذب می‌کنند و به طور کلی آب جوش در مدت زیاد برای پشم زیان‌آور است به خصوص وقتی محیط قلیایی باشد به طوری که اگر الیاف پشم در آب جوش و در محیط قلیایی (صابون) قرار بگیرد، خاصیت الاستیسیته‌‌‌ی خود را از دست داده و خاصیت پلاستیکی پیدا می‌کند. شناسایی الیاف پشم با روش فیزیکی و شیمیایی میسر است، در روش فیزیکی از سوزاندن پشم استفاده می‌شود و باید گفت اگر الیاف پشم را به شعله‌ی آتش نزدیک کنیم، نسبت به الیاف پنبه، آهسته‌تر می‌سوزد و خاکستر سیاه رنگ و براقی از خود به جای می‌گذارد که این خاکستر در زیر انگشتان به راحتی نرم می‌شود و هنگام سوختن بوی مخصوصی مانند بوی سوختن مو و پشم از خود متصاعد می‌کند که بوی حاصل به علت ترکیبات ازت و گوگرد است، به همین جهت گازهای حاصله از سوختن الیاف پشم، به علت قلیایی بودن گازها و وجود آمونیاک در الیاف پشم، تورنسل قرمز رنگ را آبی می‌کند.

در روش شیمیایی از محلول سود سوزآور استفاده می‌گردد و کافی است مقداری از الیاف پشم را در محلول سود‌ سوزآور ۵ درصد بجوشانیم، در صورتی که پشم خالص باشد، تمام آن در محلول سود سوزآور حل می‌شود. بدیهی است اگر مقداری از الیاف در محلول سود سوزآور باقی بماند و حل نشود، مشخص می‌شود که پشم خالص نیست و الیاف دیگری با آن مخلوط شده است.

لازم به توضیح است که روش فیزیکی زیاد دقیق نیست و بهتر است برای شناسایی الیاف پشم از روش شیمیایی استفاده شود.

ابریشم

ابریشم که از جمله الیاف حیوانی است و برای تولید پارچه‌های دستباف زیبا، لطیف و با ارزش کشورمان به کار می‌رود، لیفی است پروتئینی که بر اثر انجماد موادی که کرم ابریشم ترشح می‌کند، به دست می‌آید و از دو فیلامنت موازی که توسط ماده‌‌‌ی چسبناکی به نام صمغ به یکدیگر چسبیده، تشکیل شده است. کرم ابریشم با تنیدن مداوم این رشته در اطراف خود، پیله‌ای می‌سازد که در آن محبوس می‌شود و پس از مدتی به پروانه تبدیل و با سوراخ کردن پیله از آن خارج می‌شود.

پرورش‌دهندگان کرم ابریشم، بعد از تکمیل پیله و قبل از خروج پروانه، در آبی با حرارت ۶۰ درجه‌ی سانتیگراد یا به وسیله‌ی بخار آب، کرم را کشته و سپس پیله‌ها را از نظر کیفیت طبقه‌‌بندی نموده و هر بخشی را که دارای کیفیت یکسان است، برای نرم شدن صمغ به داخل ظرفی محتوی آب داغ ریخته و پس از پیدا شدن سرهای الیاف، آنها را به صورت رشته درآورده و علاقه‌مندان سپس با انجام عملیاتی رشته‌های حاصل را به نخ ابریشم تبدیل می‌نمایند.

هر رشته ابریشم خام از دو فیلامنت که توسط صمغ سریسین به یکدیگر چسبیده‌اند تشکیل شده که سطح آن در زیر میکروسکوپ یکنواخت نبوده و حباب‌ها، تارها و رگه‌های سریسین که ماده‌ای پروتئینی شبیه ژلاتین است، بر روی آن دیده می‌شود و معمولاً دارای رنگ زرد یا کرم می‌باشد. ابریشم، لیف بسیار محکمی است که قوام آن معمولاً در حدود ۵/۳ تا ۵ گرم بر دنیر است (دنیر وزن ۹۰۰۰ متر از یک نخ بر حسب گرم) و استحکام کشش (استحکام الیاف بر واحد سطح که بر حسب پوند بر فوت مکعب محاسبه می‌شود) مرطوب آن به ۷۵ الی ۸۵ درصد خشک آن می‌رسد.

توان اضافه شدن به طول نخ تا رسیدن به حد پارگی در شرایط معمولی حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد می‌باشد. بازگشت الاستیکی و قابلیت ارتجاع لیف ابریشمِ ریسیده شده از پنبه و ریون بیشتر و از پشم کمتر است و صمغ‌گیری شده‌ی آن وزن مخصوصی معادل۲۵/۱ دارد که در مقایسه با وزن مخصوص پنبه، کنف و پشم کم است و به همین جهت غالباً الیاف ابریشمی به وسیله‌ی نمک‌های فلزات وزن داده می‌شود و این کار علاوه بر آنکه باعث افزایش چگالی ابریشم می‌شود، خواص افتادگی آن را نیز بهبود می‌بخشد. ابریشم همانند پشم قدرت زیادی در جذب آب دارد و می‌تواند به اندازه‌ی ثلث وزن خود آب جذب نماید بدون آنکه توسط لمس کردن قابل احساس باشد. مقاومت ابریشم در برابر حرارت بیشتر از پشم بوده و در حرارت ۱۴۰ درجه‌ی سانتیگراد به مدت زیادی می‌تواند مقاومت کند ولی در حرارت ۱۷۵ درجه‌ی سانتیگراد به سرعت متلاشی شده و بویی نظیر بوی مو، شاخ و سایر پروتئین‌های سوخته را از خود متصاعد می‌کند. اثر اکسیژن موجود در هوا بر ابریشم بسیار زیاد است و نور خورشید این اثر را افزایش داده موجب تسریع در فساد ابریشم می‌شود. رشته‌های ابریشم خام، همان‌گونه که گفته شد، مرکب از دو فیلامنت و سریسین و سایر مواد است و حدود ۷۵ درصد هر لیف را ابریشم خالص به فرمول C15h23n5o6 و حدود ۲۳ درصد آن سریسین به فرمول C15h25n5o8 می‌باشد و ۲ درصد دیگر را سایر مواد از جمله نمک‌های معدنی تشکیل می‌دهد. مولکول ابریشم که ترکیبی از کربن، هیدروژن، ازت و اکسیژن است، در آب غیر محلول بوده و در آب جوش استقامتی بیش از پشم دارد ولی چنانچه مدتی طولانی جوشانده شود، استحکام خود را از دست می‌دهد. ابریشم به سرعت قادر به جذب نمک‌های فلزی موجود در آب نظیر آلومینیوم، آهن و قلع می‌باشد و به همین جهت نیز بعد از صمغ‌گیری و به منظور جبران وزنی که به این طریق از دست داده، آن را با املاح فلزات یاد شده وزن می‌دهند. ابریشم در مقابل مواد اکسیدکننده حساس است، از این رو در موقع عمل با سفیدکننده‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و به ویژه آب اکسیژنه باید دقت کافی شود. اسیدهای غلیظ باعث متلاشی شدن ابریشم می‌شود ولی اسیدهای رقیق در شرایط معمولی اثری بر روی ابریشم نمی‌گذارد فقط به سرعت جذب ابریشم می‌شوند که زدودن آنها به سادگی انجام پذیر نیست. آسیب‌پذیری ابریشم در برابر قلیایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به مراتب کمتر از آسیب‌پذیری پشم می‌باشد و اثری که قلیایی‌های ضعیف نظیر صابون، براکس و آمونیاک بر روی ابریشم باقی می‌گذارند، بسيار ناچيز و تقریباً غیر محسوس است و قلیایی‌های با غلظت بیشتر مانند محلول رقیق هیدروکسید سدیم یا سود سوزآور باعث کاهش استحکام و شفافیت رنگ ابریشم می‌شود و محلول غلیظ سود سوزآور قادر به حل ابریشم در خود می‌باشد. در شرایط معمولی، ابریشم در برابر حلال‌های آبی مقاوم و آسیب‌پذیری آن ناچیز است.

موی بز

قسمت اعظم پوشش بدن بز را مو تشکیل می‌دهد. موی بز رطوبت را جذب می‌کند و از مقاومت و استحکام خوبی برخوردار است. از موی بز برای تهیه‌‌‌ی طناب و گاه همراه با نخ پنبه‌ای به عنوان تار قالی یا گلیم و یا برای بافت لبه‌های قالی و گلیم استفاده می‌شود. امّا مهم‌‌‌‌‌‌‌‌ترین مصرف آن در بافت سیاه چادر است. سیاه چادر، پارچه‌ی دستبافی است که تماماً بافت آن از موی بز است. برای بافت این نوع پارچه از دستگاه‌های ساده‌‌‌ی دو وَردی بافندگی استفاده می‌کنند که دارای عرض شانه‌‌‌ی حدود ۷۰ تا ۱۰۰ سانتیمتر است و در پایان کار از به هم دوختن چند قطعه، سیاه چادر مورد نظر که به علت داشتن منافذ متعدد برای فصل تابستان و به سبب جذب رطوبت برای فصول پاییز و زمستان مناسب است، سرپناه مطلوبی به دست می‌آید.

کرک بز

بخشی از پوشش بدن بز را کرک تشکیل می‌دهد؛ نژادهایی از بز در مناطق مختلف جهان مانند کشمیر و یا در استان کرمان وجود دارند که دارای کرک زیاد و بسیار لطیفی هستند که از آن بیشتر برای بافت پارچه‌ی ترمه یا شال استفاده می‌کنند.

کرک شتر

پوشش بدنِ شتر را کرک تشکیل می‌دهد که برای بافت نوعی گلیم به نام گلیم شتری ۔ این گلیم بیشتر در استان فارس تولید می‌شود - به کار می‌رود. امّا از کرک شتر بیشتر برای بافت عبا آن هم نوع زمستانی آن استفاده می‌کنند.