آشنایی با مهم‌ترین پارچه‌های دستباف ایرانی (بخش اول)

ایکات که مأخوذ از واژه‌ی مالایایی منجیکات است و در فارسی دارایی نامیده می‌شود، روشی کهن در بافت پارچه‌های منقّش با رنگ‌ناپذیر کردن نخ‌ها پیش از بافتن آنهاست تا بتدریج و به موازاتی که کار بافتن پیش می‌رود، نقش نیز نمودار گردد. ایکات به معنای بستن یا گره زدن یا پیچاندن است و منظور از آن، شیوه‌ی بستن تار و پود از روی الگویی است که از پیش آماده شده است.

اگر چه خاستگاه این روش دقیقاً مشخص نیست اما برخی محققان بر این عقیده هستند که این گونه بافت‌ را قرن‌ها قبل از توسعه‌ی بازرگانی اروپا- در قرن‌های پانزدهم و شانزدهم- اقوام گوناگونی در ممالک مختلف جهان، هر یک مستقل از دیگری، ابداع و به موازات یکدیگر رشد داده‌اند. ضمن آنکه برخی از پژوهشگران با تأکید بر پیچیدگی این روش بافت، شک دارند که ایکات را بیش از یک قوم ابداع کرده باشد و بر این اساس آن را دارای زادگاه خاص و واحدی می‌دانند.

تنوع، پیچیدگی و ظرافت نقش‌ها و روش‌هایی که در جزایر مالی، سومبا، سوماترا، و برنئو یافت شده است، دلالت بر آن دارد که اگر زادگاه واحدی برای این شیوه بافت وجود داشته، در منطقه‌ی اندونزی بوده است.

قدیمی‌ترین نمونه‌ی موجود، ایکات، مصری است و تاریخ بافت آن حدود سال۱۱۰۰ میلادی است. نقش‌های دیواری آجنته که در شمال غربی هندوستان در حدود پنجاه سال پیش از آن ساخته شده، زنانی را نشان می‌دهد که جامه‌‌‌هایی با نقش ایکات پوشیده‌اند. نبود مدارک دیگر، تعیین تاریخ دقیق بافت را دشوار و پیگیری چگونگی توسعه‌ی روش‌‌ها و نفوذ نقش‌های بیگانه را ناممکن می‌سازد.

ایکات را از مکزیک تا پرو می‌بافتند، ضمن آنکه در بیشتر مناطقی که در حوزه‌‌ی اسلام واقع بوده‌اند، از ماداگاسکار تا اسپانیا و از هندوستان تا آفریقای غربی این روشِ بافت مشاهده شده است. در ژاپن نیز ایکات رواج داشته ولی در مناطق خشک شرق آسیا۔ شاید به دلیل آنکه چینی‌ها از پیش، سنتی در بافت پارچه‌های عالی و ظریف داشته‌اند نشانی از ایکات یافت نمی شود. 

در کشورمان این شیوه‌‌ی بافت از گذشته‌های دور در مناطق مختلفی وجود داشته ولی در حال حاضر ایکات یا دارایی را تنها می‌توان در کارگاه‌های محدودی در شهر یزد مشاهده نمود که تنی چند از صنعتگران هنرمند هنوز این شیوه‌‌ی بافت را حفظ نموده‌اند.

به دلیل کاربرد روش ایکات در مورد تار یا پود یا هر دو، لازم است میان ایکات تار و ایکات پود و ایکات دوگانه فرق قایل شویم. ضمن آنکه لازمه‌‌ی هر سه روش آن است که نخ‌ها روی نوعی چارچوب کشیده شوند تا بتوان آنها را را به صورت نقشی جمع کرد و به هم بست.

ایکات‌های تار معمولاً ثابت هستند و همین که روی دستگاه بافندگی نصب شوند، دیگر به آنها دست نمی‌زنند و فقط پود رنگیِ واحدی را به آنها می‌بافند. البته این قاعده، استثنایی نیز دارد و آن اینکه، هنگامی که تارها را به صورت افقی می‌بندند، باید آنها را به ترتیب و توالی، به جلو بکشند تا نقش پیکان یا شعله‌ای از آن پدید آید.

ایکات‌های پود به کار بیشتری روی دستگاه بافندگی نیاز دارند زیرا هرگره‌ای باید در جایی دقیق و معین زده شود تا نقش ظاهر گردد. البته بافنده تا اندازه‌ای می‌تواند با حرکت دادن و جلو و عقب بردن پود، نقش‌‌‌هایی را که خود در نظر دارد، به وجود آورد.

ایکات‌های دوگانه به مهارت فوق‌العاده‌ای که در هر دو روش باید به کار بسته شود، نیاز دارد و گاه تکمیل این بافت‌های ظریف پیچیده یک سال یا بیشتر زمان می‌گیرد.

در هر سه روش، وقت‌گیرترین کار، بستن و رنگ زدن و گشودن نخ‌هاست. مقدار بستن از اندازه‌‌ی ظرافت نقشی تبعیت می‌کند. برای رنگ زدن تا گذشته‌ای نه چندان دور، همواره از رنگ‌های طبیعی استفاده می‌شد ولی امروزه رنگ‌های شیمیایی جای رنگ‌های طبیعی را گرفته و کمتر از رنگ‌های طبیعی استفاده می‌شود. در هر حال در رنگرزی با رنگ‌های طبیعی: از نیل برای رنگ آبی، روناس و قرمز دانه، برای رنگ قرمز؛ پوست درخت و گل برای رنگ زرد، مواد معدنی و خاکی گوناگون برای رنگ سیاه استفاده می‌شده و استفاده می‌گردد.

تا چند سال قبل برای تار و پود پارچه‌‌‌هایی که با روش ایکات در یزد تولید می‌گردید، از ابریشم طبیعی استفاده می‌شد ولی در حال حاضر از نخ ویسکوز برای تار و از ابریشم مصنوعی یا ویسکوزرایون فیلامنت برای پود استفاده می‌گردد. با روش ایکات و ضمن استفاده از مواد اولیه‌ای که به آن اشاره شد، انواع پارچه که به مورد استفاده‌‌ی رولحافی، بقچه، سوزنی و رومیزی دارد، تولید می‌گردد.

با ادامه و استمرار انواع روش‌ها در بافت دارایی یا ایکات، نقش‌های بیشمار از ساده‌ترین صور راه راه و هندسی تا پیچیده‌ترین سبک ژاکارد از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است. هیچ گاه دو گونه ایکاتِ همسان نمی توان یافت بلکه هر بافت، نرامی و موّاجی ویژه‌ای دارد که آن را از انواع دیگر بافت‌های رنگین و حتی چاپ کلافه‌ای (باتیک) متمایز می‌سازد.

جاجیم

جاجیم یکی از قدیمی‌ترین پارچه‌های دستباف ایران است که تا سال‌های نه چندان دور نیز متقاضیان و خواستاران زیادی داشت، هر چند که امروز نیز در بسیاری از مناطق روستایی و عشایری کشورمان تولید آن مرسوم و متداول می‌باشد. 

مهم‌‌‌‌ترین مصرف جاجیم درگذشته، استفاده از آن به عنوان رو کرسی بود ولی امروزه از جاجیم علاوه بر روکرسی برای تهیه‌‌ی انواع پشتی، کیف، ساک، رومبلی، روکش صندلی اتومبیل و.... نیز استفاده می‌شود. 

مهم‌ترین ماده‌‌ی اولیه‌‌ی مصرفی در تولید جاجیم، نخ پشمی الوان می‌باشد که ممکن است نخ پشمی به صورت رنگ شده از کارخانه خریداری و یا به شیوه‌‌ی سنتی و در کارگاه‌های کوچک رنگرزی یا به وسیله‌‌ی رنگرزان محلی، رنگ شده و مورد استفاده قرار گیرد. به طور کلی باید گفت: از نخ پشمی در تار و پود جاجیم استفاده می‌گردد و تنها نخ پنبه‌ای در پود نازک آن کاربرد دارد. ضمن آنکه برای تولید جاجیم‌های ابریشمی نیز از نخ ابریشمی در تار و پود و از نخ پنبه‌ای در پود نازک استفاده می‌شود. 

استان اردبیل و به ویژه روستاهای بخش خورش رستم شهرستان خلخال، مهم‌ترین مرکز تولید جاجیم است و در حال حاضر در ۳۸ روستا از بخش خورش رستم از جمله روستاهای نیمهیل، چنارلیق، برندق، سفیدآب، نوده، کیوی، کیوی زاویه، نساز، سجهرود، آهو، جعفرآباد، و... جاجیم تولید می‌شود. 

نخ‌های پشمی یا ابریشمی الوان، همراه با طرح‌های اصیل و سنتی رایج در مناطق تولید، ویژگی خاصی به جاجیم می‌بخشد و عمده‌ترین تفاوت جاجیم‌های تولیدی مناطق مختلف، طرح‌های آن است که در هر منطقه، خصوصیات و ویژگی‌های خود را داراست. جاجیم معمولاً به صورت نواری به عرض ۱۸ تا ۳۵ سانتیمتر و طولی حدود ۳۰ تا ۴۰ و بعضاً تا ۶۰ متر بافته شده و بر اساس کاربردهایی که دارد، در قطعات مورد نظر بریده می‌شود و مورد استفاده قرار می‌گیرد.

برای تولید جاجیم از ابزار و وسایلی بسیار ساده که می‌توان گفت سال‌ها و شاید قرن‌هاست در آن تغییر چندانی داده نشده، استفاده می‌گردد و باید گفت مهم‌ترین عامل تولید، همان نیروی بافنده و ابتکار اوست. 

بافت جاجیم پس از تهیه‌ی نخ مورد نیاز در رنگ‌های مختلف، با چله‌کشی آغاز می‌شود و اغلب تمام مراحل بافت مخصوصاً چله‌کشی آن در فضای باز و همانند چله دوانی قالی‌های فارسی بافت صورت می‌گیرد، بدین ترتیب که در محوطه به طول تقریبی ۱۵ تا ۲۰ متر، به وسیله‌‌ی چهار عدد میخ چوبی وضعیتی به شکل زیر روی زمین ایجاد می‌شود.

پس از ایجاد وضعیت فوق‌الذکر، گلوله‌های رنگین نخ توسط شخص چله‌کش به دور این میخ‌های چوبی گردانده می‌شود. درازای تقریبی این چهار ضلعی بین ۱۰ تا ۱۵متر می‌باشد. و طول محیط آن، طول چله و در نهایت طول نوار جاجیم را تشکیل خواهد داد. با گردش مداوم شخص چله‌کش به دور این چهار ضلعی و تغییر دادن گلوله‌های رنگی نخ پشمی، طراحی (رنگ بندی و نقوش) جاجیم نیز شکل می‌گیرد.

چون در جاجیم بافی طراحی منحصراً بر روی تار یا چله انجام می‌گیرد. در هر دور گردش نخ به دور محیط این چهار ضلعی، یک‌نفر در نقطه‌‌ی (ب) نشسته، در این نقطه همانند کوجی گذاشتن روی دار قالیبافی، کوجی می‌گذارد، این عمل را گوشواره چینی نیز می‌گویند. شخص کوجی‌گذار، گرداننده‌‌ی اصلی کار چله‌کشی بوده و از مهارت بیشتری برخوردار است و معمولاً گردش نخ توسط افرادی با مهارت کمتر انجام می‌شود و اکثر اوقات هر نفر یک رنگ گلوله‌ی نخ را می‌گرداند و این عمل به دفعاتی تکرار می‌شود تا تعداد مورد نظر نخ که عرض نوار جاجیم را تشکیل خواهد داد، به دور این میخ‌های چوبی گشته باشد. 

پس از پایان چله‌کشی، چله را روی زمین دراز می‌کنند، بدین نحو که با دو عدد میخ چوبی یا فلزی بزرگ، عرض چله را در یک طرف محکم نموده و انتهای چله را که به صورت یک گلوله‌‌ی بزرگ پیچیده شده، در انتها محکم می‌نمایند و ضمناً با گذاشتن یک سه پایه‌‌ی چوبی نسبتاً بزرگ، کوجی را که بر روی چله سوار است، از بالای سه پایه آویزان می‌کنند، بدین ترتیب چله بر روی زمین آماده‌‌ی بافت بوده و جاجیم بافی آغاز می‌گردد.

موقع بافت، زن بافنده نزدیک سه پایه بر روی چله می‌نشیند و پس از گذراندن پود از لابه‌لای تارهای چله، با دو دست توسط قطعه چوبی به نام قلیچ یا قلیش ضرباتی به تارهای چله وارد می‌نماید تا پود کاملاً بین آنها محکم شود. پس از گذراندن هر پود، سه ضربه توسط قلیچ بر پود زده می‌شود، دو ضربه ملایم و یک ضربه محکم‌تر (در واقع این عمل نظیر ضربه‌ای است که در دستگاه بافندگی دستی توسط دفتین به پود زده می‌شود و آن را محکم‌تر با تارهای چله درگیر می‌نماید).

با گذراندن هر پود، کوجی را جا به‌ جا می‌نمایند و تعداد مورد نظر تارهای رنگی چله را که قبلاً مشخص نموده‌اند (به صورتی که در تصویر صفحه‌‌ی بعد دیده می‌شود) و در نهایت طرح و نقش جاجیم را از بقیه‌‌ی تارها جدا نموده و هر بار تعداد و ترتیب رنگ‌‌‌هایی را که پود از وسط آنها خواهد گذشت را تغییر داده و به بافت جاجیم تا آخر ادامه می‌دهند.

همان طور که گفته شد، وجه مشخصه‌‌ی جاجیم‌های تولیدی در استان‌های مختلف و نیز مناطق مختلف یک استان با یکدیگر، طرح‌های آن است که این طرح‌ها با ظرافت و زیبایی و ضمن بافت بر جاجیم نقش می‌بندد، چنان‌که در روستاهای بخش خورش رستم شهرستان خلخال طرح‌‌‌هایی نظیر جولما، سیرگا، بادامی، که جی، ناخنی بز، دیر ناقی، اوزوک نگین انگشتر، قاشی و... بر روی نوار جاجیم مشاهده می‌شود.

گفتنی است انواع دیگری از جاجیم نیز در روستاها و مناطق عشایری استان فارس، به ویژه در منطقه‌‌ی فیروزآباد بافته می‌شود که دارای عرض بیشتری بوده و دستگاه بافت آن نیز با دستگاه جاجیم بافی در روستاهای خلخال متفاوت است و طبعاً از لحاظ رنگ‌بندی، طرح‌ها و نقوش ویژگی‌های خاص خود را دارد.

پارچه‌‌ی ابریشمی تولیدی در کلات استان خراسان 

در حال حاضر بافت نوعی پارچه‌‌ی ابریشمی در کلات و به ویژه در روستاهای قلعه زو و زاوین مرسوم و متداول است که ویژگی‌های خاصی دارد. 

این نوع پارچه به وسیله‌‌ی دستگاه‌های ساده‌‌ی بافندگی که دارای عرض تا حدود ۱۰۰ سانتیمتر است، تولید می‌گردد. و طرح‌هایش غالباً هندسی است که به صورت برجسته جلوه می‌نماید. طرز عمل، بدین ترتیب است که در حین بافت، طبق طرح ذهنی، پود پارچه با دست از لابه‌لای نخ‌های تار عبور کرده و قسمت‌های اضافی در پشت پارچه مخفی می‌ماند. حاصل این نوع بافت که شکل تکامل یافته‌ای از بافت معروف به بافت ناخنی است، معمولاً به مصرف لبه‌ی یقه، سرآستین، پای دامن، جلوی پیراهن و... می‌رسد. 

ضمن آنکه روسری و سفره و نظایر آن را از به هم دوختن قطعات بافته شده تهیه می‌نمایند. طرح‌های رایج در این نوع پارچه که تار و پود آن از ابریشم طبیعی می‌باشد، شامل طرح‌های اصیل و سنتی منطقه از جمله پرده‌ای، کج بوته. ساراته، گل، ریزه گل، پناورا (به معنی پول خرد)، قشماری و... می‌باشد که به صورت ذهنی بر متن پارچه و ضمن بافت به وجود می‌آید که به خاطر استفاده از نخ‌های ابریشمی رنگین و رنگ‌های شاد و زنده نظیر زرد، قرمز، سرمه‌ای، آبی، زیبایی خاصی به پارچه می‌بخشد.

در مناطق توليدیِ این نوع پارچه مرسوم است که دختران به هنگام ازدواج تعدادی از محصولات تولیدی خود را که شامل سفره و پیراهنی و... می‌باشد، به عنوان جهیزیه به خانه‌‌ی داماد می‌برند. و ضمناً در روز عروسی، زیباترین پیراهن دستباف خویش را نیز بر تن می‌کنند تا آداب و رسوم رایج را کاملاً رعایت نمایند.

چادر شب ابریشمی قاسم‌آبادِ رودسر گیلان 

چادر شب که در بسیاری از مناطق ایران و به ویژه در روستاها بافته می‌شود، معمولاً در اندازه‌‌ی ۲×۲ متر مربع بوده و برای پیچیدن تشک، لحاف، البسه و نظایر آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. چادر شب معمولاً دارای تار و پود نخ پنبه‌ای بوده و از طرح‌های ساده‌ای نیز برخوردار است ولی چادر شبی که در روستای قاسم‌آباد رودسر استان گیلان بافته می‌شود، اغلب چنین کاربردهایی نداشته بلکه به سبب طرح و رنگ‌بندی زیبا و جالبی که دارد، بیشتر برای روتختی، پرده‌ای، و یا به صورت تکمیلی به شکل لباس، جلیتقه، کلاهک آباژور و... از آن استفاده می‌گردد. 

چادر شب در قاسم‌آباد گیلان از آن چنان وجهه‌ی خاص برخوردار است که هر عروس قاسم آبادی حتماً می‌بایست یک چادر شب یکرنگ ابریشمی را به عنوان جهیزیه خود به خانه‌‌ی داماد ببرد. لازم به توضیح است که معمولاً در قاسم‌آباد، چادر شب با دو طرح بافته می‌شود: یکی به صورت چهارخانه که به آن چادر شب چهارخانه می‌گویند و نوع دیگر چادر شبی است که با اشکال مختلف و تقریباً مشابه و متقارن با هم بافته می‌شود که به آن چادر شب یکرنگ می‌گویند و ارزش کمی و کیفی این نوع چادر شب از چادر شب چهارخانه بیشتر است مخصوصاً اگر از ابریشم بافته شود. 

چادر شب‌های تولیدی در قاسم‌آباد رودسر معمولاً به ۵ نوع تقسیم می‌شود:

۱. چادر شب معمولی که دارای تار و پود نخ پنبه‌ای است.

۲. چادر شب از ابریشم و نخ پنبه‌ای.

۳. چادر شب از ابریشم درجه ۳ لازم به توضیح است که به ابریشم درجه ۳ در زبان محلی کج می‌گویند.

۴. چادر شب از ابریشم خالص که در واقع مرغوب‌‌‌‌ترین نوع چادر شب است.

۵. چادر شب از نخ پنبه‌ای و کانوا که البته این نوع چادر شب از اصالت چندانی برخوردار نیست.

ابزار و وسایلی که در تهیه‌‌ی چادر شب در کارگاه‌ها از آن استفاده می‌شود، عبارتند از دستگاه بافندگی، چرخ ریسندگی و پاتیل رنگرزی.

دستگاه بافندگی شامل وسایل زیر است:

لتاک عبارت از تخته‌ای است که به هنگام بافتن، به طور عمودی پشت ورد قرار می‌دهند که دو رشته‌‌ی تار و پود از هم باز شده تا صنعتگر بتواند روی متن پارچه نقش بیاندازد.

پرک قرقره‌ای است بالای دستگاه بافندگی که در قسمت شانه قرار گرفته و سبب می‌شود نخی که از پدال زیر پای صنعتگر به ورد وصل است، گردش کرده تا تار و پود را از هم باز نگهدارد.

عروسک قرقره‌ای است که پرک را در بالای دستگاه نگه می‌دارد.

پاکتله عبارت از دو تخته‌ای است که در زیر پای صنعتگران قرار داشته و به ورد وصل است که به آن پدال هم می‌گویند.

ورد وسیله‌‌ی شانه مانند نخی است که فقط نخ‌های تار از آن رد می‌شود.

ماکو وسیله‌ای است که یک قرقره به نام ماسوره در آن قرار داشته و پس از باز شدن تارها از هم، از داخل آنها رد می‌شود و قسمت پود را جاگذاری می‌کند.

به طور کلی یک چادر شب از ویژگی‌های زیر برخوردار است:

- از ۷ یا ۸ تکه که به هم دوخته شده‌اند، تشکیل می‌شود.

- عرض هر کدام از این تکه‌ها ۳۰ سانتیمتر و طول آنها ۲۰۰ سانتیمتر است.

- رنگ‌‌‌هایی که برای نقش اندازی روى چادر شب به کار می‌رود معمولاً تند و پررنگ هستند ولی هماهنگی خاص خود را دارا می‌باشند.

- بهترین نوع چادر شب، چادر شبی است که هم متن آن از ابریشم باشد و هم نقش آن از ابریشم.

- رنگی که برای رنگ کردن مواد اولیه‌ی چادر شب به کار می‌رود، باید ثابت باشد.

- برای رنگ کردن ماده اولیه‌‌ی چادر شب بیشتر از رنگ قرمز تند و نیز رنگ‌‌‌هایی با زمینه‌‌ی قرمز مثل رنگ جگری، گلی، آجری و نظایر آن استفاده می‌شود.