از حلاجی و ریسندگی الیاف تا تولید نخ

در بخش شناسایی الیاف، اطلاعاتی نسبت به انواع الیاف ارایه شد. می‌دانیم که جهت تولید پارچه نیاز به نخ داریم تا بتوانیم پارچه‌‌‌ی مورد نظر را در اختیار داشته باشیم. حال مختصری از چگونگی مراحل کار الیاف از ابتدا تا تبدیل به نخ را شرح داده تا بیشتر با این بخش از کار آشنا شویم.

همان‌گونه که قبلاً شرح داده شد، الیاف نباتی و حیوانی نسبت به سایر الیاف غیرطبیعی (مصنوعی) دارای ناخالصی‌هایی می‌باشند که بایستی از سطح الیاف برداشته و یا دور شوند. مثلاً در غوزه‌‌‌ی پنبه علاوه بر تخم پنبه، هنگام چیدن غوزه و یا حمل آنها پس از چیدن، مقادیری از تکه‌های برگ خشک غوزه و یا گرد و خاک ناشی از حمل و نقل بر روی سطح الیاف پنبه می‌چسبد که می‌بایستی این اضافات گرفته شوند.

به همین منظور، این الیاف را از ماشین‌های مخصوصی عبور می‌دهند و توسط زننده‌های مختلف تا حدودی این ناخالصی‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها برطرف می‌شوند و نهایتاً در قسمت حلاجی که ابتدا و شروع کار یک واحد توليدی نساجی می‌باشد، الیاف کاملاً حلاجی شده و علاوه بر برطرف شدن کامل ضایعات، الیاف باز می‌شوند (پوش می‌شوند) که اغلب در حلاجی‌های دستی و خانگی از جمله به هنگام تهیه‌‌‌ی لحاف و توسط لحاف‌دوزها این عمل کار را دیده‌اید.

پس کار حلاجی، باز کردن الیاف و برطرف نمودن کامل خار و خاشاک آن می‌باشد. پس از حلاجی مقدماتی وجود دارد که به آن مقدمات ریسندگی نیز می‌گویند، که عبارتند از:

تهیه‌‌‌ی متکا (متکا پیچی)، تبدیل متکا به فیتیله، موازی کردن الیاف در ماشین‌های ۶ یا ۸ لاکنی جهت به دست آوردن نخ مرغوب، خوب و پر استحکام که بدین صورت ۶ فیتیله یا ۸ فیتیله‌‌‌ی به دست آمده را به طور موازی از ماشینی که نام برده شد (۶ یا ۸ لاکنی)، عبور می‌دهند و مجدداً یک فیتیله به دست می‌آورند که بسیار مرغوب می‌باشد. تبدیل فیتیله‌‌‌ی نهایی به نخ نازک‌‌‌‌‌‌‌تر (فلایر یا نیم تاب) به این صورت است که در این دستگاه، فیتیله‌‌‌ی به دست آمده در اثر کشش‌های لازم نازک‌‌‌‌‌‌‌تر می‌شود و تا حدودی نیز تاب داده می‌شود، مرحله‌‌‌ی آخر ریسیدن و یا به دست آوردن نخ مورد نیاز توسط دستگاه‌‌‌‌‌‌هایی به نام رینگ یا تمام تاب است. در حالت دستی، احتمالاً ممکن است که در اغلب روستاها دیده باشید، الیاف را توسط دوک دستی و یا چرخ دستی تابانده، بدین شکل که با به گردش درآوردن دوک (فر دادن) و اتصال سر الیاف به نوک دوک، الیاف مذکور در اثر گردش دورانی دوک تبدیل به نخ می‌شوند. این کار به مهارت و تجربه نیاز دارد ولی بسیار ساده است.

البته در سیستم دستی، نمره‌‌‌ی نخ و یا تعداد لاهای نخ مطرح نمی‌باشد چون نخ به دست آمده توسط ماشین، یکنواخت و صاف و دارای قطر مساوی در طول خود می‌باشد ولی در سیستم دستی و دوکی دارای ناهمواری است و کلفت و نازک بودن نخ در طول خود، بیانگر این است که نخ مذکور دستریس می‌باشد که در نوع خود جالب است و می‌تواند در سطح پارچه‌ای که توسط این نوع نخ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها بافته می‌شود، اِفه‌ی بافت ایجاد نماید که بسیار جالب و دیدنی است.