استخراج و گداز فلزات

با این که زدن چاهها و راهروهای افقی از روشهای فنی ایران کهن است که آن را برای تهیهٔ آب از کاهریزها هزاران سال متوالی به کار می‌برده‌اند، برخلاف انتظار، از این روشها در استخراج فلزات استفاده ننمودند. کار اصلی استخراج فلزات «دنبال رگه رفتن» بود. علی زاهدی یکی از سرکارگران انارک در سن هفتاد سالگی به نویسنده اظهار داشت از وقتی که ده ساله بوده است تاکنون در معدن انارک کار می‌کرده و تا سال ۱۹۳۵ که برای اولین بار چاهکی در معدن تلمسی به وسیلهٔ دکتر شانتس و گروه کارشناسان و همکاران وی از طریق روشهای مکانیکی کنده شد چاهک عمودی در کانسارها متداول نبوده است.

از دهنه‌های معدنهای متروکهٔ کوه مس انارک چنین برمی‌آید که از زمانهای قبل از تاریخ معدن‌چی‌ها نخست رگه‌ای از سنگ معدن یا به قول خودشان معدنیات پیدا می‌کردند و دنبال رگه می‌رفتند آن را از قسمتهای مختلف با چکش معدن و قلم (فولاد) یا کلنگ جدا می‌کردند، یا سنگ فلز را با دیلم سنگین یا گاز کوهکن بسیار بزرگ خرد می‌کردند.

نمونه‌هایی از این ابزارها در قسمتهای متروکهٔ معادن پیدا شده است که بعضی از آنها متعلق به پیش از اسلام است. قطر گاز کوهکن تقریباً ۴۳ سانتیمتر و طول تقریباً دو متر است. مواد معدنی را در داخل کیسه‌های چرمی (دول چرمی) می‌ریختند و در آن را با تسمه‌های چرمی به نام دربند می‌گرفتند یا در توبره‌های چرمی که دارای دستهٔ (بند) آهنی بود می‌گذاشتند.

شاگرد معدنچی این کیسه‌ها را که هر کدام در حدود ۴۰ کیلو وزن داشت به بالای معدن می‌برد و این کار یا از طریق پله‌هایی بود که در روی تخته سنگهای شیب‌دار تراشیده بودند انجام می‌شد و یا اینکه اگر شیب آن بسیار زیاد بود و بالا رفتن مشکل، چند نفر جمع شده آن کیسه را دست به دست به هم می‌دادند تا به بیرون معدن آورده می‌شد. مقدار زیادی هم خاک و کلوخه و سنگ (داش) به همین طریق به بالای معدن برده می‌شد مگر اینکه فضایی خالی برای ریختن آنها وجود می‌داشت. به تدریج که معدنچیان به درون کوه فرو می‌رفتند نیاز به روشنایی مصنوعی و تهویه پیدا می‌شد.

معدنچیان ایرانی تا امروز از چراغ نفتی استفاده می‌کنند و آن را ترجیح می‌دهند. انگیزهٔ ترجیح دادن آن این است که خود چراغ نشان دهندهٔ خطر است، یعنی وقتی هوا کثیف میشود خاموش می‌شود یا چشمک می‌زند. برای تامین هوای تازهٔ مناسب چندین راه برگزیده‌اند. از جمله در بخشهای معادن قبل از اسلام که بر جا مانده و هنوز هم مورد بهره برداریست هواکش کوچکی دیده می‌شود که به زبان فارسی «بادو» می‌گویند.

این بادو را در گوشهٔ چاه معدن ساخته و از تنبوشه‌های گلی به نام «سفالین یا گُنگ» تهیه می‌شود و هر کدام از آنها در حدود ۴۵ سانتیمتر درازا دارد، یا اینکه از قطعات ضخیم سنگی در گوشهٔ چاه معدن بنا شده و شکل یک راهرو مثلثی را دارد. چراغ معدنچیان در پایین این راهروها گذاشته می‌شود، هوای گرم باعث جریان هوا در داخل دودکش می‌شود و از آنجا بیرون می‌رود و هوای تازه که سنگین است خود به خود پایین می‌آید و جای آن را می‌گیرد. روش دیگر تهویه عبارت بود از اتصال هواکشهای قبلی با هواکش تازه، بدین ترتیب سبب جریان هوای متقاطع می‌گردد و اغلب برای تسریع جریان هوا در هواکشهای مورب قدیمی آتش می‌افروختند.

یکی دیگر از راههای تهیه هوای تازه در داخل معادن ساختن بادگیر است (تصویر ۱۵۷) که در بالای مخرج هواکش قدیمی ساخته می‌شد، بدین ترتیب هوایی را که از وزش بادهای دایمی بیابان بدست می‌آمد به داخل معدن می‌فرستادند. کوخ مس انارک پر از این بادگیرهاست بعضی از آنها بیش از ۲۰ متر ارتفاع دارد. در جاهایی که سقف معدن اطمینان بخش نیست در داخل معدن چوب بستی ایجاد می‌کنند. در کنارهٔ کویر مرکزی ایران هیچ‌وقت آبهای زیرزمینی در راه حفر معدن دشواری ایجاد نکرده است.

وقتی که دستگاههای نوین حفر معدن در لایه‌های گودتر سنگ معدن مشغول کار شد هر نوع آبهای زیرزمینی با تلمبه‌ها مهار می‌شد و این تلمبه‌ها برای جوامع معدنچیان دور افتاده نعمتی بود. سنگهای معدنی گوناگونی چون مس و سیم و سرب و روی آنتیموان و ارسنیک در ناحیهٔ انارک وجود دارد. این منطقه هنوز مقادیر زیادی مس طبیعی (مس چکشی) تولید می‌کند. اکثر آن دارای نیکل است و مقدار نیکل آن در بعضی موارد به ۵۰ درصد می‌رسد. سنگهای مسی اغلب کربناتی، اکسیدی، سولفوری و پیریت‌های مس و سرب است. دومین فلز مهمی که در این ناحیه بدست می‌آید سرب است.

دسته‌های معدنچی کوچک دیگری در ناحیه علم‌کوه کاهیار (اُسباخ کوه) و نخلک که زیاد از انارک دور نیست به کار اشتغال دارند. گابریل جغرافی‌دان در سال ۱۹۳۴ دربارهٔ زندگی در دهکده‌های معدنچیان چنین می‌نویسد: «در اینجا (نخلک) سنگ سرب به روش کهن استخراج و گداخته می‌گردد و به صورت شمش‌های ۳۰ کیلویی به وسیلهٔ شتر به انارک فرستاده می‌شود.

در حدود صد نفر در معادن نزدیک به اینجا کار می‌کنند. اینها بدون خانواده خود هستند که از انارک و چوپانان و جندق و سایر جاهای دیگر آمده و معمولاً اینقدر می‌مانند تا قربانی مسمومیت سرب شده و مجبور شوند که از کار خود دست بکشند. پیر و جوان در نخلک کار می‌کنند و مزدشان ۴ تا ۷ قران در روز است. از بر زدن آفتاب کار خود را آغاز می‌کنند نزدیک غروب کارگران خسته را می‌بینید که از معدن خارج شده و کلنگهای سنگین و چراغ نفتی را با خود می‌آورند.» از سی سال پیش که این قسمت نوشته شده تغییرات عمده‌ای پدید آمده است.

خانه کارگران معدن که با همسر و بچه‌های خود در آن زندگی می‌کنند دارای آب جاریست و هر خانواده ای باغچهٔ سبزی‌کاری دارد. دیگر کارگران و گیاهان از دود سرب مسموم نمی‌شوند زیرا طریقهٔ تشویه سنگهای سربی متروک شده است. جامعهٔ این کارگران از خدمات پزشکی دایمی بهره‌مند است. کودکان دیگر کار نمی‌کنند. همهٔ بچه‌ها به مدرسه می‌روند.

قبل از مدرنیزه کردن برای جدا کردن سنگ فلز از کلوخه‌های آن دستگاه مکانیکی نداشتند، با کمک بچه‌ها و جوانان سنگهایی که مقدار فلز آنها بین ۱۰ تا ۴۰ درصد بود از کلوخه‌ها جدا و در جایی انبار می‌کردند. اما امروز که آب کافی در اختیار دارند از طریق سنگ‌شویی سرب را جدا می‌کنند. سایر سنگهای سولفوری را برای این که تبدیل به فلز شوند در کوره‌های تشویه مخصوص، (کوره فلکه) تشویه (فلکه) می‌کنند. قبلا گداز فلزات به ویژه ذوب سنگ سرب بیشتر در مقیاس کوچک انجام می‌شد.

چاله‌ای در زمین کنده و دور آن با دیوارهای کوتاهی به شکل استوانه بالا می‌آوردند و آن را پر از ذغال چوب و سنگ سرب می‌کردند. یک لوله فلزی، کوره را با دم‌دستی پوستی ساده‌ای مرتبط می‌کرد. آتش ذغال چوب، سنگ را به سرب احیا کرده و سرب از سوراخ زیر کوره به داخل چاله‌ای در جلوی آن می‌ریخت. در آنجا تبدیل به شمش‌های ده کیلویی می‌شد. وقتی که اخیراً بخش خصوصی استخراج معدن را به عهده گرفت کوره‌های ۲۰۰ تا ۶۰۰ کیلوگرم ظرفیتی در روز با دودکش ساخته شده است. این کوره‌ها به همان اصول کوره‌های روزگار کهن عمل می‌کنند ولی دارای دم فانوسی دو دسته‌ای شبیه به آنهایی که آهنگران به کار می‌برند می‌باشند.

خاک سرب با خاک ذغال یا مقدار کمی گل رس با هم آمیخته شده و با دست به صورت گلوله (گندله) درآمده و در کوره‌های کوچک در همجوش می‌شوند. گندله‌های در همجوش را به سنگ سرب معمولی افزوده و ذوب می‌کنند، و بدین ترتیب از خاک سرب که اغلب تا ۳۰ درصد محصول است استفاده می‌شود.

خاک مس را هم با سنگ مس معمولی در کوره‌های نسبتاً بزرگ مس می‌گذارند. این کوره‌ها با دودم فانوسی بزرگ که قطر هر کدام تقریبا ۸۵ سانتیمتر است و در ساختمان جداگانه کار گذاشته شده و با لولهٔ خرطومی چرمی (نایه) به لولهٔ فلزی کوره وصل می‌شود کار می‌کنند.

این کوره‌های عمودی دارای سوراخ داش بوده و زیر آن سوراخی برای جمع کردن فلز (عیار) وجود دارد. مسی که بدست می‌آید خوب خالص است. این مس را به شکل شمش می‌ریزند. قبلاً آن را به مسگرهای کاشان و اصفهان و کرمان می‌فروختند، اما از هنگامی که کارخانهٔ پالایش مسی به طریق الکترولیتیک در نزدیک تهران افتتاح شد تمام مس انارک به آنجا فروخته شده و صنعتگران طبق اندازه و نیازمندی خود از آنجا خریداری می‌کنند مالکین معادن خصوصی برای گرفتن پروانهٔ استخراج، سالانه مبلغی به نام عشر به ادارهٔ کل معادن پرداخت می‌کنند.