چند هزار سال پیش یکی از اجداد ما متوجه شد که میتواند روی دیواره ی غاری که در آن می زیست تصویر چند گاو و بز وحشی را نقاشی کند. دیری نپایید که دریافت میتواند پیکره ی همان گاو و بزها را بر دیواره ی غار حکاکی کند. مدتی طول کشید تا به آن حیوانات دست یافت و از پوست آنها زیراندازی ساخت که فرش زیر پایش شد و از پشم آنها تن پوشی بافت که پر از نقش و رنگ بود.
زمان گذشت. فهمید میتواند از خاک، سفالینه ‌ها و ظروفی بسازد که در آنها آب و غذا حمل کند، روی سفالینه ‌ها نقش کشید و طرح زد.
خط اختراع شد. دریافت اگر حروف را کمی با ظرافت پیچ و تاب دهد زیباتر و دلنشین تر میشود.
فهمید میتواند چوب را خراطی کند و کاسه و ظرف بسازد، بشقاب و خمره بسازد.
فلز را کشف کرد. چاقو ساخت، نیزه ساخت، جام و ساغر ساخت. ریتون هایی ساخت که نقش شیر و قوچ و گاو بر بدنه ی آنها آفریده بود.
نی را ساخت و تنهایی خود را در آن دمید. با سازهای کوبه ای به رقص و آواز پرداخت.
آنچه تاریخ گواهی میدهد بشر از زمانی که زیستن ابتدایی را آغاز نموده، وجودش با هنر و صنایع دست ساز آمیخته بوده و دست سازه هایش بخشی از زندگی او بوده است.
گاهی این هنر دستی، جزء وسایل روزمره اش می شده، گاه حاصل زیبایی شناسی اش، و گاه روند تکاملی و کمال طلبی اش.
گاهی تکه سنگی زیبا نماد وفاداری و گردن آویز دو معشوقه میشد، گاهی مهره های چوبی، دست ساز مادری بود که بر گردن کودکش آویخته میشد.
گاهی با خلاقیت ابزاری می ساخت که مایه ی فخرفروشی به سایر اقوام میشد و گاهی این دست سازها تجلی گر فرهنگ و بینش یک قوم میشد.
گاهی با تابلوی نقاشی وارد مذهب میشد تا تصویرگر بهشت جاویدان باشد، و گاه نماد جنگ و قدرت طلبی و گاه هدیه ای برای صلح و دوستی.
گاه گیوه ای پاپوش رعیتی میشد و گاه در قاموس تاج شاهی رخ می نمود.
گاه فرش میشد و طبیعت را به زیر پای آدمی می کشاند و گاه عرش میشد و بر گنبدها و نگاره ‌ها و مناره ‌ها سر به آسمان می افروخت.
هنر و صنایع دستی چیزی است که از ابتدای تمدن بشر با او همراه بوده و با ذات وجودی او عجین شده است. از این روست که با آنکه ما وارد عصر ماشین و تکثیر و مونتاژ شده ایم، وقتی به هنرهای دستی و هنرهای تجسمی دست می یازیم، حس آرامبخش و لذتبخشی به ما انتقال میدهد و انعکاسی از وجود خویش را در بخشی از این آثار هنری می یابیم. زیرا ما را به خاستگاه اولیه امان، که همان “طبیعت” است بازمیگرداند و احساس هایی که نسل به نسل و سینه به سینه در وجودمان ریشه دوانده را برمی انگیزاند.
گروه «هنریاب» بر آن است تا با درک عمیق این میراث و مسیر بلند نیاکان و اجداد و تاریخ مان، بابی تازه و پویا را در عرصه ی هنرهای تجسمی و صنایع دستی بگشاید و مکانی باشد برای پیوند هنرمندان و دوستداران هنر و صنایع دستی.
رسالتی که گروه «هنریاب» سنگینی آنرا احساس میکند نه تنها این میراث کهن و پشتوانه ی هزاران ساله است بلکه احترام و ارج نهادن به هنرمندانی است که تفکر و احساس های ناب خویش را در آثار هنری خود بر جای گذاشته اند تا ما با عشق به این آثار و صاحبان اثر، زیبایی و طبیعت را به زندگی خود بیاوریم و به توسعه ی این صنعت پاک کمک کنیم.
ایران که جزء سه کشور برتر دنیا در تولید صنایع دستی (و به لحاظ تنوع در رأس همه ی کشورهای دنیاست) و پیشینه ای قوی و غنی در ارائه ی هنرهای تجسمی دارد یکی از کانون های مهم فرهنگی و هنری جهان است که شایسته ی آن است جایگاهی بهتر و والاتر در سهم اقتصادی هنر جهان داشته باشد.
گروه «هنریاب»، همت گماشته است هنری را که میراث سرزمین مادری مان است یکی از بهترین و بزرگترین مراکز عرضه ی این آثار در دنیا باشد و ثابت کنیم که “هنر نزد ایرانیان است و بس”.
ما سازمانی هستیم شایسته و توسعه محور و همسو با صنعت توریسم و گردشگری، که قصد دارد در کنار استادان و هنرمندان و دانشجویان، جایگاه واقعی صنایع دستی و هنرهای تجسمی ایران را به مردمان دیگر سرزمین ‌ها بشناساند و جایگاهی قابل اعتماد باشد برای تعامل، خرید و فروش محصولات هنری و ارتباط هنردوستان ایرانی.
همچنین «هنریاب» قصد دارد مکانی برای ترویج و احیاء فرهنگ آموزش و مطالعه و ارتقاء این هنرها باشد و محلی برای تبادل اندیشه ‌ها و تجربه ‌ها و آموخته های هنرمندان، هنردوستان و استادان.
بی شک خاستگاه اصلی این آثار هنری، ذوق و تلاش و تفکر هنرمندان و استادانی است که با عشق، بخشی از وجود خویش را در دل این آثار پدید آورده اند و این زیبایی ‌ها را آفریده اند و «هنریاب» جلوه گاه و تجلی گاه و ویترین این آثار ارزشمند است. ما به این میراث ارزشمند پایبند و وامداریم و هر روز برای رشد و پیشرفت و توسعه ی این “هنر- صنعت” از هیچ کوششی دریغ نخواهیم کرد.

«هنریاب»